English Version
This Site Is Available In English

تولد واقعی زمانی است که چیزی از «درون» بشکند

تولد واقعی زمانی است که چیزی از «درون» بشکند

هفتمین جلسه از دوره چهارمین جلسات آموزشی عمومی کنگره ۶۰ نمایندگی سالار خمین با استادی  مسافر راهنمای محترم مسافر سعید، نگهبانی مسافر باقر و دبیری مسافر حامد با دستور جلسه‌ی «صورت مسئله اعتیاد» در روز پنجشنبه ۱۴۰۵/۰۶/۰۹ رأس ساعت ۱۷:۰۰ شروع به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد :

سلام دوستان، من سعید هستم؛ یک مسافر. خدا را شاکرم که توفیق داد یکی دیگر از جلسات کنگره ۶۰ را در خدمت شما باشم و از مشارکت شما آموزش بگیرم. امیدوارم که در کنار هم بتوانیم مفید واقع شویم.

در رابطه با دستور جلسه امروز، می‌خواهیم درباره «صورت مسئله اعتیاد» صحبت کنیم؛ یکی از مهم‌ترین مباحث کنگره ۶۰ که باعث شد تمرکز اصلی درمان در این کنگره بر روی اعتیاد قرار بگیرد.

من همیشه در زمان‌های تاریکیِ زندگی‌ام، شعری می‌خواندم و با خود می‌گفتم: «امیدوارم روزی نجات پیدا کنم». آن زمان واژه‌ی «نجات» را به کار می‌بردم، چون نمی‌دانستم باید بگویم «درمان می‌شوم» یا «رها می‌شوم». اما این شعر همیشه به من امید می‌داد:

یوسف گم گشته باز آید به کنعان غم مخور

کلبه احزان شود روزی گلستان غم مخور
ای دل غم دیده حالت به شود دل بد مکن

این سر شوریده باز آید به سامان غم مخور

…

دائما یکسان نباشد حال دوران غم مخور

آن مشو نا امید چون واقف نهی اسرار غیب

هستند در پرده بازی های پنهان غم مخور

این شعر به من امید داد و من ادامه دادم تا به نتیجه رسیدم. امیدوارم شما هم که اینجا هستید، همین مسیر را طی کنید. به افتخار خودتان یک دست بزنید!
اولین سوال این است: اعتیاد چیست؟ اعتیادی که من و شما قبلاً درگیرش بودیم، از دید جامعه و همسفران، «لعنت خداوند» نامیده می‌شد. اما وقتی به اینجا آمدیم و درمان شدیم، متوجه شدیم که آن چیز لعنت نبود، بلکه «رحمت خداوند» بود که ما را به این مسیر هدایت کرد.

در خارج از کنگره، اعتیاد را یک بیماری «لاعلاج، پیشرونده و غیرقابل درمان» می‌دانند. اما در کنگره ۶۰، تعریف ما متفاوت است.
اعتیاد یعنی جایگزینی مواد مخدر بیرونی به‌جای مواد مخدر درونی. اعتیاد آن غول بی‌شاخ و دمی نیست که درمان نداشته باشد؛ مسئله بسیار کوچک‌تر از این حرف‌هاست.

هر انسانی، به عنوان اشرف‌المخلوقات، بهترین چیزی را که در درونش داشت (آن مواد شبه‌افیونی درونی)، کنار گذاشت و وابسته به «غیر» شد. وقتی وابسته به غیر شدیم، کوچک شدیم. مثل داستان زلیخا که زیباترین و ثروتمندترین زن مصر بود، اما به خاطر وابستگی به غیر، همه چیزش را از دست داد و تنها زمانی به خواسته‌اش رسید که از دلش گذشت و بت‌هایش را شکست.
تصور کنید ۲۰ سال تمام، شما در برابر ویرانه‌های یک ساختمان که خودتان با چکش و قلم ساخته بودید، نشسته‌اید. نه اعتباری دارید و نه اعتماد. اما وقتی وارد کنگره می‌شوید، مسیر درمان مشخص می‌شود.

در طی ۲۱ روز اول که مصرف مواد (مانند اوتی) را طبق راهنمایی شروع می‌کنید، فرآیندی از بازسازی رخ می‌دهد. مثل اینکه ۵۰ نفر بیایند و آن ویرانه‌ها را صاف کنند تا دوباره بتوانید روی آن بایستید. با گذشت زمان، قدرت‌های درونی شما (که در ابتدا کم بود) دوباره با مواد درونی شما ترکیب شده و تعادل برقرار می‌شود.

این مسیر از «درمان» شروع شده، به «تعادل» می‌رسد و در نهایت به «تکامل» ختم می‌شود.

مثلث درمان: جسم، روان و جهان‌بینی

درمان در کنگره بر سه ضلع استوار است:

جسم: اگر جسم سالم نباشد (مثل اسبِ پاشکسته)، حتی بهترین سوارکار هم نمی‌تواند موفق شود.
روان: مربوط به خلق‌وخو و ثبات روحی.
جهان‌بینی: دیدگاه شما به زندگی.
اگر یکی از این اضلاع نباشد، تعادل برقرار نمی‌شود. مثلاً اگر جسم و روان خوب باشد اما جهان‌بینی شما در میان سنگلاخ و چاله باشد، باز هم به مقصد نمی‌رسید. این سه ضلع باید هم‌زمان در طول ۱۰ ماه درمان شوند.

چرا درمان در خارج از کنگره دشوار است؟

دلیل اصلی این است که در بیرون، فرد را «می‌شکنند»؛ با سوالاتی مثل «چرا این کار را می‌کنی؟» یا «چرا دنبال این هستی؟». اما در کنگره، ما یاد می‌گیریم که مانند مرغی که روی تخم‌ها می‌نشیند تا آن‌ها را گرم کند، باید انرژی را به درون برگردانیم.
تولد واقعی زمانی است که چیزی از «درون» بشکند. وقتی از درون تغییر می‌کنید، آن ساختار جدید پایدار خواهد بود. درمان‌های بیرونی مثل ساختن بنایی بدون پی است؛ زیبا به نظر می‌رسد اما با کوچک‌ترین تکانه‌ای فرو می‌ریزد. اما درمان کنگره، ساختمانی است که با پیِ قدرتمند درونی بنا شده است.


نویسنده: مسافر عباس شوکتی
عکاس: مسافر فرج
تنظیم و ارسال: مسافر عباس

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...