آنچه باور است محبت است و آنچه نیست ظروف تهی است؛
سلام دوستان اصغر هستم یک مسافر.
در مورد وادی هشتم با عنوان «با حرکت راه نمایان میشود»، باید گفت که این مسئله مورد تأیید همگان است؛ در سکون و ایستایی، هیچگاه دستاوردی حاصل نمیشود و توقف، نه تنها ما را به مقصد نمیرساند، بلکه باعث میشود داشتههای قبلیمان را نیز از دست بدهیم. این اصل، بهویژه در طول سفرِ درمان اعتیاد، اهمیتی حیاتی دارد.
خوشبختانه امروز اعتیاد دیگر آن بیماریِ لاعلاج و پیشروندهای که در گذشته تصور میشد، نیست. با کشفِ صورتمسئله اعتیاد و سالها تلاش و تحقیق، راه حلی علمی و عملی برای درمان به دست آمد. ما دریافتیم که اعتیاد، بیماریِ جایگزینی مواد مخدر بیرونی به جای تولیدات شبهافیونیِ بدن است. در این فرآیند، جسم، روان و جهانبینیِ فرد دچار تخریب شده و از عملکرد طبیعی خارج میشود. بنابراین در کنگره ۶۰ آموختیم که برای درمانِ قطعی، هر سه مولفه باید قدمبهقدم و همزمان با هم به تعادل برسند و در این مسیر، «حرکت» یک ضرورت مطلق است.
کسی که در این مسیر گام مینهد، «مسافر» نام دارد. به قول بزرگی، سفر هزار فرسنگی با برداشتن اولین قدم آغاز میشود. در کنگره ۶۰ نیز طبق یک قانونِ خللناپذیر، با حرکت است که راه نمایان میشود؛ درست مانند معادلات ریاضی. اما انتخابِ راهِ درست یا نادرست، بر عهده اختیارِ خودِ ماست. ما باید با تفکر، مطالعه و کسب آگاهی، مسیر را آغاز کنیم و در طول راه، مدام مراقبِ فرعیها و دوراهیها باشیم تا از مسیر ارزشها خارج نشویم.
هدف اصلی ما رسیدن به صلح، آرامش، سلامتی و رسیدن به تعادلِ کامل در جسم، روان و جهانبینی است. با استقامت و تلاش، باید به سوی روشناییها حرکت کنیم تا با عمل به فرمانِ قدرت مطلق، به جایگاهی که از آن انشعاب یافتهایم، بازگردیم.
برداشت مسافر سینا از وادی هشتم (منبع: نگارش دیدبان محترم آقای علی خدامی)
در دیدگاه کنگرهٔ ۶۰، بیماری اعتیاد سه بُعد اصلی دارد: جسم، روان و جهانبینی. برای رسیدن به درمان کامل، هر سه بُعد باید به تعادل برسند؛ زیرا قطع مصرف بهتنهایی به معنای درمان و بازگشت به تعادل نیست. ممکن است فرد مصرف مواد را کنار بگذارد، اما اگر جسم و روانش بازسازی نشده باشند یا نگاه و نگرشش همچنان نامتعادل باشد، به درمان کامل نرسد.
جهانبینی در این دیدگاه جایگاه ویژهای دارد و به شیوهٔ نگاه انسان به خود، دیگران و زندگی مربوط میشود. برای اصلاح آن، فرد باید از نگرشهای منفی و اعتیادگونه فاصله بگیرد و دانایی خود را افزایش دهد. دانایی از سه راهِ آموزش، تجربه و تفکر شکل میگیرد و زمانی ارزش واقعی پیدا میکند که فرد بتواند آن را در زندگی به کار ببندد. آموزشهای کنگره، از جمله کتاب عبور از منطقهٔ ۶۰ درجه زیر صفر، وادیها و جزوههای جهانبینی، به افراد کمک میکنند تا بهتدریج نگرش سالمتری پیدا کنند و آموختههای خود را به رفتار و عمل تبدیل کنند.
یکی از پیامهای مهم وادیهای کنگره، یادگیری قوانین زندگی و عملکردن به آنهاست. دانستن یک قانون کافی نیست؛ فرد باید آن را آنقدر بیاموزد که در وجود و رفتار روزمرهاش اثر بگذارد. کسی که به دانایی نزدیک میشود، مسئولیت رفتار خود را میپذیرد و بهجای سرزنشکردن دیگران یا شرایط، تلاش میکند نقش خودش را در بهترشدن اوضاع پیدا کند.
وادی هشتم با این جمله بیان میشود: «با حرکت، راه نمایان میشود.» گاهی انسان به دلیل ترس یا نامشخصبودن آینده، شروع کار را به تعویق میاندازد و میخواهد پیش از حرکت، همهٔ مسیر و نتیجهٔ آن را بداند. اما معمولاً هیچکس نمیتواند از ابتدا تمام جاده را ببیند. بخشی از راه و پاسخ پرسشها فقط زمانی آشکار میشود که فرد قدم بردارد و به مرحلهٔ بعد برسد. بنابراین، تفکر و برنامهریزی لازماند، اما اگر جای حرکت را بگیرند، به سکون و عقبماندن میانجامند.
این وادی به نیروی بازدارنده نیز اشاره میکند؛ نیرویی که با ترس، تردید و بهانههای گوناگون میکوشد انسان را از مسیر درست خارج یا متوقف کند. این نیرو ممکن است در هر دوره به شکلی تازه ظاهر شود و از نقطهضعفهای فرد بهره ببرد. توقف طولانی در مسیر زندگی، برخلاف تصور، بیخطر نیست؛ زیرا وقتی انسان از حرکت بازمیایستد، امکان افتادن به عقب و روبهروشدن با مشکلات بیشتر وجود دارد. زندگی همواره در جریان است و انسان باید پیوسته بیاموزد و حرکت کند.
یکی از بخشهای مهم مسیر درمان، جبران خسارتهایی است که در دوران اعتیاد به خود فرد و اطرافیانش وارد شده است. اعتیاد ممکن است سلامت جسمی و روانی فرد را آسیبپذیر کند و در روابط خانوادگی نیز بیاعتمادی، نگرانی، دلخوری یا مشکلات مالی به وجود آورد. بنابراین، رهایی تنها به قطع مصرف محدود نمیشود؛ فرد باید بهتدریج مسئولیت رفتارهای گذشتهاش را بپذیرد و برای بهترکردن شرایط تلاش کند.
جبران خسارت فقط به گفتنِ «ببخشید» یا عذرخواهیکردن خلاصه نمیشود. گاهی مهمترین شکل جبران، تغییر رفتار و پایبندی به کارهایی است که فرد بر عهده میگیرد. عملکردن به قولها، صادقبودن، پذیرفتن مسئولیت، احترامگذاشتن به خانواده و ادامهدادن مسیر درمان میتواند بهمرور اعتماد ازدسترفته را بازسازی کند. البته اعتماد معمولاً یکباره برنمیگردد و ممکن است اطرافیان برای اطمینان دوباره به زمان نیاز داشته باشند.
جبران خسارت از خود فرد نیز آغاز میشود؛ یعنی او برای بازسازی جسم و روان خود تلاش کند، از رفتارهای آسیبزا فاصله بگیرد و با آموزش و تفکر، جهانبینی خود را تغییر دهد. در کنار آن، لازم است نسبت به آسیبهایی که به دیگران وارد کرده نیز آگاه شود و تا جایی که امکان دارد، آنها را جبران کند. این کار باید با آگاهی، صبر و حرکت درست انجام شود؛ نه از روی عجله، احساس گناه یا برای وادارکردن دیگران به بخشش. گاهی بهترین جبران، ادامهدادن درست مسیر و نشاندادن تغییر واقعی در عمل است.
در وادی هشتم نشان میدهد که نگرانی دربارهٔ مراحل آینده برای درمان و رهایی از اعتیاد میتواند انرژی فرد را بگیرد. پرسشهایی مانند اینکه در مرحلهٔ بعد چه خواهد شد یا در پایان مسیر چه احساسی خواهد داشت، تا زمانی که فرد به آن مرحله نرسیده، پاسخ روشنی ندارند. پاسخها در زمان مناسب و در جریان حرکت به دست میآیند. گاهی کاری که از دور بسیار دشوار و ترسناک به نظر میرسد، پس از شروع آسانتر میشود و حتی میتواند رضایتبخش باشد.
در پایان، وادی هشتم انسان را به آغازکردن و ادامهدادن دعوت میکند: برای عبور از تاریکی اعتیاد، رسیدن به رهایی و ایجاد تغییر در زندگی، باید قدم برداشت. لازم نیست از ابتدا همهٔ مسیر روشن باشد؛ کافی است فرد با آموختن و عملکردن، گام بعدی را بردارد، زیرا راه در جریان حرکت آشکار میشود. (*منبع: نگارش دیدبان محترم آقای علی خدامی*)
نگارش: مسافر اصغر (لژیون ششم) مسافر سینا (لژیون یکم)
رابط خبری: مسافر محمد ص (لژیون سوم)
تهیه، تنظیم و ارسال: مسافر سینا (لژیون یکم)
گروه خبری نمایندگی محمدیپور قم
- تعداد بازدید از این مطلب :
152