همسفر سمیرا لژیون ششم:
در ابتدا سپاسگزار قدرت مطلق هستم که مسیر کنگره برای من و مسافرم باز شد و توانستیم به عنوان یک خدمتگزار در کنگره قدم برداریم و حال دل خودمان و زندگیمان را شاد کنیم. از همینجا دستان پرتوان آقای مهندس را میبوسم که خانهی ما را پر از مهر و محبت کردند و صمیمانه از خانواده محترم ایشان تشکر میکنم که با بودنشان، باعث قوت قلب من همسفر شدند. در مورد دستور جلسه؛ با حرکت راه نمایان میشود. من و مسافرم خیلی وقتها حرکت میکردیم تا بتوانیم قدری با هم صحبت داشته باشیم و کنار هم زندگی را لمس کنیم؛ اما چون قوانین حرکت را نمیدانستیم نیمه راه گم میشدیم و باز تنها و تنهاتر بودیم. وقتی با آموزشهای ناب کنگره و با راهنما همسفر مهتاب مواجه شدم متوجه شدم که بایستی هدف خودم را مشخص کنم؛ چون گاهی اوقات در حرکت نمیدانیم قطعاً چه میخواهیم. خواستهی خودم را با تمام وجودم بخواهم، مثل تشنهای که به دنبال آب در تلاش است و در نظر داشته باشم که بعضی خواستهها در بلندمدت به نتیجه میرسند.
مثل درختی که بذر آن را میکاریم باید از درخت محافظت کنیم و آن را آبیاری کنیم تا به تولید برسد و در مسیر حرکت گاهی با چندین راه برخورد میکنم؛ مثل آهو نباشیم و از جادهی اصلی منحرف نشویم. من اگر آرامش و آسایش را خواستارم بایستی در ابتدا حساب خودم را تسویه کنم و به صفر نزدیک کنم. وقتی که پیمان را اجرا کردم فهمیدم چقدر به حرف زدن با خودم احتیاج داشتم. من پر بودم از شکوه و شکایت نسبت به خودم که چرا چنین کردم و همیشه عذابوجدان داشتم و با عذابوجدانهای بیهوده خودم را شکنجه میدادم. این داستان برای من ماهها و سالها تکرار میشد باید از یک جایی این تکرار مکررات کنار گذاشته میشد؛ اما چگونهاش را بلد نبودم و نمییافتم. چگونه خودم را از باتلاق عذابوجدانهای بیهوده نجات دهم. تا اینکه به وادی هشتم رسیدم به یک قانون عظیم، قانون در صراط مستقیم بودن که برای من جالبترین قانون بود. این قانون نیاز به مقدمات و مطالعات دارد نترسیدم و حرکت کردم، فکر کردم و عمل کردم؛ چرا که در سکون، زایشی نیست. من درجا میزدم و همیشه از خودم سؤال میکردم که چرا در حل مشکلات ناتوانم. نمیتوانم همیشه از خدا بخواهم که من را ببخشد بایستی جبران خسارت میکردم از خودم و بهخاطر اشتباهات گذشتهام خودم را میبخشیدم. دانستم که نباید بنشینم و نگاه کنم باید از خانواده جبران خسارت کنم. اصول اشتباهی که به فرزندانم آموزش داده بودم را تصحیح میکردم و همچنین جبران میکردم که بارها و بارها با رفتار اشتباهم به جامعه ضربه زده بودم. خدا را هزاران مرتبه شکر میکنم که اجازه فرمان پیمان برای من صادر شد و تمام تلاشم را میکنم که بر پیمانم استوار بمانم و هر لحظه در مسیر حرکتی ارزشها باشم و باید بدانم و آویزه گوشم کنم که شیطان دشمن آشکار انسان است و با ظاهری فریبنده و باطنی وحشتآفرین منتظر است من را از راه به در کند. در آخر از تمامی خدمتگزاران در کنگره۶۰ تشکر میکنم که با حال خوبشان حال من را هم تغییر میدهند.
همسفر مریم.م لژیون هشتم:
در وادی هشتم یاد گرفتیم که در سکون هیچ چیزی بهوجود نمیآید، همهچیز با حرکت کردن شکل میگیرد. با زایش است که ساختارها پدیدار و موجودات خلق میشوند. برای همین، با حرکت راه نمایان میشود. وقتی خداوند بندهاش را با اختیار کامل خلق کرد و دو راه پیش رویش قرار داد، یکی مسیر ارزشها، تقوا، صداقت، عشق و محبت و دیگری فسق، فجور، قتل، جنایت و حسادت، چرا باید من همسفر راه مستقیم را انتخاب نکنم تا به مقصد اصلی که بهشت برین است برسم؟ این وادی برای من همسفر تأثیرات خیلی خوب و مثبتی را به همراه داشت. در این وادی یاد گرفتم که برای حل مسئلههای زندگیام باید تلاش و حرکت کنم. با دست روی دست گذاشتن، غصه خوردن و فکر و خیال بیهوده کاری از پیش نمیرود. یاد گرفتم که از مسائل زندگی نترسم، حرکت و تلاش کنم و صددرصد با تلاش و پشتکار خودم و یاری خداوند، راه و مسیر برای من نمایان میشود و میتوانم بهترین راهحل را انتخاب کنم. از دیگر تأثیرات خوبی که این وادی روی من داشت این بود که وقتی تصمیم یا خواستهای دارم، هدف و راهم را مشخص کنم. به خواستهام توجه کنم، با تمام وجودم دنبال خواستهام بروم و برایش تلاش کنم؛ حتی اگر زمان طولانی برای هدفم وقت بگذارم.
همه ذهنم را روی هدفی که دنبال میکنم متمرکز کنم. شاید در مسیری که قرار گرفتهام نیروهای منفی بخواهند من را به بیراهه هدایتم کنند، ولی من یاد گرفتم که با توکل به خداوند خسته نشوم و فقط راه مستقیم را پیش ببرم. یکی از بهترین هدفهایی که در کنگره برای خودم مشخص کردم راه درمان خودم بود. من همسفر طی سالیان زندگی با یک فرد مصرفکننده، زخمهای زیادی بر پیکره قلب و روحم نشاندم و باید در مسیر درمان خودم محکمتر و استوارتر از قبل قدم بردارم تا به رهایی از زندان درون خودم برسم. نباید از آموزشهای کنگره دور باشم. اگر نیروهای منفی و بازدارنده دراین مسیر، من را به بیراهه بکشانند این آموزشها میتوانند راه نجاتی برای من باشند. خدا را شاکر و سپاسگزارم که آقای مهندس این راه و مسیر را آموزش دادند و از راهنمای خودم و دیگر راهنماها تشکر میکنم که چراغ راه هدایت ما در این مسیر شدند.
رابط خبری لژیون ششم: راهنما همسفر زیبا
رابط خبری لژیون هشتم: همسفر عفت
ارسال: راهنمای تازهواردین همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر مهتاب (نگهبان سایت)
همسفران نمایندگی خمین
- تعداد بازدید از این مطلب :
118