«با حرکت راه نمایان میشود»
برداشت من از وادی هشتم این است که خیلی وقتها منتظریم ابتدا راه کاملاً برایمان مشخص شود و بعد حرکت کنیم؛ در صورتیکه بسیاری از مسیرها فقط زمانی خودشان را نشان میدهند که اولین قدم را برداریم. وقتی در جای خود باقی میمانیم، ترس و تردید بیشتر میشود؛ اما با حرکت، تجربه و آموزش کمکم مسیر روشن میشود.
برای من حرکت فقط رفتن از مکانی به مکان دیگر نیست، حرکت بهمعنای تغییر در فکر، رفتار و زندگی است؛ یعنی اگر متوجه شدم جایی اشتباه کردهام، فقط به دانستن آن اکتفا نکنم؛ بلکه در عمل هم تغییر ایجاد کنم.
یکی از نکات مهم این وادی بازپرداخت بدهیها است. بدهی فقط مالی نیست؛ ممکن است به خانواده، دیگران، جسم خود و حتی درون خود بدهکار باشیم. شاید در گذشته باعث رنجش کسی شده باشیم یا با انتخابهای نادرست به خود آسیب رسانده باشیم. جبران واقعی فقط با گفتن ببخشید اتفاق نمیافتد؛ بلکه زمانی محقق میشود که تغییر را در رفتار خود نشان دهیم.
من از این وادی یاد میگیرم که گذشته تغییرناپذیر است؛ اما از امروز میتوانم جور دیگری زندگی کنم. اگر منتظر بمانم تا دیگران یا شرایط تغییر کنند، سالها در همان نقطه باقی خواهم ماند؛ چراکه مسئولیت قدمی که باید بردارم، تنها برعهده خودم است.
موضوع دیگری که در این وادی برای من اهمیت دارد، «پیمان» است. پیمان تنها یک جمله یا احساس لحظهای نیست؛ بلکه تصمیمی جدی برای تغییر مسیر است که باید اثر آن را در رفتار، نظم، انتخابها و مسئولیتپذیری خود نشان دهم.
فقط خواستن کافی نیست؛ اگر هدفی دارم، باید برای رسیدن به آن قدم بردارم؛ حتی اگر آن قدم کوچک باشد. ممکن است در ابتدای مسیر ترس و شک یا مشکلات مختلفی وجود داشته باشد؛ اما با حرکت و آموزش، دیدگاه من نسبت به مسیر روشنتر میشود.
یکی از زیباییهای وادی هشتم این است که از من نمیخواهد تمام آینده را از امروز بدانم و لازم نیست همه مسیر روشن باشد؛ کافی است قدم درست را امروز بردارم.
گاهی آنقدر در فکر و نگرانی برای آینده میمانیم که اصل حرکت را فراموش میکنیم، در حالیکه بسیاری از پاسخهایی که بهدنبالشان هستیم تنها در جریان مسیر و از طریق کسب تجربه و آموزش بهدست میآیند.
برای من فهیمه وادی هشتم یعنی از فکرکردن بیش از حد و منتظرماندن بیرون بیایم و وارد عمل شوم؛ یعنی اگر چیزی آموختهام آن را در زندگی اجرا کنم، اشتباهی کردهام آن را بپذیرم و اصلاح کنم، بدهی دارم در حد توان برای جبران دین خود قدم بردارم و پیمانی را که بستهام در عمل ثابت کنم.
درنهایت، قرار نیست تمام راه را از ابتدا ببینم، قرار است قدم درست را بردارم.
شاید امروز فقط یک گام از مسیر برای من روشن باشد؛ اما همین یک قدم میتواند آغاز تحولی بزرگ باشد.
من یاد میگیرم که بهجای ترسیدن از راهی که برایم ناشناخته است حرکت کنم؛ زیرا زمانیکه حرکت میکنم، آموزش گرفته، تجربه کسب میکنم و بهمرور راه برایم نمایان میشود.
راه، با ایستادن روشن نمیشود؛
راه را باید رفت تا شناخته شود.
درنهایت، وادی هشتم برای من یعنی پذیرفتن این حقیقت که قرار نیست همیشه همهچیز را از ابتدا بدانم و بعد حرکت کنم. گاهی باید با همان مقدار آگاهی و توانی که امروز دارم، قدم اول را بردارم.
شاید مسیر پیشرو برایم روشن و واضح نباشد و هنوز ترس و تردید داشته باشم؛ اما اگر حرکت کنم، هر قدم برایم تبدیل به تجربهای میشود و هر تجربه نیز مانند چراغی برای برداشتن قدم بعدی.
امروز متوجه شدهام که تغییر با آرزوکردن اتفاق نمیافتد؛ بلکه با قدمهایی که هر روز برمیدارم ساخته میشود.
شاید زیباترین پیام این وادی برای من این باشد که اگر امروز در نقطهای هستم که دوست ندارم، نباید منتظر کسی باشم که به کمک من بیاید و مرا از آن نقطه عبور دهد؛ تنها باید خودم اولین قدم را بردارم.
ممکن است قدم اول کوچک باشد؛ اما همین قدم کوچک میتواند فاصله من با زندگی دیگری باشد که همیشه آرزویش را داشتهام.
پس من میخواهم از امروز بهجای اینکه تمام راه را از قدرت مطلق طلب کنم فقط قدم درست امروز را بردارم و به ادامه مسیر اعتماد کنم؛ چون باور دارم وقتی نیت درست باشد و حرکت آغاز میشود و آموزش ادامه پیدا میکند، راهیکه امروز نمیبینم، فردا خود را نشان خواهد داد.
من نمیخواهم فقط درباره تغییر بدانم؛ بلکه میخواهم تغییر را زندگی کنم و اگر روزی دوباره ترس و تردید بهسراغم آمد به خود یادآوری کنم: من برای دیدن تمام راه نیامدهام؛ آمدهام که قدم بردارم و با هر قدم، راه را پیدا کنم.
نویسنده: همسفر فهیمه رهجوی راهنما همسفر فهیمه (لژیون دوم)
ویرایش: رابط خبری لژیون دوم همسفر رقیه رهجوی راهنما همسفر فهیمه (لژیون دوم)
ارسال: همسفر فرزانه رهجوی راهنما همسفر فهیمه (لژیون دوم) دبیر سایت
همسفران نمایندگی یزد
- تعداد بازدید از این مطلب :
162