جلسه ششم از دور پانزدهم کارگاههای آموزشی عمومی کنگره۶۰ نمایندگیایران با دستور جلسه《صورت مسئله اعتیاد》با استادی اسیستانت محترم مسافر محمود، نگهبانی مسافر هوشنگ و دبیری مسافر صادق، روز پنجشنبه ۹ مهرماه ۱۴۰۵ رأس ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار کرد.
.jpg)
سخنان استاد:
سلام دوستان محمود هستم یک مسافر
خیلی خوشحالم و خداوند را شاکرم که امروز خدمت شما عزیزان در نمایندگی ایران (تاکستان) هستم و از این بابت خداوند را سپاسگزارم و به همه خدمتگزاران این شعبه خدا قوت میگویم و امیدوارم نور خدمت در زندگی این عزیزان ببارد و زندگیشان پربرکت باشد.
دستور جلسه در مورد صورت مسئله اعتیاد است. صورت مسئله اعتیاد برای همه ما مشخص است.
یافتن راه، آغاز رهایی از تاریکی است و وقتی در تاریکی به دنبال راه خروج از تاریکی هستیم به محض اینکه چراغ روشن شود، مسیر را میبینیم.
انسانهایی هستند که در همین شهر و اطراف آن، راه را نمیدانند و مسیر را بلد نیستند؛ به همین دلیل ممکن است مورد سوءاستفاده مالی، عاطفی و مسائل دیگر قرار بگیرند.
آقای مهندس در یک مصاحبه میفرمایند: مصرفکنندهای که صورتمسئله اعتیاد هنوز برایش مشخص نشده است، دو سر باخت است. از یک طرف مصرفکننده است و باید هزینه تهیه و مصرف مواد را بپردازد و بهتدریج از زندگی و خانواده غافل میشود و از طرف دیگر، زمانی که تصمیم میگیرد مصرف را کنار بگذارد و دیگر مصرفکننده نباشد، ممکن است در روشهای دیگر مورد سوءاستفاده مالی قرار بگیرد و در نهایت نیز به نتیجهای نرسد.
چرا نتیجهای ندارد؟ اگر کسی تشنه باشد، هر حرفی که به او زده شود، تمام حواسش به آب است و منتظر میماند صحبت گوینده تمام شود تا آب بنوشد. اگر هم در مسیری حرکت کند، به دنبال آبسردکن، مغازه یا چشمهای است تا جرعهای آب بنوشد؛ چون تشنه است.
کسانی که قطع مصرف ناگهانی یا سقوط آزاد دارند نیز با همین نیاز روبهرو هستند و علم پزشکی هنوز به مرحلهای نرسیده است که بتواند این نیاز را به شکل اصولی و تدریجی برطرف کند.
شما میتوانید از صاحب کمپ این سؤال را بپرسید که چرا مدت نگهداری در کمپ ۲۱ روز است؟ معمولاً پاسخ مشخصی برای این سؤال ندارند، اعضای کنگره دلیل آن را میدانند؛ چون ساختار جزئی سلول در ۲۱ روز بازسازی میشود و در مدت ۱۰ ماه ساختار کلی بدن بازسازی میشود. آقای مهندس نیز بر همین اساس روش DST را اجرا میکنند.
ساختار سلولی که چندین سال به مواد مخدر آغشته شده است، باید آرامآرام و بهصورت کاهشی با همان دارویی که مورد نیاز سلول و شهر وجودی انسان است بازسازی شود. این کار در طول ۱۰ ماه و در پلههای ۲۱ روزه انجام میشود و بهتدریج تشنگی و نیاز فرد برطرف میشود.
من خودم در سال ۱۳۸۲ یا ۱۳۸۳ به کمپی روبهروی کاسپین رفتم. بعد از اتمام دوره، وقتی از کمپ بیرون آمدم، پس از ۱۰ روز دوباره مصرف کردم. چرا؟ چون نیاز داشتم؛ نیاز بدنم بود و بدن من تشنه بود.
شخصی که از روز اول شروع به مصرف مواد میکند، انگار علاوه بر مواد طبیعی مورد نیاز بدن، مواد مصنوعی را نیز وارد بدن خود کرده است. برای مثال، اگر ۸۰ درصد از مواد مورد نیاز بدن بهصورت طبیعی تولید شود با مصرف مواد مخدر، مشروب، قرص و موارد دیگر، مقداری ماده مصنوعی نیز وارد بدن میکنیم. این موضوع باعث سرخوشی و نشئگی میشود و فرد تصور میکند تواناییهای بیشتری پیدا کرده است؛ مثلاً فکر میکند قدرت این را دارد که با پای برهنه از کوه بالا برود.
سیستم بدن ما به اندازهای هوشمند است که وقتی میبیند شما از بیرون، مواد مورد نیاز بدن را تأمین میکنید، تولید داخلی خود را کاهش میدهد. برای مثال، اگر ۵ درصد ماده بهصورت مصنوعی وارد بدن کنیم بدن تولید خود را از ۸۰ درصد به ۷۵ درصد کاهش میدهد.
وقتی دوباره آن ۵ درصد مصنوعی را با مصرف مواد تأمین میکنیم، مجموع آن به ۸۰ درصد میرسد. کیفیت این ۸۰ درصد مانند زمانی نیست که بدن بهصورت طبیعی آن را تولید میکرد. در نتیجه مجبور میشویم مصرف مواد را افزایش دهیم و آن بازی معروف شعبدهبازی شروع میشود. کمکم مصرف بالا میرود تا زمانی که خودمان تغییرات ایجادشده را احساس میکنیم.
کنگره این عملیات را بهصورت معکوس انجام میدهد؛ به شکلی که طبیعت بدن و تولید سیستمهای شبهمورفین در بدن، دوباره بهصورت طبیعی بازسازی شود.
بهگونهای که عزیزان اول صبح در آب سرد استخر میروند؛ کاری که شاید بسیاری از انسانهای عادی از انجام آن عاجز باشند. در اردو، رودخانهای در بلده وجود دارد که آب بسیار سردی دارد و هر کسی جرأت رفتن در آن را ندارد، اما اعضای کنگره و سفر دومیها صبح زود در آن شنا میکنند. چرا؟ چون سیستم طبیعی بدن بازسازی شده است.
این موضوع در دنیا بینظیر است و به همین دلیل ما باید این مسئله را ترویج بدهیم.
اما منِ محمود چگونه میتوانم این مسیر را ترویج بدهم؟ با رفتارم و با خدمتی که در این مسیر انجام میدهم. قطعاً عزیزانی که راه را گم کردهاند و به دنبال راه نجات هستند، میتوانند به این مسیر بیایند و به آرامش و آسایشی که خواستهشان است برسند.
مطمئن باشید در همین شهر، افراد زیادی هستند که برای اعتیاد عزیزانشان گریه میکنند و به دنبال راهی برای نجات آنان هستند.
من برای همه خدمتگزاران این مسیر احترام ویژهای قائلم و معتقدم خدمت یکی از بهترین راهها برای کمک به انسانهایی است که هنوز راه خود را پیدا نکردهاند.
برای من مهم است خدمتگزارانی که به سمت من میآیند و برای آنها بسیار خوشحالم و بدانند که خدمت کردن در این مسیر، فرصتی برای آموزش گرفتن و کمک به دیگران است. بعضیها هنوز راه خدمت برایشان باز نشده است و پیشنهاد من این است که در این مسیر خدمتگزار باشند تا بتوانیم خانوادههایی را که عزیزانشان در بند اعتیاد هستند، دلشاد کنیم.
در پایان از همه عزیزانی که به صحبتهای من گوش کردند، تشکر میکنم.






تایپیست: مسافر محسن لژیون۸
عکاس: مسافر احمد لژیون۵
ویرایش و ارسال: مسافر بختیار لژیون۱۲
مرزبان کشیک: مسافر مجید
- تعداد بازدید از این مطلب :
203