وادی هشتم و مراسم پیمان، حرکتی به سوی نور و روشنایی.
«ور نداری پا، بجنبان خویش را
تا ببینی هر کم و هر بیش را»
یعنی اگر توان قدم برداشتن نداری، خودت را تکان بده و به حرکت درآور؛ همانگونه که میگوییم: با حرکت، راه نمایان میشود.
در واقع این وادی چکیده و عصاره هفت وادی پیشین است؛ جایی که تفکر، امید، پذیرش و عقل تبدیل به ساختار و عمل میشود.
در این وادی میآموزیم که هیچ راهی قبل از حرکت کردن ما نمایان نمیشود. تا زمانی که در سکون بمانیم، هیچ زایش و تولیدی به وجود نمیآید. حتی اگر بهترین و دقیقترین نقشهها را داشته باشیم، مسیر برایمان روشن نخواهد شد.
آقای مهندس دژاکام مثال زیبایی میزنند. ایشان زمانی که با مشکلات مالی سنگینی روبهرو بودند، ابتدا شروع به دعا و راز و نیاز کردند، اما نتیجهای حاصل نشد. بعدها دریافتند که راهحل بهجا و منطقی در حرکت است نه در انتظار ماندن با حرکت است که راه نمایان میشود.
تا زمانی که گام برنداریم، مسیر روشن نخواهد شد. این دقیقاً همان قانونی است که در جهان فیزیک حاکم است. آب راکد به باتلاق تبدیل میشود، اما آب جاری مسیر خود را پیدا میکند و به بحر و اقیانوس میرسد.
وقتی شروع به حرکت میکنیم در ابتدا باید خواسته و هدف ما مشخص باشد. گاهی ما بین خواستنها و نخواستنها سرگردانیم. پس باید تکلیف خودمان را روشن کنیم که آیا میخواهیم کاری را انجام دهیم یا نه؛ سپس در جهت خواستهای که داریم، شروع به حرکت نماییم.
حال در راهی که شروع به حرکت کردهایم راههای انحرافی نیز وجود دارند. مسیر انسان پر از پستی و بلندیهای بسیار است و این ما هستیم که با قدرت اختیار و انتخابی که داریم، باید هوشمندانه و حسابشده صراط مستقیم را برگزینیم؛ زیرا حرکتهای بدون تفکر و بیرویه، ما را به بیراهه میکشاند.
وادی هشتم پس از وادی هفتم که رمز و راز کشف حقیقت است، میآید؛ ابتدا باید راه را بشناسیم و حقیقت را کشف کنیم، سپس با توکل و ایمان قدم در مسیر بگذاریم.
ما در وادی هشتم، مراسم پیمان داریم. عهدی دوباره با خالق بیهمتای هستی که یکی از زیباترین و عمیقترین مراحل در مسیر آموزشی کنگره۶۰ است. مسیری که انسان را به یاد عهد ازلی در روز الست با قدرت مطلق میاندازد و او را برای قدم گذاشتن در راهی روشنتر آماده میکند.
بسیاری از ما وقتی اسم پیمان را میشنویم، تصور میکنیم که فرد باید به درجهای از پاکی و خلوص رسیده باشد و از تمام ضدارزشها دور شده باشد تا بتواند پیمان ببندد، اما این یک باور اشتباه است که نیروهای بازدارنده در ذهن ما ایجاد میکنند.
پیمان دقیقاً برای زمانی است که با ترس مواجه میشویم و تصمیم میگیریم با توکل به قدرت مطلق، قدم در راه صراط مستقیم بگذاریم.
در مراسم پیمان، از غسل و پوشیدن لباس سفید تا نوشتن سیاهه، همگی آماده شدن برای رفتن به حج و روبهرو شدن با خویشتن است. با نوشتن سیاهه، انگار باری از دوش ما برداشته میشود. اعتراف به گناهان و درخواست عفو و بخشش از درگاه پروردگار و تعهد به اینکه هرگز به رفتار ناپسند گذشته برنگردیم.
پس از اتمام مراحل پیمان، حس سبکی شبیه به متولد شدن دوباره را تجربه میکنیم. رابطهمان با پروردگار عمیقتر و نزدیکتر میشود و از ایشان میخواهیم فرصت دهد تا در زمین، انسان بهتری باشیم و تلاش کنیم دنیا را از آنچه گرفتهایم بهتر پس بدهیم.
وادی هشتم برای ما همسفران معنای عمیقتری دارد. ما نیز باید حرکت کنیم؛ حرکتی درونی برای دوری از ضدارزشها، پرهیز از غیبت، دروغ، تجسس و افکار منفی. ما نیز باید جبران خسارت کنیم از خودمان، از خانواده و از جامعه.
دوربین را روی خودمان تنظیم کنیم نه به روی مسافرمان، تا او را سرگردان نکنیم. همانطور که حضرت حافظ میفرمایند:
«دست از طلب ندارم تا کام من برآید
یا تن رسد به جانان، یا جان ز تن برآید»
پس باید با توکل به خالق هستی قدم برداریم تا مسیر برای ما روشن شود و همیشه در نظر داشته باشیم که اگر یک قدم در راه حق برداریم، او ده قدم به سوی ما خواهد آمد و فرشتگانش را برای یاریمان خواهد فرستاد.
نویسنده: همسفر مروارید رهجوی راهنما همسفر پریسا (لژیون ششم)
عکاس: همسفر سکینه رهجوی راهنما همسفر پریسا (لژیون ششم)
ویرایش و ارسال: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر زهره (لژیون پنجم) دبیر سایت
همسفران نمایندگی ایران
- تعداد بازدید از این مطلب :
238