همسفر فاطمه
با حرکت راه نمایان میشود. تمام هستی و کائنات در حال حرکت هستند و هیچ چیز سکون ندارد. ما باید تفکرات خود را از قوه به فعل در آوریم و از یک مبدا به طرف مقصد حرکت کنیم. وادی هشتم به ما میگوید: از راه نترس، حرکت کن، در صورتیکه تفکرات خود را درست کنیم و حرکت درستی طبق آموزشهایی که دیدهایم انجام دهیم، راه خود به خود نمایان میشود. هیچ جادهای وجود ندارد که بتوان با یک نظر از ابتدا تا انتهای آن را دید؛ مگر اینکه در آن جاده حرکت کرد؛ زمانیکه ایستادهایم و میاندیشیم، محاسبات به یک شکل است و زمانیکه حرکت میکنیم و میاندیشیم نیز وضعیت به شکل دیگری است؛ بنابراین این حرکت است که ما را از یک نقطه به نقاط دیگر میرساند و وضعیت ما تغییر میکند. زمانیکه هدف را مشخص کردیم باید با تمام وجود حرکت کنیم با تمام وجود خواستن، پذیرش واقعی لازم دارد، یعنی من مسافر بپذیرم بیمارم و تمام دانستههای من در مورد انسان و مواد اعتیادآور، غلط است و قبول کنم که راهنما چون خودش این مسیر را طی کرده است، بهتر از من آگاهی و شناخت دارد؛ پس فرامین را اجرا کنم. برای عبور از تاریکی، برای رسیدن به رهایی، برای رسیدن به خوشبختی باید حرکت کرد تا حرکت نکنیم همانجایی که هستیم خواهیم ماند و هیچ تغییری جز تخریب بیشتر و سقوط حاصل نخواهد شد؛ پس در سکون هیچ زایشی نیست. در مسیر حرکتگاه با چندین راه برخورد میکنیم. مجموعه این راهها به دو راه ارزشی و ضد ارزشی تقسیم میشود و این بستگی به خردمندی و کمخردی خود شخص دارد که چگونه به راه خویش ادامه میدهد.
همسفر سارا
وادی هشتم میگوید: فقط فکر کردن و خواستن کافی نیست؛ باید حرکت کنم. خیلی وقتها در زندگی منتظر بودم که اول راه برای من کاملاً مشخص شود و بعد قدم بردارم؛ اما این وادی به من آموخت که خیلی از مسیرها در حین حرکت، برای انسان روشن میشوند. من متوجه شدم؛ اگر در جای خود بمانم و فقط منتظر تغییر باشم، هیچ اتفاقی نمیافتد؛ حتی اگر بهترین تصمیمها را بگیرم؛ وقتی در عمل قدمی بر ندارم، دانایی من تبدیل به نتیجه نمیشود. تأثیر این وادی روی من اینگونه بود که یاد گرفتم از ترس اشتباه کردن دست از حرکت برندارم. ممکن است در مسیر با مشکل یا سختی روبهرو شوم؛ اما مهم این است که حرکت درست و با تفکر داشته باشم و اگر جایی اشتباه کردم، آن را تجربهای برای ادامه مسیر بدانم. امروز سعی میکنم در زندگی به جای اینکه مداوم بگویم کاش شرایط بهتر شود، خودم یک قدم برای بهتر شدن شرایط بردارم؛ چون متوجه شدهام با حرکت است که راه نمایان میشود و تا زمانی که حرکت نکنم، نمیتوانم بفهمم ادامه مسیر چگونه خواهد بود.
همسفر فاطمه
وادی هشتم میگوید: با حرکت، راه نمایان میشود. یعنی اینکه ما نباید بنشینیم و منتظر بمانیم تا همه چیز را بفهمیم، بعد شروع کنیم. من همیشه میخواستم اول مطمئن شوم، بعد کاری انجام دهم. با خود میگفتم بگذار اول حالم خوب شود بعد به جلسه میروم. بگذار اول بفهمم چه میشود، بعد شروع میکنم؛ ولی هیچوقت آن لحظه نمیرسید. همیشه یک بهانه وجود داشت. وادی هشتم به من یاد داد که همین امروز بلند شوم، همین الان یک قدم بردارم؛ حتی اگر کوچک باشد؛ حتی اگر ندانم آخرش چه میشود. در همان قدم اول، قدم دوم را نیز نشانم میدهد، مثل کسی که در تاریکی راه میرود؛ اگر بایستد، هیچ وقت به مقصد نمیرسد؛ ولی اگر راه بیفتد، کمکم نور را میبیند و راه برایش روشنتر میشود. وقتی حرکت کردم، خیلی مشکلات خود به خود درست شدند، مشکلاتی که فکر میکردم هیچ وقت حل نمیشوند، کمکم راه حلشان پیدا شد؛ چون من به راه افتادهام و از سکون بیرون آمدهام.
همسفر زهرا
وادی هشتم میگوید: با حرکت راه نمایان میشود، ساختارها پدیدار و سفر در حلقههای آفرینش آغاز و ادامهدار میگردد. زندگی ابعاد مختلفی دارد فقط این نیست که مدتی زندگی کنیم و بعد بمیریم و هیچ و پوچ شویم، زندگی بقا دارد. آسمان بهطور واقعی و حقیقی است، فرشتهها واقعی هستند، شیطان و جن وجود دارد، اصلاً چیزی به نام نیستی نداریم؛ حتی بعد از مرگ نابودی نیست به جهان دیگری میرویم و زندگی جدیدی انتظار ما را میکشد. انسان موجودی است که با اختیار کامل خلق شده و میتواند با حرکت در مسیر ارزشها و انسانیت را طی کند یا برعکس با حرکت در مسیر ضد ارزشها کینه و حسادت را طی نماید. انتخاب راه درست یا نادرست به اختیار خود انسانها گذاشته شده است و در پایان این وادی نیز مانند سایر وادیها یکی از زیباترین و پرکارآمدترین قوانین هستی و زندگی را به نمایش میگذارد. به ما آموزش میدهد که همیشه با حرکت است که راه نمایان میشود.
رابط خبری: همسفر سارا رهجوی راهنما همسفر محبوبه (لژیون چهارم)
ویرایش و ارسال: همسفر مریم رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون هفتم) دبیر سایت
همسفران نمایندگی عطار نیشابوری
- تعداد بازدید از این مطلب :
104