نهمین جلسه از دورهی چهاردهم سری کارگاههای آموزشی عمومی کنگره ۶۰نمایندگی کریمان کرمان با دستور جلسه «صورت مسئله اعتیاد »با استادی ایجنت محترم مسافر سینا، نگهبانی مسافر مهدی و دبیری مسافر حسین روز پنجشنبه مورخ ۹ مهرماه ۱۴۰۵راس ساعت ۱۶:۳۰ برگزار گردید.


خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان سینا هستم یک مسافر
خدارو شکر میکنم که یک بار دیگر به من توفیق داد که در کنگره ۶۰ و این جایگاه باشم.
به رسم ادب از جناب آقای مهندس دژاکام و خانواده محترمشان تشکر میکنم که این بستررا فراهم نمودند که من سینا و خانواده ام بتوانیم بیاییم و آموزش بگیریم،از راهنمای بزرگوارم آقای محسن نقدی تشکر میکنم که اگر درکنگره ۶۰آدرس درست رو به من دادند به واسطه حضور راهنما بوده و دست بوس تمام این عزیزان هستم.
خوب امروز دوتا دستور جلسه داریم.
در کنگره ما یاد گرفتیم که میگویند پایان هر نقطه سرآغاز خط دیگری هست.افراد و عزیزانی که شرایطش را دارند و میتوانند در قسمت ایجنت شعبه قسمت مسافران خدمت کنند،حتما بیایند و فرم را از مرزبان بگیرند و پر کنند که انشالله هروقت آقای منصوری دستور دادند فرمها رو تحویل ایشان دهیم و انشالله ایجنت جدید شعبه،حالا نمیدونم یک هفته دیگر بشود یا یک ماه دیگر بشود یا دوماه دیگر بشود،انشالله انتخاب بشود و همه ما موظف هستیم و چون دلسوز کنگره ایم دوست داریم افراد بیشتری بیایند، و در جایگاه خدمت کنند انشالله ایجنت جدید هم پرقدرتتر و بهتر خدمت کند. من همیشه خدارو گواه میگیرم که حرف دل را گفتم. اگر سینا ناظمی یک زمانی به عنوان راهنمای لژیون دهم بود یا لژیون دوم یا ایجنت فرقی نمیکند اگر از فردا نباشد، یک فرد بهتر و قویتری میآید و امور را اداره میکند. کنگره قحطی رجال ندارد، میآید و بهتر این سیستم را میچرخاند. خدا رو شکر میکنم که درکنار چنین افرادی دارم خدمت میکنم و یک موضوع هم بابت لژیون سردار بگویم.
از همسفر محترم خودم هم تشکر میکنم که اگر من امروز در این جایگاه هستم بابت حمایت ایشون هست،داشت دیروز سی دی عالم غیب مهندس را که روی اپلیکیشن بارگذاری شده و اومده را داشت گوش میکرد و یک لحظه به من گفت که گوش بده و ببینید که مهندس درباره کرمان چی گفته و واقعا مثل یک آب سردی بود روی سر من، امروز به مرزبانهای عزیز هم گفتم که در یک جا من سینا هم باید به خودم شک بکنم که ۸ سال واقعا در کنگره چکار کردم و از این سیستم اومدم رزق و روزی برای خودم آوردم.
آقای مهندس خیلی واضح در سی دی گفتند و هرچند که مهندس اگر تذکر میدهد برای این هست که من سینا بیدار شوم، و گفتند که بعضی از شعب دقیقا حرف آقای مهندس که بدردنخور هستند و اول گفتند که اسم نمیبرم و بعدا گفتند که بزارید اسم ببرم که شعب رفسنجان و سیرجان قوی اند ولی شعب شهر کرمان ضعیفند.
و زمانی که واژه بدردنخورو آقای مهندس به کار میبرند!!
من داشتم روی این موضوع فکر میکردم، ببین سینا ناظمی اون مصرف کننده بی مصرفی که من عذر خواهی میکنم.
زمانی من روی صحبتم با خودم هست، یک زمانی در اوج اعتیاد و اوج فلاکت و بدبختی بودیم و مصرف کننده بی مصرف بودی ادعا میکنی که ۸ سال تو کنگره ای و بدردنخوردی در مورد کسی که در مورد صورت مسله اعتیاد میخواهیم به مشارکت بزاریم و صحبت بکنیم، که چه اتفاقی میفته که آقای مهندس میگویند به درد نمیخوری در سیستم، رزق و روزی که استفاده کردی و آقای مهندس راضی نیست از اون، انشالله این نقطه تفکر من بیدار بشود.
و اینم میدونم که کنگره دنبال پول من نیست، آقای مهندس دوست داره شعب رشد کنند افراد رشد کنند تا انسانهای بیشتری بیایند در این سیستم و درمان شوند .من همیشه اوایل مهرماه که میشود یک حال و هوای دیگری دارم چون 1397/07/01 وارد این سیستم شدم و دراین سیستم از هیچ به همه چیز رسیدم،اون قدری نیستم که بخواهم از خودم تعریف کنم، و اوایل مهرماه بود که لژیون زدم و در این برداشت ها و به قول معروف چیزهایی رو که میشد در کنگره ۶۰ داشتیم به صورت حسی هستند و تجربیه و هرکسی به ضم خودش میتواند این تجربیات و دریافتها رو حس کند.
من در این ۸ سال فقط یک موضوعی که واقعا به خودم میبالم چرا چونکنگره ۶۰ میخواهم ربطش دهم به صورت جلسه و موضوع صورت مسئله اعتیاد،
در کنگره ۶۰ اگر من اومدم و حضور پیدا کردم و الان هم میبینید پشت این درب مادر تمام فسادها دروغه،من مصرف کننده یک زمانی به خانمم دروغ میگفتم با ساختار اعتیاد در کاسبی و در تمام مسایل،مادر تمام بیچاره گی ها دروغه.
آدم مصرف کننده داره همیشه دروغ میگوید،ولی من افتخار میکنم و به خودم میبالم که ۸ سال پیش تو این سیستم اگر خداوند روزی ام کرد و وصل شدم،در کنار بهترین و راستگو ترین افرادم قرار داد.
در کنار راستگوترین افراد بودمو با مدرک هم این حرف رو میزنم روز اولی که آقا محمد صادق زاده به بنده بغل داد،من یک تازه وارد حال خراب بودم و گفت بهترین جا برای درمان اعتیاد اومدی بعد از ۸ سال که نگاه میکنم پشت سرم و کسانی که باهاشون مصرف کننده بودم.
.jpg)
به هرحال کارتن خواب شده و زندگی آنها از هم پاشیده و متوجه شدم و اینو دارم با پوست و استخوانم لمس میکنم و فکر میکنم که اون زمان مهماندار حقیقیترین و راست ترین حرف را به من زد و راست گفت، اومدم جلوتر مشاوره او تی به من گفت که اگر داروت را به اندازه بخوری سروقت بخوری دقیق بخوری درمان میشوی حالت خوب میشود بعد از ۱۲ ماه سفر کردم راست گفت حقیقت را گفت، چون در کلینیک هم دکتر میگوید که شما باید دارو بخوری ولی حال شما خوب نمیشود،جلوتر اومدم راهنمای درمان موادم و من همین جا عذر خواهی میکنم از همسفر محترم خودم یک آدم حال خراب بودم که تو سفر اول همسفرم لطف کرد و تو محل کارم اومد از دست خودم شاکی شد و درخواست طلاق داد،و شاکی از من بود من یک آدم حال خراب دل سیاه گیروگرفتار بودم.
زندگی ام داشت از هم می پاشید و راهنما صدایم زد و گفت مشکلات لعنت خداوند نیستند،باید اینهارو حل و طی کنی و یک زمانی متوجه میشوی که اینها رحمت خداوند هستند،راهنما راست گفت به من،پشت این درب خیلی ها به من دروغ گفتند و جیب منو زدند ولی راهنما به من راست گفت.
افراد راستگویی که اینجا باهات حساب و کتابی و بده بستونی ندارند،جلوتر اومدم راهنمای درمان سیگارم آقا مجید خدا حفظشون بکنه من یک فیلم و یک کلیپ از ۲۰:۳۰ دیدم که میگفت در مورد آدامس نیکوتین و ۲۰ روز سفر بودم اینو تو لژیون سیگار گفتم و مصاحبه کرده بود با افراد و همه گفته بودند که آدامس نیکوتین هرکس بخورد درگیر سرطان میشود و من اومدم اصلا سفرم را بزنم کنار و ببوسم برم که آقا مجید گفت ما علم و راهشو بلدیم و راست گفت چون میبینم بعد از ۸ سال چه کسانی به خاطر سیگار هم سفر موادشون رو خراب کردند و هم به بیراهه رفتند،آقای مهندس گاهی اوقات میگوید که من خود گویمو خود خندمو که من
مرد هنرمندم ما تعصبی روی کنگره ۶۰ نداریم ولی این صحبت را انجام دادم که بگویم آدمهای راستگو آدرس درست را بهت میدهند اگر صورت مسله اعتیاد حل شده و پیدا شده آدرس درست را دارد بهت میده،یک سفرنامه ای هست شاید خیلی هاتون شنیده اید و یکی از اساتید کرمانی هست و استاد دکتر باستانی پاریزی و یک سفرنامه خیلی قشنگ دارد از پاریز تا پاریس،پاریز یکی از شهرهای اطراف سیرجان میباشد.
سال ۷۹ آقای مهندس یک مقاله داده به نام صورت مسله اعتیاد از زاهدان تا هاروارد،
از زاهدان تا بریستون،اون مقاله ای رو که آقای مهندس ۳۰ سال پیش ارائه میدهدهنوز هم تاپ ترین،بروز ترین،تا ابد و ازل میباشد.
اعتیاد و مواد اگر هست هیچکس به گرد پایش نمیرسد،از زاهدان تا بهترین دانشگاهای تهران و مهندس وقتی که صورت مسله اعتیاد پیدا شد اینو ۳۰ سال پیش پرونده اش رو بستیم و رفت دنبال درمان بیماری های ناعلاج،دنبال درمان سرطان،
ما باید افتخار کنیم که کنگره ای هستیم و کسی که دارد علم را تولید میکند و صورت مسله اعتیاد را پیدا کرده،سرطان رو هم داره درمان میکند و همون مقاله ۳۰ سال پیش کافی هست.
میتونیم بهش افتخار کنیم از دانشگاه زاهدان کجا تا معتبرترین دانشگاههای آمریکا،و صورت مسله اعتیاد یک چیز خیلی ساده ای هست یعنی ما امروز اگر اومدیم اینجا نشستیم و میخواهیم به مشارکت بگذاریم صورت مسله اعتیاد دوتا کلمه هست که امروز اگر یک تازه وارد تو جلسه نشسته و میخواهد دستور جلسه رو بفهمد میخواهد جایگزینی مزمن یعنی کهنه و خمری که داخل درون بدنت و شبه افیونی رو از بیرون وارد کردی چشمه خشکیده،من میخواهم بگویم که شما پشت پرده رو باید نگاه کنی که اگر روی این صندلی نشستی و کسی میگوید من از شعب کرمان راضی نیستم راستگو ترین و معلم راستینی هست که آدرس درست را در اعتیاد به ما داد.
من همسفر من مسافر امروز میتونستم روی این صندلی نباشم آدرس غلط بیچاره میکنه آدم رو،من هفته قبل تهران بودم برای رهایی بچه ها و در مترو دم یک دکه ای یک بنر رنگی چاپ کرده بود و گفته بود آدرس نپرس بلد نیستم جواب نمیدهم و پشت این درب عصا رو از آدم کور دارند میدزند،
من امروز اومدم که این حرف رو بزنم که اگر ۸ سال پیش کنگره آدرس غلط به من داده بود الان تکلیف من و خانواده و بچه هام چی بود؟
پس هر حرفی که در کنگره ۶۰ زده میشود یک انسان راستگو پشتش هست،اگر کسی هم بخواهد(آقای سینا) لایه بکشد و آقای مهندس میگویند سنگ ریزه بشود زیر این چرخ دنده ها خرد میشود،انشالله همه مون بتوانیم میراث دار خیلی خوبی باشیم و صورت مسله اعتیاد پیدا شده و نمونه بارزش هم آقا آرمان هستند که امروز جشن تولد رهایی یک سالش هست و بهشون تبریک میگویم.

وچند دقیقه درمورد آن صحبت کنم، خداقوت به آقا آرمان میگم و خداروشکر که همسفر محترمشون امروز به کنگره اومدن و اگر بیرون از کنگره میگن شیشه و مواد صنعتی درمان نداره ولی آقای مهندس میگه همه درمان میشن و اگر در مورد آرمان بخواهم بگویم یک بچه با یک تیپ خاص با یک شلوار مدل زیپ دار، زخمی و دوتا گوشواره هم داشت و یک ته ریش اسنپی هم داشت. ولی خداروشکر روزی آرمان شد که در مسیر کنگره بیاد و یادمه که آقای مجید زنگی آبادی ایجنت شعبه بهم گفت اگر این رهجو که پنج ماه سفره و هنوز نتونستی رنگ پیراهنشو که یاسی هست عوض کنی، لژیونتو میبندم و شما چه جور راهنمایی هستی و میخوام بگم خواسته داشت وپنج ماه سفر بودو همش دیر میومد و پشت لژیون می ایستاد و یکروز گفت میخوام برم شعبه تهرانپارس و نامه بهش دادیم و رفت، ولی دست از پا دراز تر برگشت و یکبار هم توی پارک بواسطه خطایی که انجام داد انضباطی شد و چند ماه از پارک دور شد و در طول سفر موتورش رو دزدیدند و بیکار شد ولی اومد و اینها رو گفتم که اگر راه حق رو پیدا کنم و آموزش بگیرم و بدونم که این مسیر من رو به مقصد میرسونه محکم قدم برمیدارم و بهش تبریک میگم و در اوتی وپورتال خدمت کرد و الآن هم مرزبانه و جایگاه مهم نیست و خدا کنه که من بخواهم خدمت کنم و بتوانم یک دردی رو از کسی درمان کنم و انشالله آزادمردی شو جشن بگیریم به افتخار خودتون
(1).jpeg)
سخنان مسافر آرمان:
سلام دوستان آرمان هستم یک مسافر
به رسم ادب از جناب آقای مهندس دژاکام و خانواده محترمشان تشکر میکنم به جهت این بستر زیبا که من آرمان و همه کسانی که دردمند اعتیاد هستند بیایند و به رهایی برسند.
تشکر از راهنمای درمان موادو سیگارم آقا سینا ویک تشکر از آقا رضا فرحبخش راهنمای تغذیه سالمم و یک تشکر ویژه هم میکنم از همسفر عزیزم با اینکه کنگره نمیاد ولی همه راه و مسیر را برایم فراهم کرد تا من بتوانم درکمال آرامش به درمان برسم و یکی اینکه نگهداری از دوتا بچه، که من بتوانم سی دی بنویسم و سرساعت به کنگره بیام و برم
اگر بخواهم یک خاطره بگم یا اینکه پیامی بگم به کسانی که تازه اومدن. من وهمسفرم در آستانه جدایی بودیم و من اگر یک جلسه دیگه میرفتم مشاوره دیگه همسفرم را از دست میدادم و خداروشکر میکنم که این اتفاق نیفتاد و یادمه خیلی کارها برای من کرد و حتی من رو توی خونه بستری کردو تمام امکانات را برایم فراهم کرد و من هم چند روز مصرف نکردم و بعد رفتم شیره کشیدم و بهش گفتم که چقدر حالم خوبه و مواد از بدنم رفته بیرون.
خوب خداروشکر به کنگره اومدم. یادمه بهش گفتم که اگر من به رهایی نرسیدم و به درمان نرسیدم، هرچی شما گفتی و با اینکه آدم بازیگوشی بودم و زیر بار هر حرفی نمیرفتم ولی تصمیم گرفتم و به حرف راهنمایم گوش بدهم و اطاعت امر کنم و بارها و بارها برجکم زده شد و گفتم دیگه کنگره نمیام ولی با صحبت های همسفرم آروم میشدم وبرگشتم و بهم گفت نه بخاطر خانواده فقط بخاطر خودت و من هم بخاطر اینکه دست دوتا پسرم قلیون و سیگار نبینم وبیشتر خواسته ام این بود که هرجور شده باید رها بشم و خداروشکر به لطف کنگره این کار شد و درمان شدم وبا اینکه در طول سفرم بیکار شدم و موتورم را هم دزدیدند ولی گفتم به هر طریقی شده میمونم وحتی شاید پول دارویم را هم نداشتم ولی الان به لطف کنگره هرخواسته ای که در ذهنم رد میشه برایم اتفاق می افتد شاید غیر قابل باور باشد ولی برای من اتفاق افتاده.از اینکه به صحبتهای من گوش کردید سپاسگزارم
راهنما تازه واردین:مسافر رضا

تایپ:مسافر علی لژیون ششم
عکس::مرزبان خبری مسافر احمد
ویرایش و ارسال:مسافر طاهر لژیون دوم
- تعداد بازدید از این مطلب :
1196