بخشیدن از مال یعنی تبدیل کردن سنگهای سنگین مادی به بالهای معنوی؛ چرا که هر آنچه را که میبخشی از تو نمیرود؛ بلکه در آن مکان فرمان، ذخیره می شود.
همسفر خندان ومسافرشان با آنتیایکس هرویین و شیشه وارد جمعیت احیای انسانی کنگره۶۰ شدند به روش DST با داروی اپیوم به مدت ۱۱ ماه و ۲۶ روز با راهنمایی مسافر سعید و همسفر فریده سفر کردند و هم اکنون به مدت ۳ سال و ۶ ماه است که با دستان پر مهر آقای مهندس آزاد و رها هستند.
زمانی که سخن از بخشش به میان میآید چه تصویری در ذهن شما نقش می بندد؟چرا کنگره۶۰ را برای بخشش انتخاب کردید؟
اگر بخواهم تصویر یک فرد را بگویم مهندس حسین دژاکام و زمانی که یک تصویر کلی را بخواهم در ذهن خود مجسم کنم مطمئنا طبیعت؛ اساس طبیعت بر مبنای بخشش است و از لحظهای که چشم باز میکنیم در طول روز این بخشش را دریافت میکنیم در تک تک کارها از حرکات روزانه، نفس کشیدن، غذا خوردن، آموختن و در کل، زندگی و هستی با بخشش گره خورده است و بدون بخشش تصور میکنم که هستی وجود ندارد؛ جمعیت احیای انسانی کنگره۶۰ مانند یک زمین بازی است که این فرصت را در اختیار ما قرار میدهد تا بازی در زمین را آموزش بگیریم و معمولا انسان زمانی که میخواهد آموزش بگیرد در اشل کوچکتر تمرین میکند، کنگره۶۰ همان اشل کوچک است که باید آموزش بگیریم قوانین را مشق کنیم تا ایرادها رفع شود که این قدرت داده شود تا بیرون از این مکان و سیستم عملیاتی کنیم.

در بخشش، شور و شعور دو جزیی هستند که تفکیک این دو بسیار سخت است چگونه تفاوت این دو کلمه را میتوانیم تشخیص دهیم؟
حس میکنم هر حرکتی اول شور است و در ادامه به شعور میرسد، یعنی من کاری را انجام میدهم و زمانی که برمیگردم و بازنگری میکنم آن زمان است که فهم در من به وجود میآید؛ یعنی رفتار خود را چک میکنم ببینم در کدام زمان کارم ایراد دارد یا چه زمان درست کار را انجام دادم، کدام را باید تکرار کنم و کدام را تکرار نکنم و در این زمان است که شعور به وجود میآید. بخشش نیز از این قاعده مستثنا نیست، میبخشند از روی شور و هیجان؛ اما در ادامه زمانیکه بازخورد میگیرم و باجریان هم سو میشوم و دریافتی را میبینم، آن زمان است که تبدیل به شعور میشود.
بسیاری از عزیزان دوست دارند جایگاه سرداری، دنوری و پهلوانی را تجربه کنند؛ اما ترس از آینده مانع از انجام این عمل عظیم میشود چه توصیهای به این عزیزان دارید. شما چگونه توانستید به این ترس غلبه کنید؟
مهندس حسین دژاکام در یکی از فایلهای صوتی خود بیان میکنند که بزرگترین حربه شیطان ترس از آینده است که در فایلهای صوتی چند ماه اخیر نیز در اینباره صحبت کردند، افرادی که همواره در فکر آینده هستند معمولا افرادی مضطرب و نگران هستند؛ زیرا در زمین شیطان، بازی میکنند و آن چیزی که واقعی است ساعت حال انسان است، فکر میکنم بیانصافی است که من حال را قربانی مواردی کنم که هیچ اطلاعی از آن ندارم؛ بنابراین باید قدر لحظه حال که یک دارایی بزرگ است را بدانم، در کنگره۶۰ آموزش میگیریم چگونه با نوشتن فایلهای صوتی همه حسهای خود را درگیر کنیم و آن لحظه همه حواس خود را به آن کلام و صوت که میشنویم، میدهیم و همچنین در ادامه تفکر میکنیم و زمانی که این اتفاق افتاد ذره ذره این جرات به ما داده می شود.
زمانی که آموزش میگیرم که ترس یکی از اضلاع مثلث جهالت است و نقطه مقابل تفکر است و تفکر را میخورد و راه مقابله این است که در دل آن ترس قرار بگیرم و با آن روبرو شوم، حالا جمعیت احیای انسانی کنگره۶۰ این زمین بازی را در اختیار من قرار داده است و زمانی که من از عضویت در لژیون سردار ترس دارم، قانون یازدهم را میتوانم امتحان کنم و زمانی که دست در جیبم میرود و آن مبلغ را در سبد میاندازم چه حسی به من دست میدهد؟ اگر آن حس و حال خوشی و شعف است پس به من انگیزه میدهد تا قدم خودم را بزرگتر کنم، حمایت خودم را بیشتر کنم تا ذره ذره به سرداری، دنوری و پهلوانی برسم داستان خدمت مالی در کنگره۶۰ یا خارج از کنگره۶۰ بحث پول نیست فقط و فقط عبور از ترس و بزرگتر شدن ظرف وجودی من است.
بسیار خوشحال شدیم که در خدمت شما بزرگوار بودیم لطفا به عنوان کلام پایانی اگر مطلبی دارید بفرمایید ؟
سپاسگذارم از خداوند به دلیل این که بسیاری از زمانها از رحمت و لطفش پیش از ورود به جمعیت احیای انسانی کنگره۶۰ ناامید شدم؛ اما خدای مهربان از من ناامید نشد، بسیاری از زمانها نافرمانی کردم؛ اما بانهایت لطف و بخشش خود، حواسش به من بود، دستم را گرفت و به سمت بهشت هدایتم کرد و در زمانی که تصور میکردم مشکلی بزرگتر از اعتیاد وجود ندارد، روی دیگری را به من نشان داد و متوجه شدم که مشکل میتواند رحمت و گشایش باشد و این اتفاق نمیافتاد مگر به لطف کلام راستین دانشمند بزرگ، مهندس حسین دژاکام که با حس ناب، صوت زیبا و اثرگذار، من را متوجه خودم کرد و به لطف این آموزشها آموختم که نباید در صبرم بیصبری کنم، آموزش گرفتم که اگر میخواهم چیزی داشته باشم اول باید دستم را باز کنم، یعنی اول باید از هر آنچه که هستم خالی شوم تا بتوانم دریافت کنم و این به لطف آموزشهای کنگر۶۰ کاملا برایم امکان پذیر شد؛ مهندس دژاکام در فایل صوتی توازن بیان میکنند انسان باید و نبایدهای زیادی دارد به همین دلیل بسیار مورد مواخذه قرار میگیرد؛ اما موجودات پایینتر از انسان مورد مواخذه قرار نمیگیرند؛ بنابراین تکلیف بر ما واجب میشود که اگر اعتیاد بر سر راه ما قرار گرفته است رسالتی داریم که باید تغییر کنیم و این حرکت مستلزم این است که در برابر استاد بزرگ و معلم راستین سرخم کنیم و آموزشها را دریافت کنیم تا به آن حال خوش و آرامش برسیم، زیر سقف کنگره۶۰ رسیدن به هر چیزی امکانپذیر است به شرط این که در صبر خود بیصبری نکنیم، در پایان کلام از همه همسفران با عشق و محبت شعبه حافظ قدردانی و تشکر میکنم.
طراح سوالات و مصاحبهکننده: همسفر معصومه رهجوی راهنما همسفر مهدیه (لژیون هشتم)
عکاس: همسفر مهسا رهجوی راهنما همسفر مهدیه (لژیون هشتم)
ارسال: همسفر منصوره رهجوی راهنما همسفر سکینه (لژیون پنجم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی حافظ
- تعداد بازدید از این مطلب :
178