English Version
This Site Is Available In English

وقتی درباره صورت‌مسئله اعتیاد صحبت می‌کنیم در واقع به اولین خشت بنای کنگره ۶۰ اشاره داریم

وقتی درباره صورت‌مسئله اعتیاد صحبت می‌کنیم در واقع به اولین خشت بنای کنگره ۶۰ اشاره داریم

جلسه دوازدهم از دور هفدهم سری کارگاه‌های آموزشی عمومی کنگره ۶۰ شعبه دنا، با استادی راهنمای مسافر حمید، نگهبانی مسافر حسن و دبیری مسافر رضا، با دستور جلسه «صورت‌مسئله اعتیاد و جشن یکمین سال رهایی مسافر مجید»، روز پنجشنبه ۹ مهرماه ۱۴۰۵ رأس ساعت ۱۶ آغاز به کار نمود

خلاصه سخنان استاد:

سلام دوستان حمید هستم مسافر. خداوند را بابت حضور در کنگره شکرگزارم. از ایجنت، لژیون مرزبانی و نگهبان جلسه تشکر می‌کنم. امروز دو دستور جلسه داریم؛ ابتدا دستور جلسه هفتگی و سپس تولد یک سال رهایی مسافر مجید که ان‌شاالله در زمان خودش درباره آن صحبت خواهیم کرد. آغاز سال تحصیلی کنگره ۶۰ را تبریک می‌گویم امیدوارم همگی در جهت ارتقای مقام انسانی خود و تکمیل نیازهای علمی جامعه پزشکی گام برداریم.

در مورد دستور جلسه صورت‌مسئله اعتیاد می‌توان گفت که یک فرد مصرف‌کننده با استفاده از آموزش‌ها، راه رهایی از دام اعتیاد و رسیدن به یک زندگی سالم و مطمئن را می‌یابد وقتی درباره صورت‌مسئله اعتیاد صحبت می‌کنیم در واقع به اولین خشت بنای کنگره ۶۰ اشاره داریم در وهله اول که می‌خواهیم اعتیاد را معنا کنیم یک علامت سؤال بزرگ شکل می‌گیرد یعنی با مسئله‌ای روبه‌رو هستیم که باید آن را برطرف کنیم در جوامع پزشکی بین‌الملل پرسش‌های بسیاری همراه با مجهولات پیش روی اساتید قرار می‌گیرد که هیچ‌کدام راهکار قطعی برای درمان اعتیاد بیان نمی‌کنند اما در کنگره ۶۰ تمامی این سؤالات بی‌‌پاسخ به یک پرسش واحد تبدیل شده و به‌درستی بررسی و درمان می‌شود همچنین در کنگره ۶۰ درباره مسائل و مشکلات بسیاری در مقوله‌های مختلف زندگی صحبت و ارائه‌ی طریق می‌شود حال این سوال پیش می‌آید که ریشه‌ این وقایع کجاست؟ همه به دنبال این بودند که چرا یک مصرف‌کننده با هر روش و اصولی مواد خود را کنار می‌گذارد اما پس از آن با معضلات و مشکلات جدی روبه‌رو شده و مجبور به مصرف دوباره می‌شود کنگره ۶۰ پس از تحقیقات فراوان و با تکیه بر علم و دانش آقای مهندس دژاکام و تجربه‌ ایشان به این نتیجه رسید که مشکل اصلی در جسم و مقوله‌ بیوشیمی بدن است یعنی مواد شبه‌افیونی بدن در اثر مصرف مکرر مواد مخدر خارجی از کار افتاده و هنگام قطع مصرف بدن دچار عوارض شدید می‌شود این موضوعی بود که سال‌ها مجهول باقی مانده بود تا اینکه کنگره پا به حیات گذاشت در کنار درمان باید مسائل دیگری نیز در فرد تغییر شکل دهد که بر این اساس مثلث درمان اعتیاد جسم، روان و جهان‌بینی شکل گرفت از همان ابتدای شناخت سیستم ایکس، این دو ضلع دیگر نیز باید هماهنگ با جسم تقویت شوند تا یک مثلث متساوی‌الاضلاع را بسازند در مقوله‌ی جسم به دلیل مصرف مواد، سیستم از تعادل طبیعی خارج می‌شود که دلایل آن در مقالات مختلف آقای مهندس به جوامع علمی ارائه شده است در مقوله‌ی روان اگر فرد مصرف‌کننده از لحاظ جسمانی متعادل شود اما همچنان از مشکلات روانی ناشی از مصرف مواد در رنج باشد درمان ناقص است این به‌هم‌ریختگی روانی مستقیما در اثر آسیب جسمانی اوست در مورد جهان‌بینی نیز باید گفت که یک مصرف‌کننده تمام ابعاد زندگی خود اعم از نحوه زندگی محل سکونت، اخلاق، رفتار و منش خود را بر مبنای مصرف مواد پایه‌گذاری کرده و در واقع یک دیدگاه افیونی در او پدیدار شده است در یک جمله تمام این اتفاقات ناشی از جایگزینی مواد مخدر بیرونی به‌جای مواد شبه‌افیونی تولید داخل بدن است.
در مورد دستور جلسه دوم، یعنی «یک سال رهایی مجید » و اینکه چرا با تأخیر برگزار می‌شود باید نکاتی را روشن کنم دلیل اینکه تولد مجید شش ماه دیرتر از موعد مقرر برگزار می‌گردد این است که درمان سیگار او طول کشید مجید اصلاً مصرف‌کننده‌ سیگار نبود و شاید در ماه سه چهار نخ بیشتر مصرف نمی‌کرد اما از آنجایی که هنگام ورود به لژیون اعلام کرده بود مصرف سیگار دارد طبق مقررات برای درمان سیگار وارد لژیون احسان شد پس از حدود پنج ماه به من مراجعه کرد و گفت من اصلاً سیگاری نیستم و نیازی به مصرف آدامس ندارم در جواب گفتم وقتی اسم شما به‌عنوان مصرف‌کننده سیگار در کنگره ثبت شده، اگر می‌خواهی از آب‌میوه‌های متنوع کنگره استفاده کنید ملزم به انجام سفر سیگار خود هستید همین اتفاق افتاد مجید فرمان‌برداری کرد و به دلیل همین سفر سیگار شش ماه از رهایی‌اش فاصله ایجاد شدشاید در شعبه دنا این‌طور به نظر آید که سخت‌گیری زیادی می‌شود و اگر یک نفر با مصرف سیگار خدمت کند اتفاق خاصی نمی‌افتد اما اگر من به‌جای الگو بودن خود را بالاتر از کنگره، آقای مهندس، قوانین و حرمت‌ها بدانم قطعا اولین گام‌های سقوط را برداشته‌ام مدتی قبل ما میزبان دیده‌بان محترم آقای سلامی بودیم که بیست‌وهفت سال برای پیشرفت کنگره زحمت و تلاش کرده‌اند با این حال ایشان بیان کردند که آقای مهندس به‌دلیل اضافه‌وزن حضورشان را در جلسات دیده‌بانان منع کرده‌اند این قانونی است که در کنگره وضع شده و تفاوتی نمی‌کند مسئولین،ایجنت‌ها، راهنماها و خدمتگزاران اگر اضافه‌وزن داشته باشند باید جایگاه خدمتی خود را تحویل دهندآیا می‌توان گفت آقای مهندس سخت‌گیر هستند؟
آیا این سخت‌گیری با آقای سلامی که با آن‌همه سابقه نفر دوم کنگره ۶۰ هستند جایز است؟ خیر این‌طور نیست آقای مهندس به فکر اعضای کنگره هستند دلیل اینکه اجازه نمی‌دهیم فردی با مصرف الکل سیگار یا موارد مشابه خدمت کند این است که باید الگو باشیم اگر تا دیروز خودمان به این مواد نیاز داشتیم و امروز نداریم چطور می‌توانیم بدون تغییر در‌ نگرش بر دیگران سخت بگیریم به‌عقیده من این بزرگ‌ترین خیانت است من در جایگاه راهنمایی لژیون دوم و ایجنتی اجازه چنین مسائلی را ندادم حال قضاوت با انسان‌های آگاه و داناست.
مجیدفردی بسیار آرام و فرمان‌بردار است که نکات آموزشی را به‌خوبی اجرا کرد و سفر موفقی داشت اگرچه مدتی به‌دلیل مشکلات از کنگره دور ماند اما اتفاقی غیرمنتظره رخ داد حضور همسفر و پدر بزرگوارشان به‌عنوان همسفر آقا در کنگره باعث شد مجید دوباره به کنگره وصل شود اکنون او و همسفرانش در شعبه خدمتگزار هستند که جای شکر بسیار دارد امیدوارم خودشان و همسفران
محترمشان در آزمون راهنمایی شرکت کرده و موفق شوند. از اینکه به صحبت‌های من گوش کردید، سپاسگزارم.

خلاصه سخنان مسافر مجید:

سلام دوستان مجید هستم مسافر، خدا را شکر می‌کنم که در این جایگاه حضور دارم از بنیان کنگره ۶۰  آقای مهندس خانواده محترمشون و همه شما عزیزان که در این جشن شرکت کردید تشکر و سپاسگزاری می‌کنم از ایجنت محترم و گروه مرزبانی و تمام راهنماها تشکر و سپاسگزاری می‌کنم که این اجازه را به من دادند که در این جایگاه قرار بگیرم از راهنمای بسیار خوبم آقا حمید و همسفرهای عزیزم و راهنمای همسرم تشکر می‌کنم تشکر ویژه از همسفرم دارم که اگر ایشون نبود به خاطر وقفه‌ای که بعد از رهایی برایم پیش آمد به علت حضور همسفرم در کنگره  باز هم توانستم خودم را به کنگره برسانم موقعی که در کنگره می‌گویند همسفر بال پرهم هستند واقعا این برای من اتفاق افتاد و از نخستین روز حضورم در کنگره  تا به امروز همسفرم واقعا به من خیلی کمک کرده امیدوارم که بتوانم جبران  کنم اواخر دوران مصرفم از لحاظ مالی شاید مشکلی نداشتم ولی از لحاظ جسم و روح و روان خیلی ضربه خورده بودم که خدا را شکر اذن کنگره برای من صادر شد در اولین لحظه حضورم در کنگره با چهره‌هایی آشنا شدم که پر از عشق و محبت و آرامش بودند اولین سوالی که ذهن من را درگیر کرد این بود که اگر این‌ها توانسته‌اند به این حس خوب و آرامش برسند قطعا من هم روزی به این جایگاه می‌رسم خدا را شکر وارد لژیون دوم به راهنمای آقا حمید شدم سفر پر چالشی داشتم ولی با در نظر گرفتن الگوهای مناسب راهنمایی‌های آقا حمید به رهایی رسیدم در آخر صحبت‌هایم عرض می‌کنم دوستان سفر اول وقتی که رهایی می‌گیرند تمام مشکلاتشان حل نمی‌شود این را من درک کردم و فهمیدم که مشکلات همیشه هست و با حضورم در کنگره با همان روش دی اس تی را حل مشکل‌هایم را پیدا کردم طبق دستور جلسه هفتگی که صورت مسئله اعتیاد است من هم صورت مسئله مشکلاتم را فهمیدم و برای حل آنها تلاش و کوشش کردم اگر آموزش‌های کنگره نبود نمی‌توانستم به مشکلاتی که برایم پیش آمده غلبه کنم از همه شما عزیزان تشکر می‌کنم و امیدوارم که همه شما را در این جایگاهی که اکنون  هستم بینم از اینکه به صحبت‌های من گوش کردید متشکرم .

خلاصه سخنان راهنمای همسفر محمدحسین:

سلام دوستان اسماعیل هستم یک مسافر خدا را شکر به خاطر حضورم در کنگره حس و حال خوبی داره که امروز در جایگاه راهنمای یک همسفر در اینجا حضور دارم و غبطه می‌خورم به حال راهنماهای همسفران که بافت همسفران با مسافران بسیار فرق دارد و سرشار از این حس هستند، یادم می‌آید که محمد حسین با چه عشقی سفرش را شروع کرد مخصوصا باچالش‌هایی که مجید با آن روبرو بود اوایل روی محمد حسین تاثیر داشت اما به جایی رسید که محمد حسین روی مجید تاثیر می‌گذاشت با آمدنش و نوشتن سی‌دی‌ها خیلی خوب سفر کرد چهل سی دی اش را نوشت و باعث افتخار است که امروز دور هم جمع شدیم اولین‌ها را تجربه می‌کنیم اولین همسفر آقا در شهرضا که آمد سفرش را انجام داد و به رهایی رسید ما خیلی همسفر آقا داشتیم اما نماندند ولی محمد حسین خیلی خوب سفر کرد در ادامه خدمتگزار شد به او تبریک می‌گویم و امروز اولین سال رهایی‌اش را جشن می‌گیرد و انشالله در ادامه اولین راهنمای همسفر آقا در شعبه دنا شود تا بتواند به همسفران در این جایگاه خدمت کند برادران و پدرانی که نیاز دارند مادرها به واسطه گریه کردن خودشان را خالی می‌کنند اما برای یک پدر خیلی سخت است که ببیند فرزندش درگیر مقوله اعتیاد است و هیچ کاری از دستش بر نمی‌آید و یک حالی است که انشالله هیچکس در این جایگاه قرار نگیرد که فرزندش اعتیاد دارد و هیچ کاری بیرون از کنگره از او ساخته نیست برادران خود من تنها کاری که از دستشان برآمد من را به کمپ بردند حتی با اینکه تحصیل کرده بودنند اما زمانی که در کنگره آموزش‌های لازم گرفته می‌شود یک همسفر به صورت تخصصی چه آقا و خانم آموزش می‌بیند که چگونه با یک مصرف کننده برخورد بکند همانطور که آقای مهندس خیلی از واقعیت‌ها را با شوخی و خنده به ما می‌آموزد اما یک حقیقت تلخی پشت موضوع است، همسفری که نمی‌داند با مسافرش چگونه برخورد کند باعث می‌شود که هیچ موقع به درمان نرسد و انشالله در این راه مستدام باشند من هم به آقا حمید و آقا مجید و به کل خانواده‌شان تبریک می‌گویم ممنون از همه شما .

سخنان همسفرمحمدحسین:

سلام دوستان محمد حسین هستم یک همسفر.

ابتدا خداوند را شاکرم که به واسطه مسافرم در کنگره حضور دارم و به قول دکتر امین که در سی‌دی باتلاق جمله قشنگی می‌فرمایند که حضور انسان‌ها در مکان‌ها بهترین توفیق است یعنی ما یک توفیقی پیدا کردیم که فقط همین‌جا حضور داشته باشیم فقط کافی است حضور داشته باشیم تا دریافت داشته باشیم و سپس تشکر می‌کنم از آقای مهندس که این بستر را فراهم کردند برای ما و تشکر می‌کنم از راهنمای مسافرم آقا حمید و از راهنمای خودم آقا اسماعیل که خیلی به من امید دادند چون اوایل خیلی ناامید بودم ولی ایشان گفتند بیا همه چیز درست می‌شود. قدردانی می‌کنم از تمام خدمتگزاران کنگره۶۰ و شعبه دنا و از همه عزیزانی که در شعبه‌های دیگر حضور دارند و خدمت می‌کنند و باعث قوت قلب می‌شوند، تشکر می‌کنم از عروس گلم که این چند سال مسافر من را تحمل کرد و توانست نوه‌های گلی رو برای من تربیت کند و صمیمانه از او تشکر می‌کنم. اکنون در حال نوشتن سی‌دی وادی سیزدهم هستم که می‌گوید پایان هر نقطه سر‌آغاز خط دیگری‌ است و اکنون من و مسافرم هم به اصطلاح به پایان این نقطه رسیدیم و آغاز نقطه دیگری را انشالله از فردا باید شروع می‌کنیم.

خلاصه‌ سخنان راهنماهمسفر مریم:

سلام دوستان، اعظم هستم یک همسفر.

خداوند را بسیار سپاسگزارم که امروز توفیق حضور در کنگره را دارم، ابتدا خدمت راهنمای محترم آقا حمید بابت جایگاه دستیار دیده‌بانی تبریک عرض می‌کنم؛ این حال خوشی که امروز همگی تجربه می‌کنیم ثمره عملکرد و خدمت صادقانه شماست امیدوارم همواره بدرخشید همچنین تولد یک‌سالگی رهایی مسافرتان آقا مجید را تبریک می‌گویم از حضور ارزشمند پدر، مادر و برادر گرامی‌شان که با قدم‌های خود این جشن را مزین کردند سپاسگزارم. تبریک ویژه‌ام را تقدیم خانم مریم عزیز می‌کنم از صمیم قلب خوشحالم که در این جشن حضور دارم در این مدت نه‌تنها من به‌عنوان راهنما به رهجو بلکه در کنار خانم مریم درس‌های بسیاری آموختم ایشان الگوی صبوری ازخودگذشتگی و بردبارهستندخانم مریم رهجویی بسیار فرمان‌بردارند که از همان ابتدا با جان و دل در مسیر کنگره حرکت کردند با وجود چالش‌های فراوان مقاومت کردند جنگیدند و هرگز تسلیم نشدند خدا را شکر که امروز ثمره آن همه سختی را می‌بینند با وجود آسیب‌های جسمی فراوان در طول سفر هرگز پا پس نکشیدند و هیچ‌گاه بهانه‌ای برای ننوشتن سی‌دی‌ها نیاوردند ایشان نقش خود را به بهترین نحو ایفا کردند و در زمینه ورزش نیز بسیار فعال و کوشا بودند.به یاد دارم روزهای اولی را که با حال مساعدی وارد کنگره نشدند و نگرانی من از اینکه نتوانم ایشان را به درستی هدایت کنم اما امروز همه عزیزان شاهد تغییرات شگرف او هستند حضور ایشان در لژیون سردار به‌عنوان مهمان چنان تاثیری بر او داشت که بلافاصله اعلام سرداری کردند و در ادامه جایگاه دنوری را نیز تجربه نمودند ان‌شاالله که به تعهدات خود نیز به‌خوبی عمل کنندبرای ایشان و خانواده محترمشان بهترین‌ها را آرزو دارم حس خوبی که خانم مریم به دیگران منتقل می‌کنند باعث شده همه بچه‌ها از ایشان انرژی بگیرند تنها یک نکته باقی می‌ماند که آن هم ترس از آزمون است امیدوارم با تقویت خواسته‌شان، تلاش خود را در این زمینه نیز بیشتر کنند تا همان‌طور که جایگاه‌های خدمتی را یکی پس از دیگری تجربه می‌کنند در آینده‌ای نزدیک شاهد باشیم که ایشان و آقا مجید هر دو شال مقدس راهنمایی را بر گردن داشته باشند.از اینکه به صحبت‌های من توجه کردید، سپاسگزارم.

خلاصه سخنان همسفر مريم:

سلام دوستان مریم هستم همسفر .

در اصل از آقای مهندس و خانواده محترمشان که این بستر را فراهم کردند تا همه عزیزانی که اینجا حضور دارند لذت برده خوشحال باشند سپاسگزارم.

از مرزبانان و ایجنت شعبه، راهنمای مسافرم آقاحمید راهنمای نیکوتین مسافرم آقا احسان تشکر می‌کنم و ازآقا اسماعیل بابت این که همراهی کردند تا همسفر مسافرم پدر همسرم در کنگره حضور پیدا کرده تا آموزش بگیرند سپاسگزارم‌،از خانم اعظم راهنمای عزیزم که خواهرانه دلسوزانه به من کمک و مرا راهنمایی کردند و کاری کردند که من احساس بی خواهری نکنم و همچنین از خانم فاطمه رحمتی راهنمای تازه واردین تشکر می‌کنم. من وقتی وارد کنگره شدم حس خوبی نداشتم ولی ایشان با یک لبخند زیبا به من نیرو دادند که هنوز به یاد دارم و لذت برده و کیف می‌کنم من در کنگره با چالش های زیادی روبرو شدم سرشار از دلشوره و استرس و ناامیدی بودم اما به تدریج در لژیون آموزش گرفتم و در کنار خدمتی که توانستم انجام دهم حالم بهتر شد نکته دیگر اینکه همسفر و مسافر در کنار هم باید سفر کنند من روزهایی بود که بخاطر بیماری جسمی که داشتم و مسافرم در حال کم کردن پله بود من باید به بیمارستان می‌رفتم و مسافرم باحال خراب همراه من ماند و مرا تنها نگذاشت از ایشون و پدر شوهرم که در کنار مسافرم بودند و از پسرهای گلم که کنار ما بودند نهایت تشکر و سپاسگزاری دارم. در کنگره خیلی دوست داشتم لژیون سردار را تجربه کنم تا اینکه اذن ورودم صادر شد و یک روز خانم اعظم گفتند همسفر می تواند به عنوان مهمان حضور پیدا کند. وقتی وارد لژیون سردار شدم بسیار جالب بود فضا امن و صمیمی بود و به من حس آرامش و امید می‌داد که باعث شد به مشکلات بیرون فارق شوم و به سفر اولی ها حضور در لژیون سردار را توصیه می کنم در لژیون سردار بخشش و جهان بینی افزایش پیدا کرده و روز به روز زندگی را بهتر می‌بینیم از اینکه به صحبت‌های من گوش کردید سپاسگزارم.

تایپ:مسافر مهرداد (لژیون‌هفتم ) مسافر رضا(لژیون‌سوم)مسافرداود(لژیون‌سوم) مسافر محمدرضا (لژیون‌سوم)

ویرایش وارسال:مسافر راهنماحسن

 

 

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...