English Version
This Site Is Available In English

انسان، کاشف مجهولات بُعد خویش است

انسان، کاشف مجهولات بُعد خویش است

مبحث وادی هشتم از کتاب «عشق، ۱۴ وادی برای رسیدن به خود» است که انسان را به خود می‌رساند. بهتر است ابتدا مفهوم واژه «حرکت» را بررسی کنیم تا متوجه شویم حرکت به چه معنا است، پس از آن مفهوم «مسیر» و چگونه حرکت در آن را بیاموزیم و بنگریم نویسنده می‌خواهد چه مفهومی را بیان کند تا نقطه تفکری را در وجود انسان روشن نماید؛ اگر حرکت را با ساده‌ترین واژه‌ها عنوان کنیم؛ به معنای موقعیت یک جسم است که در طول زمان تغییر می‌کند و جابه‌جایی در آن اتفاق می‌افتد.

اما زمانی‌ که موضوع انسان باشد، داستان به گونه‌ای دیگر می‌شود؛ زیرا حرکت برای انسان تنها جابه‌جایی مکانی نیست، حرکت در زندگی انسان می‌تواند تغییر در نگرش و اندیشه او باشد و آگاهی و شناخت او را دربرگیرد. این حرکت می‌تواند با برداشتن یک گام علمی در شناخت و آگاهی شکل بگیرد، حرکتی که انسان را از سکون خارج و از رکود او جلوگیری می‌کند. انسان توسط تجربه‌کردن و آموختن می‌تواند از یک وضعیت نامطلوب به طرف وضعیت مطلوب، از ناآگاهی به طرف آگاهی، از ترس به طرف شجاعت و از مشکل به طرف یافتن راه‌حل درست و مناسب حرکت کند. حرکت یک فرآیند تغییر و گذر از وضعیت موجود به وضعیت دیگر است. این تغییر می‌تواند از بد به بدتر، از خوب به خوب‌تر، از بد به خوب یا حتی از خوب به بد باشد. وادی هشتم در انسان نقطه تفکری را بیدار می‌کند که باعث می‌شود آگاهی در وجود انسان شکل گیرد و باعث می‌شود انسان، عمیق‌تر به موضوع نگاه کند و در ادامه مسیر، آگاهانه‌تر عمل کند.

انسان می‌تواند به دنبال کشف مجهولات بُعد خویش باشد، از مسائل سطحی و خوشی‌های زودگذر زندگی فاصله گرفته، به طرف آن‌چه برای جایگاه انسان در هستی قرار داده شده قدم بردارد و در راستای آن تلاش کند؛ بنابراین، برای تداوم حرکت در حلقه‌های آفرینش، بایستی پایه و اساس محکمی در تفکر انسان شکل بگیرد و ایمان داشته باشد. زندگی تنها با صور آشکار امکان‌پذیر نیست؛ بلکه جهان‌ها و شگفتی‌هایی وجود دارد که باید آن را با حواس و چشم دیگری حس و لمس کند؛ زیرا جهان و هستی تنها در زمین نیست؛ بلکه عظمت و وسعت آن فراتر از فهم و ادراک انسان در این پنج حس و بُعد حیات است. با این نگرش حرکت تنها یک جابه‌جایی از نقطه‌ای به نقطه دیگر نیست؛ بلکه می‌تواند حرکتی درونی باشد که انسان را به تفکر بیشتر، شناخت و کشف مجهولات بُعد خویش هدایت کند. اکنون این پرسش نیز برای انسان مطرح می‌شود که این خلقت و هستی چگونه به وجود آمده و چه نیرویی آن را هدایت کرده و نظم می‌دهد؟ خلقت و هستی، گرداننده و نظم‌دهنده‌ای به نام قدرت مطلق دارد که در فهم همه انسان‌ها نمی‌گنجد.

جهان‌های خلقت، آفرینش و امواج نشان از یک نیروی برتر و آگاه‌تر می‌دهند که عظمت خلقت هستی را یادآور می‌شوند. انسان برای درک این مطالب احتیاج به ایمان، باور قلبی، اندیشه‌ای روشن و عمیق دارد تا درک درست‌تری از خلقت و هستی به دست آورد. در وادی هشتم بعد از واژه حرکت «مسیر» مطرح می‌شود؛ بنابراین انتخاب مسیر، مبحث مهم دیگری است مسیرهای متعددی برای حرکت وجود دارد؛ بنابراین پیش از حرکت آن‌چه اهمیت دارد، پیدا کردن مسیر است که هدف از آن کمک به انسان‌ها است. در وادی هشتم، واژه‌هایی مانند؛ امواج، پیمان، فرمان، سکون، اندیشه، سفر، ساختار و حلقه‌های آفرینش حیات مطرح شده است که هرکدام می‌توانند موضوع یک بحث جداگانه باشند؛ مسئله مهم پیش از حرکت، تفکر انسان است.

بسیار مهم است که انسان پیش از حرکت به اندازه کافی تفکر کرده باشد، در هدف و خواسته خود به نقطه مشخصی رسیده باشد، از کلیات مسیر اطلاعات و آگاهی کسب کرده باشد و تا حدودی از فراز و نشیب‌های جاده آگاهی داشته باشد. انسانی که هدف خود را مشخص کند و در مسیر درست شروع به حرکت کند جاده و علائم آن، او را تا رسیدن به مقصد یاری خواهند داد و مسیر را به او نشان خواهند داد. اگر با علائم و نشانه‌ها حرکت کنیم با پیچ و خم جاده همراه شویم، در سرازیری‌ها آهسته‌تر حرکت کنیم و در سربالایی‌ها با قدرت و توان پیش برویم، می‌توانیم به سلامتی و آرامش به مقصد برسیم؛ اما اگر درگیر حواشی جاده شویم و با مسیرهای انحرافی هم‌سو شویم؛ ممکن است سر از جای دیگری درآوریم و حتی گمراه شویم.

به عنوان نمونه؛ زمانی‌ که شخصی وارد دانشگاه می‌شود، وارد یک مسیر حرکتی شده است، او می‌تواند پیش‌نیازهای درس‌های خود را بگذراند، به‌ موقع در کلاس حضور پیدا کند، به آموزش‌های استاد توجه کند، آن‌ها را به خاطر بسپارد و با کاربردی کردن آموخته‌هایش آزمون‌ها را با سربلندی پشت سر بگذارد و فارغ‌التحصیل شود؛ اما اگر در کلاس حضور نداشته باشد، در حواشی درس و دانشگاه بچرخد، بیشتر به دنبال خوش‌گذرانی و وقت گذراندن باشد و سختی درس و آموختن را نپذیرد، نتیجه نامطلوب خواهد بود، این موضوع در بسیاری از مسائل زندگی صدق می‌کند؛ اگر در مسیر درمان قرار می‌گیریم؛ باید آموزش‌ها، دارو، جهان‌بینی، ورزش و سایر مسائل را جدی بگیریم و حرف راهنما را به‌درستی دنبال کنیم در این صورت می‌توانیم رهایی باکیفیتی داشته باشیم و در غیر این صورت، نیروهای اهریمنی و بازدارنده می‌توانند شخص را به مسیر دیگری حرکت دهند. آن‌چه در وادی هشتم آمده است اختیار انسان و انتخاب او است.

براساس اختیاری که به انسان داده شده است انتخاب مسیر بر عهده خود او است. انسان می‌تواند مسیر درست را به طرف سلامتی، علم‌آموختن، کشف مجهولات، شناخت خویش، کسب دانش و آگاهی، تزکیه و پالایش و ارتباط با نفس خویش را انتخاب کند تا به مقصدی راستین و درست که همان صلح، آرامش و سلامتی است برسد و یا می‌تواند در مسیری قرار بگیرد که او را به ناکامی و رنج برساند، به دنبال انتقام برود، مسیر فسق و فجور را طی کند و از خط قرمزهایی که خرد جهانی نیز آن را تأیید می‌کند عبور کند، ممکن است با این تصور که (انسان تنها یک مرتبه به دنیا می‌آید) براساس خواسته نفس خود مسیر را ادامه دهد، ترمز نفس خود را مهار نکند و سراشیبی را تا ته‌دره بیچارگی و بدبختی طی کند. در این صورت انسان به جایی می‌رسد که آلوده به کارهای ضدارزشی و ضداخلاقی می‌شود، به جسم و جان خود آسیب وارد می‌کند، به خانواده و جامعه خسارت می‌زند و در نهایت گرفتار رنج و اندوه می‌شود و این نتیجه انتخاب مسیر غلط، تفکر نکردن یا درست حرکت نکردن در مسیر است.

حرکت در مسیر ابتدا باید با تفکر باشد، شروع حرکت و ادامه مسیر باید از تمام جهات تا حدممکن مورد مطالعه و بررسی قرار گیرد. ممکن است در شروع یا در ادامه مسیر با ترس‌هایی مواجه شویم، ترس می‌تواند مانع حرکت انسان شود؛ بنابراین باید ترس‌ها را بشناسیم و با دانش و آگاهی از آن‌ها عبور کنیم. ممکن است حرکت در مسیر حتی بعد از بررسی و مطالعه، دقیقاً آن‌طور که تصور می‌کردیم پیش نرود و در جزئیات با تصور اولیه ما متفاوت باشد؛ اما باید با شجاعت ادامه مسیر را طی کنیم؛ زیرا در ادامه حرکت خود مسیر چگونه حرکت و عبور از موانع را به ما نشان خواهد داد. اگر نخواهیم از مشکل به طرف حل آن حرکت کنیم و تنها یک گوشه بنشینیم و فکر کنیم، مشکلی حل نخواهد شد؛ زیرا عملاً حرکتی انجام نداده‌ایم. پس از فکر کردن، حرکت است که ما را مرحله‌ به‌ مرحله وارد مسیر می‌کند. مسیر به تدریج وضوح پیدا می‌کند و انسان‌های بی‌شماری می‌توانند به یاری ما بشتابند، اکنون درمیابیم که نویسنده این قانون مهندس حسین دژاکام، می‌خواهند این مفهوم را به ما برسانند که هدف و خواسته انسان شرط اصلی برای انتخاب مسیر، شروع حرکت و ادامه آن است. تفکر، تمرکز و استمرار روی هدف و خواسته انسان را یاری می‌دهد تا مسیر خود را ادامه دهد.

تصور رسیدن به مقصد و هدف نهایی، قدرت و قوت انسان را بیشتر می‌کند و انرژی لازم برای تلاش بیشتر را به او می‌دهد، درست مانند تشنه‌ای که هر قدم به آب نزدیک‌تر می‌شود. در نهایت؛ اگر در دوراهی‌های انتخاب، با تفکر و تعقل، دانش، آگاهی و گزینش مناسب مسیر درست را انتخاب کنیم و اعمال ارزشی انجام دهیم می‌توانیم به صلح، دوستی و آرامش نزدیک شویم؛ اما اگر بدون تفکر و ناآگاهانه،  تنها از روی خواسته نفس پیش برویم، ممکن است وارد حاشیه جاده شویم، از مسیر اصلی فاصله بگیریم و گمراه شویم و خود را در مکان نامناسب بیابیم که هرگز به آن فکر نکرده بودیم و به خاطر رنج و اندوهی که گرفتار آن شده‌ایم، خواسته اصلی خود را نیز فراموش کنیم.


نویسنده: راهنما همسفر مهدیه (لژیون هشتم)
رابط خبری: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر مهدیه (لژیون هشتم)
عکاس؛ راهنمای تازه واردین همسفر فرحناز ارسال: همسفر آرزو رهجوی راهنما همسفر سکینه (لژیون پنجم) دبیر دوم سایت
همسفران نمایندگی حافظ

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...