مشارکت تعدادی از همسفران لژیون هشتم درباره دستورجلسه: «وادی هشتم؛ (با حرکت راه نمایان میشود) و تاثیر آن روی من»
همسفر افسانه:
وادی هشتم به من یاد میدهد که «با حرکت راه نمایان میشود.» من قبل از ورود به جمعیت احیای انسانی کنگره۶۰، معمولاً حرکتی نمیکردم و منتظر بودم دیگران مشکلات مرا حل کنند و به من کمک کنند؛ اما با ورود به کنگره یاد گرفتم مسئولیت زندگی و انتخابهایم را بپذیرم و روی پای خود بایستم. امروز تلاش میکنم بهجای انتظار از دیگران، روی گرههای وجودم کار کنم و قدمبهقدم آنها را باز کنم.
یاد گرفتم که همیشه بر سر یک دوراهی قرار دارم؛ میتوانم راه ضدارزشها را انتخاب کنم که مرا به سمت تاریکی میبرد، یا راه ارزشها را انتخاب کنم که مسیر روشنایی را برای من نمایان میکند. قبل از ورود به کنگره، با مصرف نیکوتین به جسم و شهر وجودی خود آسیب میزدم، بدون اینکه آگاه باشم در حال صدمهزدن به خود هستم؛ اما وقتی وارد کنگره شدم، حرکت را آغاز کردم و تصمیم گرفتم برای رهایی از نیکوتین و درمان خود قدم بردارم.
خدا را شکر با درمان نیکوتین، یک حرکت جدید در زندگی من شروع شد. با هر حرکت، دانایی من بیشتر شد و چیزهای بیشتری در مورد خود و زندگی آموختم. امروز میدانم که فقط خواستن کافی نیست؛ باید حرکت کنم و مسئولیت این مسیر را بپذیرم. وادی هشتم برای من به این معنی است که اگر قدم اول را بردارم، راه کمکم خودش را به من نشان میدهد و مسیر روشنایی برای من آشکار میشود.

همسفر سمیرا:
در وادی هشتم میخوانیم: «با حرکت، راه نمایان میشود.» در این وادی یاد میگیریم وقتی راهی درست و در صراط مستقیم باشد، کمکم برای ما باز و نمایان میشود. هیچ تغییری یکشبه اتفاق نمیافتد؛ باید صبر داشته باشیم، به مسیر اعتماد کنیم و به جای ترسیدن و سکون، حرکت کنیم؛ دقیقاً چیزی که من در کنگره۶۰ تجربه کردم. وقتی قدم در این راه گذاشتم، کمکم نشانههای زیادی برای ادامه دادن دیدم. اولین چیزی که برای من خیلی پررنگ بود، تغییر مسافرم از لحاظ شخصیت، روان و رفتار بود. همین نشانهها باعث شد با انرژی و مصممتر در این راه قدم بردارم. هر روز اتفاقات و دانایی جدیدی کسب میکردم و با عمل به آنها، حال من بهتر میشد و این حال خوب، باعث حرکت و ادامه دادن دوباره من شد.
در این وادی یاد گرفتم که هر تغییر کوچکی در رفتار و افکار ما میتواند یک حرکت باشد؛ حرکتی که میتواند به رهایی و حتی بالاتر از آن، به شناخت خویشتن ختم شود. این راه و حتی راه انسان، انتهایی ندارد و هر روز میتوانیم شاهد یک زایش، یک خلق و یک آموزش جدید باشیم. اگر انسان قدم برندارد و در سکون و درجا زدن باقی بماند، اتفاق جدیدی برایش نخواهد افتاد. حتی ممکن است هر روز بیشتر در تاریکیها گرفتار شود. برای من، وادی هشتم؛ یعنی حرکت کنم، حتی اگر قدمهایم کوچک باشد؛ چون با حرکت، راه کمکم خودش را به من نشان میدهد.

همسفر مرضیه:
من درجمیعت احیای انسانی کنگره۶۰ آموختم که در سکون نه زایشی است و نه چیزی بهوجود میآید. خلقت انسان، حیوان، درختان و همه چیز از حرکت بهوجود میآید. از طرفی، انسان موجودی صاحب اختیار است و میتواند با حرکت در مسیر ارزشها، عشق، محبت، شرف و انسانیت را تجربه کند و یا با قرار گرفتن در مسیر ضدارزشها، به کینه، حسد، قتل و جنایت روی آورد. حق انتخاب با خود من است؛ چون خداوند از اول به انسان قدرت اختیار دادهاست. اگر من در صراط مستقیم پیش بروم به آرامش میرسم و اگر از مسیر اصلی خارج شوم، همیشه در رنج و عذاب خواهم بود.
در وادی هشتم کنگره۶۰ آموختم که باید حرکت کنم؛ البته قبل رسیدن به وادی هشتم، من در کولهبار خود، هفت وادی و هفت آموزش را با خود دارم و باید در حرکت خود از آنها استفاده کنم و حرکت میکنم تا راه برای من نمایان شود؛ اما برای حرکت خود باید قوانینی هم داشته باشم؛ یکی از این قوانین این است که اول تمام حسابهایم را با خود، خانواده و جامعه تسویه کنم. باید خسارتهایی را که خواسته یا ناخواسته به دیگران وارد کردهام، جبران کنم و هدف اصلی من رسیدن به صلح، سلامتی، آرامش، آسایش، عشق و مهمتر از همه، خدمت به دیگران باشد؛ بنابراین باید با تزکیه و پالایش، تغییر دادن خود و حذف ناخالصیهای درونم، بدهیها و خسارتهای خود را نسبت به جامعه و خانواده تسویه کنم و با خدمت کردن به دیگران، بدون هیچ توقعی، مسیر خود را ادامه دهم تا به حال خوش و آرامش واقعی برسم.
.jpg)
همسفر مهرنوش:
در وادی هشتم یاد میگیرم که با حرکت کردن، راه برای من باز میشود. اگر بنشینم، دست روی دست بگذارم و هیچ تلاشی نکنم، هیچ اتفاقی هم نمیافتد. قبل از ورود به جمعیت احیای انسانی کنگره۶۰، سالها زندگی من تکراری بود. زمانیکه به کنگره آمدم، سیدیها را نوشتم و آموزش گرفتم، متوجه شدم اگر تلاشی نکنم و ساکن باشم، به نتیجه نمیرسم. با آموزشهای این وادی، باید شروع به حرکت کنم و در این مسیر از ضدارزشها به سمت ارزشها حرکت کنم که موضوع بسیار بااهمیتی است.
رهجویی که در کنگره۶۰ شروع به سفر میکند و سیدیهای خود را مینویسد، در وادی هشتم آموزش میگیرد که پیمان ببندد تا در مسیر خود از ضدارزشها دوری کند و به خواستههای معقول برسد. برای من پیمان وادی هشتم آموزشهای بسیار زیادی داشت و زندگی بعد از پیمان به گونه دیگری شد. برای همه عزیزانی که در کنگره۶۰ هستند آرزو میکنم به این حس و آرامش دست پیدا کنند و راه سبز زندگی برای آنها باز شود.
.jpg)
همسفر فاطمه:
«با حرکت، راه نمایان میشود.» چه راهی در ذهن من نمایان میشود؟ راهی که خودم میخواهم و با داشتن تصویر ذهنی از آن، توان حرکت پیدا میکنم. کسی که به نتیجه درمان اعتیاد فکر نمیکند و خواستهای برای رسیدن به آن ندارد، هیچ تصویری از رهایی در ذهنش نقش نمیبندد. اگر چند خواسته را با هم بخواهم، چند راه پیش روی من نمایان میشود. برای مثال میخواهم پول دربیاورم، ازدواج کنم، اعتیاد خود را درمان کنم و مهاجرت کنم. اگر تمام این خواستهها برای من به یک اندازه اهمیت داشته باشند، سردرگم میشوم؛ اما اگر فقط یکی از آنها اهمیت و اولویت بیشتری داشته باشد، تمام نیرو و توان من در همان مسیر متمرکز میشود و کائنات و نیروهای الهی به کمک من میآیند.
زمانی که میخواهم حرکت کنم، بزرگترین نیرویی که میتواند مانع حرکت من شود، چیزی جز خود من نیست. بنابراین، اولین جبران خسارت را باید از خود آغاز کنم؛ باید خودم را ببخشم، بابت آسیبهایی که به جان، مال، آبرو و سایر جنبههای زندگی خود وارد کردهام.بزرگترین سنگی که میتواند جلوی حرکت مرا بگیرد، احساس گناه و نبخشیدن خودم است. این بخشش، به معنای فراموش کردن گذشته نیست؛ بلکه از دل آگاهی و پذیرش میآید. باید بپذیرم که آن خطاها بخشی از مسیر رشد من بودهاند؛ اینها نشانه ناپاکی وجودم نیست؛ بلکه نشانههایی از ندانستن است. وقتی خود را میبخشم، گویی زنجیرهای گذشته را از پایم باز کردهام و سبکبارتر میتوانم در صراط مستقیم حرکت کنم.
رابط خبری: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر رویا (لژیون هشتم)
عکاس: همسفر مهرنوش رهجوی راهنما همسفر رویا (لژیون هشتم)
ارسال: همسفر معصومه رهجوی راهنما همسفر مریم (لژیون دوم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی شیخبهایی
- تعداد بازدید از این مطلب :
900