وقتی به وادی هشتم فکر میکنم اولین چیزی که برایم پررنگ میشود جمله زیبای با حرکت، راه نمایان میشود است. برای من این جمله یعنی قرار نیست همیشه از همان ابتدا تمام مسیر زندگی را ببینم و همه چیز برایم مشخص باشد بلکه گاهی فقط باید تفکر کنم، خواستهام را بشناسم و بعد قدم اول را بردارم تا ادامهی مسیر خود را به من نشان دهد. البته وادی هشتم تأکید میکند که حرکت بدون تفکر و مطالعه نیست و قبل از حرکت باید اطلاعات لازم را به دست بیاوریم و مسیر را تا حدودی بشناسیم و بعد از این مرحله نوبت حرکت است و اگر فقط بنشینم و فکر کنم ممکن است که هیچ اتفاقی در زندگی من نیفتد. در این وادی آمده است که در سکون هیچ زایشی نیست؛ این جمله برای من بسیار قابل تأمل است زیرا انسان در سکون نمیتواند تجربه کند و تا وارد مسیر نشود نمیتواند بفهمد چه چیزهایی در ادامهی راه منتظر اوست. پس زمانی که هدف خود را مشخص کردم باید حرکت کنم و در مسیر هم با دانایی انتخاب کنم که از کدام راه بروم.
در وادی هشتم برای حرکت سه نکته مهم مطرح میشود؛ اولین نکته این است که خواسته و هدف باید برای انسان مشخص باشد و بعد از مشخص شدن هدف، باید آن را واقعاً بخواهم و برای رسیدن به آن تلاش کنم و در مرحله بعد مسیر درست را با دانایی انتخاب کنم. اینجاست که متوجه میشوم داشتن خواسته بهتنهایی کافی نیست و باید خواسته را به عمل تبدیل کنم. در کتاب عبور از منطقه ۶۰ درجه زیر صفر آمده است که بدون هیچ تلاشی هیچ حرکتی صورت نمیپذیرد و با حرکت است که راه نمایان میشود.این موضوع را میتوانم در مسیر کنگره نیز ببینم به این علت که فقط شنیدن آموزشها کافی نیست و باید در زندگی آنها را اجرا کنم. حضور در جلسات، شرکت در لژیون، نوشتن سیدی، گوش دادن به راهنما و عمل کردن به آموزشها همگی میتوانند اشکال مختلف حرکت کردن باشند. دکتر امین دژاکام میگویند که در واقع، حرکت در کنگره یعنی از دانستن عبور کنم و آموختههایم را وارد زندگی کنم اما این مسیر همیشه راحت نیست و در صراط مستقیم هم موانع و سختیهایی وجود دارد. جناب مهندس میگویند که در مسیر صراط مستقیم، موانع و سختیها زیادند اما همین سختیهاست که انسان را پختهتر و آگاهتر میکند. پس شاید بعضی سختیها نشانهی اشتباه بودن مسیر نباشند و بتوانند باعث رشد و آگاهی بیشتر من شوند.
موضوع مهم دیگری که در وادی هشتم برایم جالب است بحث جبران خسارت است و باید حساب خود را تسویه کنیم و به صفر نزدیک شویم. این تسویهحساب با خود، خانواده و جامعه تنها با حرف زدن و پشیمان شدن انجام نمیشود بلکه باید در عمل برای جبران حرکت کنم. اگر در گذشته به خود آسیب زدهام باید برای ساختن دوباره خود قدم بردارم و اگر به خانواده آسیب زدهام باید در رفتار و مسئولیتهایم تغییر ایجاد کنم. ازموضوع ارتباط جبران خسارت با حرکت برایم روشن میشود که چون جبران هم خودش نوعی حرکت از یک وضعیت به سمت وضعیت بهتر است پس پیمان وادی هشتم هم ادامهی همین حرکت است و انسان با نگاه کردن به گذشتهی خود خطاها را میبیند و از قدرت مطلق فرصت جبران میخواهد. در وادی هشتم آمده است که در ابتدا سیاههای از خطاهای خویش را به یاد میآوریم و سپس از قدرت مطلق تقاضا میکنیم تا فرصتی دهد تا در عمل آنها را جبران کنیم پس پیمان فقط یک نوشته یا یک مراسم نیست بلکه یک تصمیم برای حرکت کردن در مسیر ارزشها و تبدیل آموزش به عمل است.
در تجربهی یکی از همسفران این موضوع بسیار زیبا بیان شده بود که میخواهد آموختههایش را به مرحله عمل برساند و از ضد ارزشها فاصله بگیرد. برای من این قسمت بسیار مهم است زیرا آموزش زمانی در زندگی من اثر میگذارد که بتوانم آن را در رفتارم نشان بدهم. در نهایت، وادی هشتم به من یاد میدهد که نباید منتظر باشم تا تمام راه از ابتدا برایم روشن شود بلکه باید تفکر کنم، هدف خود را مشخص کنم، آماده شوم و قدم اول را بردارم و سپس در حرکت مسیرهای بعدی برایم نمایان میشوند، همانطور که در شعری از عطار آمده است:
تو پای به راه درنه و هیچ مپرس
خود راه بگویدت که چون باید رفت
من وادی هشتم را برای خود اینطور میبینم که فکر کردن لازم است، خواستن لازم است، آموزش لازم است اما هیچکدام بهتنهایی کافی نیست و چیزی که میتواند دانستن را به تغییر تبدیل کند، حرکت است و شاید پیام اصلی وادی هشتم برای من همین باشد که باید حرکت کنم تا راه برایم نمایان شود.
منابع:
* کتاب «عبور از منطقه ۶۰ درجه زیر صفر»
* وادی هشتم
* صحبتهای جناب مهندس
* صحبتهای دکتر امین دژاکام
ویسنده: همسفر سمانه رهجوی راهنما همسفر زینب (لژیون چهارم)
رابط خبری: همسفر سمانه رهجوی راهنما همسفر زینب (لژیون چهارم)
ویرایش و ارسال: همسفر رها رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون چهاردهم) (نگهبان سایت)
همسفران نمایندگی دکتر مسعود
- تعداد بازدید از این مطلب :
103