این مصاحبه با همسفر مریم است که امروز با حضور مستمر پنج ساله، جشن آزادمردیشان است. از طرف همه همسفران نمایندگی رودکی این روز قشنگ را به ایشان و مسافرشان تبریک میگوییم. انشاءالله که در این مسیر مستدام باشند.
همسفر مریم و مسافرشان با آخرین آنتیایکس شیره و تریاک وارد کنگره شدند، به روش DST و داروی اپیوم تینکچر به مدت ۱۰ ماه و سه روز با راهنمایی مسافر مجید و همسفر سهیلا سفر کردند. ورزش مسافرشان شنا و ورزش خودشان دارت و ایروبیک است و اکنون به دستان پرتوان آقای مهندس ۵ سال و ۵ ماه است که آزاد و رها هستند و الان در جایگاه نگهبان سیستم صوتی مشغول به خدمت هستند.
نحوه آشنایی شما با کنگره۶۰ چگونه بود؟
من هم مثل بسیاری از همسفرها از طریق سایت آشنا شدم و همینطور از طریق همسفر یکی از مسافرهایی که با مسافرم هملژیونی بودند باعث شد که من با شوق بیشتر وارد این مسیر پر از آموزش شوم.
لطف کنید بگویید در کنگره۶۰ به چه کسی آزادمرد گفته میشود؟
در کنگره۶۰ به کسی که ۵ سال از پاکی و رهایی و در اصل ۵ سال از درمان قطعی آن میگذرد آزادمرد میگویند.
نقش همسفر در مسیر درمان را توصیف کنید.
همانطور که میدانیم یک پرنده برای پرواز احتیاج به بال دارد؛ وقتی که مسافر درمان خود را شروع میکند، اینجا نقش همسفر مثل بال میماند که میتواند با صبوری و در نظر گرفتن زمان در این مسیر، بال پرواز مسافر شود تا مسافر بهتر بتواند به درمان برسد.
برای کسانی که تازه وارد کنگره شدند چه صحبتی دارید؟
برحسب تجربهای که داشتم؛ بهتر است که یک تازهوارد در وهلهی اول با توکل به خدا، در نظر گرفتن زمان، صبر و در ادامه فقط تمرکز داشتن روی آموزشهای کنگره۶۰، هم خود به حال خوش و آرامش و هم مسافرش به درمان قطعی برسد.
راهنما چه نقشی در بهتر پیمودن این مسیر داشت؟
تمام راهنماهای کنگره۶۰ چون چراغی هستند که ما بهتر بتوانیم این مسیر تاریک را طی کنیم. من خیلی جاها که کم میآوردم، خسته میشدم و نیروهای بازدارنده من را از ادامه مسیر متوقف میکردند با راهنمایی راهنمای خوبم دوباره امید زندگی در من جوانه میزد و به مسیرم ادامه میدادم.
شیرینترین لحظه در طول این چند سال حضورتان در کنگره چیست؟
در واقع بهترین و شیرینترین لحظه حضورم در کنگره۶۰ جشن یک سالگی ما بود که واقعاً غیرقابل توصیف است. امیدوارم که همه همسفرها و مسافرها این لحظه شیرین چون عسل را به لطف خدا و تلاش خودشان حتماً تجربه کنند.
در مورد حس و حالتان در روز جشن آزادمردیتان برای ما بگویید.
خدا را هزاران مرتبه شکر. واقعاً روز پرشکوه و پر از انرژی بود شاید با کلمات نشود آن را توصیف کرد و فقط باید لمس کرد. من در جشن یک سالگی آرزو کردم که مسافرم در این مسیر و همچنین خودم پایدار باشیم. خدا را شکر که ماندگار شدیم و جشن آزادمردی را در کنار اعضای کنگره۶۰ گرفتیم. امیدوارم که با لطف خدا، دوباره راه برایمان همچنان باز باشد و در ادامه جشن ۱۰ سالگی مسافرم را در کنگره۶۰ جشن بگیریم.
آموزشهای کنگره چه تأثیری بر زندگیتان داشته است؟
بسیار تا بسیار تأثیرگذار بوده و هست. وقتی که به روزهای اول فکر میکنم، مریم امروز را با مریم روزهای اول مقایسه میکنم؛ میبینم که چهقدر تغییر شکل داده و این تغییر ذرهذره و با گذشت زمان، صبر و دریافت آموزشهای ناب کنگره۶۰ میسر بوده است.
آیا به دریافت شال راهنمایی فکر میکنید و تلاشی هم انجام میدهید؟
خیلی فکر میکنم و حتی تصویرسازی هم میکنم. سعی میکنم که با گوش دادن و فرمانبرداری از راهنمای خوبم، شرکت در آزمونهای داخلی و با تلاش و کوشش، خداوند این توفیق را به من بدهد تا بتوانم ذرهای از آنچه را در کنگره۶۰ آموزش گرفتم در اختیار دیگر همسفران بگذارم.
در آخر هم اگر مطلبی فراموش شده بیان کنید.
خدا را شکر میکنم که راه برای من و مسافرم باز شد و در این مسیر پر از آموزشهای ناب قرار گرفتیم. از آقای مهندس و خانواده محترمشان قدردانم که این بستر باارزش را در اختیار همگان قرار دادند تا تکتک ما به آرامش برسیم. از خداوند بهترینها را برایشان آرزومندم.
ممنون از همسفر مریم بابت وقتی که در اختیار ما گذاشتند.
طراح سوال و مصاحبهگر: پهلوان همسفر اعظم رهجوی راهنما همسفر حلیمه (لژیون پانزدهم)
عکاس: همسفر ملیحه رهجوی راهنما همسفر اعظم (لژیون دهم)
ویرایش و ارسال مطلب: همسفر مهدیه رهجوی راهنما همسفر فریبا (لژیون سوم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی رودکی
- تعداد بازدید از این مطلب :
229