جهان هستی بر پایه حرکت بنا شده است، رکود بر هیچ موجودی جایز نیست. سکون، عقبگرد و سقوط است، برای مثال اگر لحظهای جریان خون در رگها متوقف شود، انسان میمیرد یا اگر خورشید و زمین یک دقیقه از مسیر باز بمانند، سقوط خواهند کرد. هستی و انسان در سه وضعیت میتواند حرکت کند، یکی حرکت رو به جلو یا مثبت، دوم حرکت رو به عقب یا منفی و دیگری سکون یا درجا زدن است، انسان یا در حال پیشرفت است یا پسرفت. افکار، نگرش، تصمیم و احساسات انسان دائماً در حال تغییر هستند، با افزایش دانایی و عمل به آن صعود کرده؛ اما اگر اسیر ترس، ناامیدی و باورهای غلط شود، سقوط میکند.
در وادی هشتم آمده در این سیر برای انسان تفکرات، معمار ساختارها، زبان سخنگوی و تعیین کننده مسیر حرکت او میباشد، یعنی قبل از هر حرکتی در دنیای بیرون؛ باید تفکر کرد. به یاد میآورم زمانی که دچار مشکلات پیچیده و سخت میشدم، فکر میکردم با دست روی دست گذاشتن، مدام ذکر گفتن، نذر کردن، شبها به عبادت پرداختن و رفتن به امامزاده میتوانم مشکلاتم را حل کنم، غافل از اینکه باید خود جوینده حل مسائل باشم و تلاش کنم، چون در تفکرات دیگری بودم، وقتی به خواستهام نمیرسیدم با خود میگفتم این عدالت نیست، مگر خدا نمیبیند من در عذاب هستم؟ چرا کاری نمیکند، همیشه دوست داشتم مسیر زندگیام بدون چالش باشد، نمیدانستم معمار بزرگ این جهان را با وجود اضداد خلق کرده تا زندگی در جریان و چرخش باشد.
یک فیلم سینمایی را در نظر بگیریم که همه بازیگران نقش مثبت اجرا کنند و هیچگونه فرد منفی در کار نباشد، پدر خانه همیشه مهربان و خوشبرخورد باشد، وقتی از سرکار به خانه میآید با اعضاء خانواده بیرون قدم بزنند، گل بگویند و گل بشوند و هیچگونه مشکلی نباشد، آیا دیدن این فیلم لذتبخش است؟ قطعاً خیر؛ پس وجود نقشهای مثبت و منفی به فیلم جان و جذابیت میبخشد. مهندس حسین دژاکام این شعر را بارها در صحبتهای خود بیان کردند:
خانه از پایبست ویران است
خواجه در بند نقش ایوان است
وقتی پی و ستون خانه خراب شده، از سقف آب میچکد، آیا باید سراغ ترمیم رنگ و گچبری ایوان رفت؟ این کارها مشکل اصلی را حل نمیکند. در مسیر زندگی پیچوخم و فراز نشیبهای مانند گرفتاری، فقر، شکست عاطفی، بیماری و ... وجود دارد، درواقع اینها جزئی از زندگی هستند تا انسان ساخته شود و در آینده از پس مشکلات بزرگتری بربیاید؛ باید بسته به نوع خواسته ساعت، ماه و شاید سالها وقت گذاشت، برنامهریزی و حرکت کرد، آن موقع میتوان از خداوند و نیروهای الهی کمک خواست.
وقتی انسان در مسیر ارزشها قرار بگیرد مورد حمایت و یاری نیروی برتر واقع شده و آنچه از هستی بخواهد در زمان درست به او داده میشود؛ ولی انسان باید با تمام وجود بخواهد، روی خواسته متمرکز شده، ذرهذره نقطه تحمل و صبر خود را بالاتر ببرد تا با وجود یک مشکل یا حرف کوچک برآشفته نشود و درجا نزند.
مهندس حسین دژاکام داستانی را نقل قول میکنند که در قدیم رسم بود برخی بر بازو، دست و شانه خود نقش شیر یا پلنگ که نشان شجاعت بود را خالکوبی میکردند، یکی پیش دلاک رفت و گفت: یک شیر گردن کلفت و قوی روی شانهام رسم کن، دلاک کار خود را با کشیدن دم شیر شروع کرد، اولین سوزن را که زد مشتری داد زد آخ دستم، دم نمیخواهد، قسمت بعدی را بکش، دلاک تا خواست یال شیر را خالکوبی کند، دوباره فریاد زد و گفت: یال هم نداشته باشد، برو قسمت بعدی را برایم بکش، این موضوع آنقدر ادامه پیدا کرد که نگذاشت دلاک چیزی را روی شانهاش طراحی کند، در آخر هم دلاک عصبانی شد و سوزن را پرت کرد و گفت: خداوند چنین شیری را نیافریده است، این داستان بیان میکند مصرفکننده مواد مخدر یا فردی که اضافه وزن دارد و خواسته درونیاش این است به درمان، سلامتی و رهایی برسد؛ باید تفکر کند و برنامه مصرف خود را موبهمو اجرا کند تا به نتیجه دلخواه برسد، برای مثال شخصی که اضافه وزن دارد باید هر صبح تخممرغ آبپز بخورد، نیمساعت قبل از غذا سالاد بخورد، پیادهروی کند، خواب کافی داشته، سر ساعت غذا بخورد، در شروع سفر خود بهانهتراشی نکند که امروز وقت ندارم سالاد درست کنم یا تخممرغ بخورم، یک روز بخورد و روز بعد نخورد؛ درواقع هیچ کار خودسرانهای نباید انجام بدهد، یا برای درمان اعتیاد باید گوش به فرمان راهنما بوده و طبق تشخیص ایشان OT مصرف کند، نهاینکه امروز با همکارم بحثم شد و درگیری ذهنی داشتم به جای آن مقدار OT نیاز است بیشتر مصرف کنم؛ بنابراین برای انجام هر کاری باید سختی آن کار را به جان بخرم، بهانهگیری نکرده و اشتباه خودم را توجیه نکنم، به قول معروف بهشت را به بها دهند نه به بهانه؛ درواقع قلم زندگی در دست خودم است و باید با تفکر و راه درست اشتباهات خودم را اصلاح کنم.
هر انسانی در مسیر زندگی مشکلاتی دارد، موقعی گشایش رخ میدهد که با تمام وجود از جا بلند شده و حرکت کند تا در زمان مشخص، به هدف خود برسد. این وادی نگاه من را تغییر داد پیش از آن همیشه منتظر فرصتهای مناسب و شرایط بهتر بودم، بههمیندلیل به نتیجه نمیرسیدم و از هدفم دور و دورتر میشدم، فرصت واقعی همان لحظهای است که برای هدفم، عمیق فکر کرده و با تمام وجود تلاش میکنم.
نویسنده: همسفر فرشته رهجوی راهنما همسفر وجیهه (لژیون دوم)
رابط خبری: همسفر طیبه رهجوی راهنما همسفر وجیهه (لژیون دوم)
ارسال: همسفر مریم رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون چهارم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی سیرجان
- تعداد بازدید از این مطلب :
229