English Version
This Site Is Available In English

از ترک‌های بی‌نتیجه تا شناخت صورت مسئله؛ آغاز مسیر درمان

از ترک‌های بی‌نتیجه تا شناخت صورت مسئله؛ آغاز مسیر درمان

اولین جلسه از دور بیست و یکمین سری کارگاه‌های آموزشی عمومی کنگره ۶۰ نمایندگی ملایر، با استادی مسافر احمد، نگهبانی موقت مسافر منصور  و دبیری موقت مسافر مجتبی، با دستور جلسه «صورت مسئله اعتیاد» روز پنج شنبه  مورخ ۱۴۰۵/۰۷/۰9 رأس ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار نمود.

سخنان استاد:

سلام دوستان، احمد هستم، یک مسافر.
در ابتدا از تمامی اعضای کنگره ۶۰ و همه عزیزانی که در این مجموعه خدمت می‌کنند، تشکر و قدردانی می‌کنم. همچنین از راهنماهای خوبم، آقای افشاری و راهنمای سیگارم آقای بهمن، صمیمانه تشکر می‌کنم. از تمام خدمتگزاران کنگره که به‌راستی در حال انجام خدمت‌های صادقانه هستند نیز تشکر می‌کنم؛ 
در رابطه با دستور جلسه «صورت مسئله اعتیاد» باید بگویم که چرا این دستور جلسه برای ما اهمیت دارد؟ چه عقبه‌ای پشت این مسئله وجود دارد که باعث شده «صورت مسئله اعتیاد» به یکی از دستور جلسات مهم کنگره تبدیل شود؟
این دستور جلسه برای منِ احمد، یک شفاف‌سازی است. به من می‌گوید: احمد، تو که حدود ۲۵ سال قصد داشتی از مصرف مواد مخدر رها شوی، چرا نتوانستی؟
من بارها برای ترک مواد اقدام کردم. از سال ۱۳۷۶ به کمپ‌های مختلف رفتم، به پزشک مراجعه کردم، درمان‌های مختلف را تجربه کردم؛ از متادون‌درمانی گرفته تا روش‌های دیگر. اما هر بار بعد از مدتی که عکس‌العمل‌های آشکار جسمم برطرف می‌شد، فکر می‌کردم که دیگر خوب شده‌ام. مدتی می‌گذشت و دوباره می‌دیدم که نه، مشکل همچنان وجود دارد.
بعدها در کنگره متوجه شدم که مشکل من فقط عکس‌العمل‌های آشکار جسم نبود؛ بخش مهمی از مشکل، عکس‌العمل‌های پنهانی بود که در من اتفاق می‌افتاد. زمانی که افسردگی سراغم می‌آمد، زمانی که ناامیدی، کم‌حوصلگی و تنبلی به وجود می‌آمد، دیگر نمی‌توانستم آن‌ها را درمان کنم و دوباره به سمت مواد می‌رفتم.
ما آدم‌های بی‌اراده یا بی‌غیرتی نبودیم. اگر اراده‌ای نداشتیم، بارها برای رهایی از مواد تلاش نمی‌کردیم. پس چرا نمی‌توانستیم؟
چون صورت مسئله برای ما مشخص نبود.
وقتی یک مسئله درست شناخته نشود، طبیعتاً راه‌حل درستی هم برای آن پیدا نمی‌شود. اعتیاد زمانی که تبدیل به یک مشکل بزرگ برای انسان شد، نیاز به یک صورت مسئله داشت تا مشخص شود اصل مشکل کجاست.
صورت مسئله اعتیاد زمانی برای ما روشن شد که مشخص شد اعتیاد فقط یک مشکل جسمی نیست. ما در سه ضلع جسم، روان و جهان‌بینی دچار مشکل شده‌ایم.
همان‌طور که منِ احمد، بارها مصرف را قطع کرده بودم، اما بازگشت می‌کردم؛ پس مشکل فقط جسم من نبود. مشکل در جهان‌بینی و نوع نگرش من هم وجود داشت. منِ احمد، بسیار خودفرما بودم و تصور می‌کردم باید همه‌چیز طبق خواسته من پیش برود.
وقتی وارد کنگره شدم، شناخت پیدا کردم و متوجه شدم که درمان اعتیاد قرار نیست با یک معجزه اتفاق بیفتد؛ قرار نیست یک سوزن بزنم و در یک یا دو روز خوب شوم و به زندگی عادی برگردم.
مگر من در یک روز معتاد شده بودم که انتظار داشته باشم در یک روز هم درمان شوم؟
ما ذره‌ذره وارد اعتیاد شدیم و باید ذره‌ذره هم سیستم بدنمان را به تعادل برگردانیم. کنگره با شناخت صورت مسئله اعتیاد و با استفاده از روش DST، به ما می‌آموزد که باید این سیستم را به‌صورت تدریجی و اصولی به تعادل برسانیم.
اما وقتی جسم به تعادل رسید، آیا کار تمام شده است؟
خیلی از افراد ممکن است جسمشان به تعادل برسد، اما همچنان با مشکلاتی روبه‌رو باشند. چون مسئله فقط جسم نیست. روان و جهان‌بینی هم باید به تعادل برسند.
جهان‌بینی ما همان نگرشی است که نسبت به خودمان، اطرافیان و جامعه داریم. اگر نگرش ما تغییر نکند، ممکن است جسممان به تعادل برسد، اما همچنان در درون خودمان با مشکلاتی مواجه باشیم.
وقتی مهندس می‌گوید اگر صد بار بمیرم و زنده شوم، دیگر مصرف نمی‌کنم، این از کجا می‌آید؟ از شناخت و تغییر جهان‌بینی و نگرش ایشان می‌آید.
ما همه انسان هستیم، اما چیزی که باید در این مسیر تغییر کند، نوع نگاه و نگرش ماست.
به نظر من یک سفر خوب زمانی اتفاق می‌افتد که انسان به شناخت برسد و از دل این شناخت، ایمان به وجود بیاید. ایمانِ واقعی با حرف و ادعا به وجود نمی‌آید. زمانی شکل می‌گیرد که انسان مسئله خودش را بشناسد و بفهمد مشکلش کجا بوده است؛ سپس برای حل آن قدم بردارد.
حتی در مورد خانواده و همسفر هم باید همین نگاه را داشته باشیم. بسیاری از مشکلاتی که در زندگی ما و خانواده‌مان به وجود می‌آید، می‌تواند ریشه در همان نگرش و جهان‌بینی داشته باشد. بنابراین بسیار مهم است که نگرش خودمان را نسبت به خود، خانواده، اطرافیان و جامعه اصلاح کنیم.
قرار نیست فقط بگوییم «من باید تغییر کنم»؛ باید شناخت پیدا کنیم و به‌تدریج چیزهای نادرست را با چیزهای درست جایگزین کنیم.
و به نظر من، یکی از بهترین بسترهایی که این شناخت و جایگزینی می‌تواند در آن اتفاق بیفتد، کنگره ۶۰ است.
در پایان امیدوارم همه عزیزان سفر بسیار خوبی داشته باشند و بتوانند با شناخت درست صورت مسئله اعتیاد، مسیر درمان و رهایی را به‌درستی طی کنند.
ممنون که به صحبت‌های من گوش کردید.

مرزبان خبری: مسافر بهرام

عکاس : مسافر محمد لژیون پنجم

تنظیم، تایپ و ارسال گزارش : مسافر رسول لژیون چهارم

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...