English Version
This Site Is Available In English

صورت‌مسئله اعتیاد؛ کلید آغاز درمان

صورت‌مسئله اعتیاد؛ کلید آغاز درمان

سومین جلسه از دوره بیست و هشتم کارگاه‌های آموزشی عمومی کنگره ۶۰ نمایندگی اسبیکو، با استادی ایجنت محترم مسافر فرهاد، نگهبانی مسافر ستار و دبیری مسافر محمد با دستور جلسه « صورت مسئله اعتیاد » پنج‌شنبه ۹ مهر ماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۶:۳۰ شروع به کارکرد.

 

خلاصه سخنان استاد :

سلام دوستان، فرهاد هستم، یک مسافر.

بسیار خوشحال و خوشبختم که بار دیگر در خدمت شما دوستان عزیز هستم و امیدوارم از حضور در این جلسه آموزش خوبی بگیریم.

دستور جلسه امروز شامل دو بخش است؛ «صورت‌مسئله اعتیاد» و «تولد یک سال رهایی مسافر وحید». ابتدا درباره صورت‌مسئله اعتیاد صحبت می‌کنم و سپس به تولد یک سال رهایی وحید می‌پردازم.

صورت‌مسئله اعتیاد یکی از نخستین موضوعاتی است که با شروع سال تحصیلی در کنگره با آن روبه‌رو می‌شویم و می‌توان گفت بذر اولیه شکل‌گیری کنگره ۶۰ است. هدف اصلی کنگره ۶۰ درمان اعتیاد است و تمام آموزش‌ها، خدمت‌ها و فعالیت‌هایی که در اینجا انجام می‌شود، در راستای همین هدف قرار دارد.

من بارها ترک کرده بودم، اما هیچ‌گاه حالم خوب نمی‌شد. به‌تدریج ترک کردن برایم آسان شده بود و می‌دانستم که پس از مدتی خماری جسمی از بین می‌رود، اما حال خرابی که پس از ترک به وجود می‌آمد، برایم بسیار سخت و ترسناک بود.

هفته گذشته خاطره‌ای از فیلمی که از جناب آقای مهندس دیده بودم، مطرح کردم. این فیلم درباره مقاله «صورت‌مسئله اعتیاد» بود و حدود ۴۰ دقیقه زمان داشت. دیدن همان فیلم، زندگی و دیدگاه من را نسبت به اعتیاد تغییر داد. یکی از مهم‌ترین نکاتی که در صحبت‌های جناب آقای مهندس مطرح شد، مفهوم «جایگزینی» بود.

پیش از مطرح شدن این مفهوم، اعتیاد را مسمومیت یا عادت می‌دانستیم؛ اما جایگزینی، یکی از مهم‌ترین موضوعاتی است که باید در کنگره آن را درک کنیم. در اعتیاد، مواد مخدر بیرونی جایگزین مواد شبه‌افیونی درون بدن شده‌اند و درمان زمانی اتفاق می‌افتد که این جایگزینی معکوس شود و مواد شبه‌افیونی بدن دوباره در جایگاه طبیعی خود قرار بگیرند.

با انجام این فرآیند، تغییرات جسمی و روانی نیز به‌تدریج نمایان می‌شود. این مسائل شعار نیستند، بلکه علمی در پسِ آن‌ها وجود دارد؛ علم سیستم ایکس، مواد شبه‌افیونی و تغییراتی که در جسم و روان انسان اتفاق می‌افتد.

به همین دلیل در کنگره روی حس خود کار می‌کنیم؛ از کینه، نفرت و غیبت کم کنیم و برای دیگران جز خوبی نخواهیم. این مسائل به تغییر حس انسان کمک می‌کنند و در ادامه، تغییرات دیگری نیز در وجود انسان شکل می‌گیرد.

در ادامه، تولد یک سال رهایی آقای وحید را به خودشان، همسفرشان و آقاپسرشان تبریک می‌گویم. امیدوارم خداوند را شاکر باشند که در کنگره حضور دارند و این مسیر را ادامه می‌دهند.

وحید از شعبه دیگری به اینجا آمد و در ابتدا کمی احساس غریبگی داشت؛ اما با گذشت زمان متوجه شده‌اند همه کسانی که در کنگره سفر کرده و آموزش دیده‌اند، از یک آبشخور تغذیه شده‌اند و به یکدیگر نزدیک هستند. با وجود مشکلاتی که در رفت‌وآمد داشتند، ارتباط و حس ایشان نسبت به کنگره و آموزش‌های جناب آقای مهندس مثبت است و همین موضوع می‌تواند مسیر زندگی و حتی مسیر کاری انسان را تغییر دهد.

در پایان، درباره تغییرات پیش‌روی شعبه نیز باید بگویم که این تغییرات می‌تواند مانند تکثیر سلولی، زمینه رشد و گسترش را فراهم کند. همه ما انگشت اشاره‌ایم و مسیر را نشان می‌دهیم؛ ما هدف نیستیم. من به‌عنوان راهنما فقط مسیر را نشان می‌دهم و حتی جناب آقای مهندس نیز مسیر را نشان می‌دهند. مهم این است که همه ما در این مسیر حرکت کنیم.

امیدوارم تغییر و تحولاتی که در شعبه اتفاق می‌افتد، مسافران و همسفران پذیرفتنی باشد و در مسیر کنگره اختلال ایجاد نشود.

از اینکه به صحبت‌های من توجه کردید، ممنون و سپاسگزارم.

 

سخنان مسافر وحید :

سلام دوستان، وحید هستم، یک مسافر.

خدا را شکر می‌کنم که در این جایگاه قرار دارم. از جناب آقای مهندس، استاد امین و خانواده محترمشان که این بستر را فراهم کردند، تشکر می‌کنم. همچنین از استاد عزیزم، آقا فرهاد، راهنمای محترم همسفرم خانم فاطمه و استاد سفر اولم، آقا حمید امیری، که در سفر اول زحمات زیادی برای من کشیدند، تشکر و قدردانی می‌کنم.

تشکر ویژه‌ای از همه حضار دارم. انرژی و حس مثبتی که امروز در این جلسه وجود دارد، برای من بسیار ارزشمند است.

من در تهران سفر کردم و حدود پنج تا شش سال تخریب داشتم. از طریق یکی از دوستان با کنگره آشنا شدم. روزهای اول حضورم بسیار سخت بود و حتی تصور می‌کردم به دلیل شرایط شغلی، نمی‌توانم در کنگره بمانم.

در اولین جلسه، یکی از مرزبانان شعبه من را در آغوش گرفت و گفت: «به بهشت آمدی.» در همان جلسه، وقتی به‌عنوان تازه‌وارد خودم را معرفی کردم و مورد تشویق قرار گرفتم، احساس کردم با کنگره پیوند خورده‌ام.

از آن روز تصمیم گرفتم با قدرت سفر اولم را آغاز کنم. در طول سفر اول، جلسات را منظم می‌رفتم و گوش‌به‌فرمان راهنمایم بودم. هرچه استاد می‌گفت، می‌گفتم چشم. خدا را شکر توانستم سفر اولم را به پایان برسانم.

پس از پایان سفر اول، به دلیل شرایط کاری مجبور شدم به لرستان بیایم. جدا شدن از فضای شعبه تهران برایم آسان نبود، اما می‌دانستم کنگره در همه‌جا یک شکل است و همه ما در یک مسیر و در یک قایق هستیم.

در ابتدا کمی در مقابل خودم گارد داشتم، اما به‌تدریج شرایط کاری به‌گونه‌ای پیش رفت که توانستم حضور بیشتری در کنگره داشته باشم. در ماه‌های اخیر به این نتیجه رسیدم که حتی اگر قرار باشد کار و شغلم را از دست بدهم، نباید کنگره را از دست بدهم؛ زیرا احساس می‌کنم بیشتر از کار، به کنگره نیاز دارم.

بسیار خوشحالم که در نمایندگی اسبیکو در خدمت شما هستم و از این شعبه که من را پذیرفت، تشکر می‌کنم. امیدوارم بتوانم در کنگره خدمت کنم. این موضوع برای من فقط یک شعار نیست؛ واقعاً نیاز و آرزوی من خدمت کردن است.

از آقا فرهاد، ایجنت محترم و گروه مرزبانی نیز تشکر و قدردانی می‌کنم.

در پایان، از همسفرم نیز تشکر می‌کنم و بابت اینکه در ابتدا فراموش کردم از ایشان تشکر کنم، عذرخواهی می‌کنم. ایشان در این مسیر بسیار صبوری کردند و همانند بال پروازی که کنگره برای همسفر قرار داده است، همراه و پشتیبان من بودند.

همچنین از ایشان تشکر می‌کنم که در همان صحبت‌های اولیه، شرایط من را پذیرفتند و در این مسیر همراه من شدند. در بسیاری از مواقع احساس می‌کنم ایشان حتی بیشتر از من با کنگره ارتباط دارند و همیشه من را برای ادامه مسیر تشویق می‌کنند.

از ایشان بسیار ممنونم و از همه شما سپاسگزارم.

 

سخنان راهنمای همسفر، خانم فاطمه :

خداوند بزرگ را شاکر و سپاسگزارم که این توفیق را به من عطا کرد تا به واسطه این جشن در این جایگاه قرار بگیرم و هم خدمت کنم و هم آموزش بگیرم.

تولد یک سال رهایی همسفر زینب، مسافر محترمشان و آراد عزیز را در رأس به جناب آقای مهندس، خانواده محترمشان و تمامی اعضای کنگره ۶۰ تبریک می‌گویم. امیدوارم این عزیزان در ادامه مسیر نیز از خدمتگزاران راستین کنگره ۶۰ باشند.

خانم زینب از شعبه اندیشه تهران، سفر اول خود را به پایان رساندند و در ادامه به نمایندگی اسبیکو پیوستند. حدود هفت تا هشت ماه است که در لژیون من حضور دارند. در این مدت، ایشان را فردی بسیار منظم و مسئولیت‌پذیر دیده‌ام.

ایشان در لژیون سردار حضور دارند، ورزش‌بان تنیس هستند، در روزهای جمعه در پارک فعالیت می‌کنند و در قسمت سایت نیز مشغول خدمت هستند. امیدوارم به خواسته قلبی خود، یعنی قبولی در آزمون راهنمایی، برسند.

برای من جالب بود که ایشان پس از پایان سفر و تغییر محل زندگی، همچنان در جست‌وجوی کنگره بودند. این موضوع چیزی جز عشق و محبت و پیوند میان اعضای کنگره نمی‌تواند باشد.

اعتیاد زمانی که وارد زندگی انسان می‌شود، به‌تدریج پیوند عشق و محبت میان مسافر و همسفر را کمرنگ و حتی نابود می‌کند. اما زمانی که مسافر و همسفر در مسیر درمان با روش DST و آموزش‌های کنگره ۶۰ قرار می‌گیرند، همان‌طور که سیستم ایکس بازسازی می‌شود، پیوند عشق و محبت نیز به‌تدریج احیا می‌شود.

درمان مسافر و تلاش او بسیار مهم است، اما حضور و همراهی همسفر نیز اهمیت زیادی دارد. صورت‌مسئله اعتیاد برای منِ همسفر، مقدمه‌ای است تا بتوانم مبدأ، مقصد و مسیر خود را در کنگره پیدا کنم. زمانی که صورت‌مسئله در بخش‌های مختلف زندگی پیدا شود، مسیر حل آن نیز روشن‌تر خواهد شد.

امیدوارم خانم زینب و مسافر محترمشان زکات این رهایی و حال خوب را با خدمت کردن در کنگره پرداخت کنند.


سخنان همسفر زینب:

سلام دوستان، زینب هستم، همسفر.

خداوند را شاکر و سپاسگزارم که لطفش شامل حال من شد تا در این جایگاه قرار بگیرم و این حال خوب را با شما دوستان به اشتراک بگذارم.

از جناب آقای مهندس، استاد امین عزیز و خانواده محترمشان کمال تشکر و قدردانی را دارم و امیدوارم خداوند به این عزیزان طول عمر باعزت عطا فرماید.

همچنین از راهنمایان سفر اول، جناب آقای حمید امیری و سرکار خانم مریم عزیز، تشکر می‌کنم؛ چراکه به واسطه آموزش‌های این عزیزان، امروز در این جایگاه قرار گرفته‌ایم.

از نمایندگی اسبیکو، ایجنت، مرزبانان بخش مسافران و همسفران، راهنمای مسافر، جناب آقای فرهاد و راهنمای خودم، سرکار خانم فاطمه عزیز، سپاسگزارم که با آموزش‌هایشان باعث شدند در کنگره بمانیم و خدمتگزار باشیم.

از همه شما که به صحبت‌های من گوش کردید، تشکر می‌کنم.


سخنان همسفر آراد:

سلام دوستان، آراد هستم، یک همسفر.

از جناب آقای مهندس، استاد امین عزیز و خانواده محترمشان تشکر می‌کنم. بسیار خوشحالم که امروز تولد یک سال رهایی پدرم است.

از راهنمای سفر اول پدرم، آقای حمید، و راهنمای سفر اول مادرم، خانم مریم،

همچنین راهنمای فعلی پدرم، آقا فرهاد، و راهنمای فعلی مادرم، خانم فاطمه، تشکر می‌کنم.

 

ضبط صدا: همسفر محمدرضا

تایپ ، عکس و ارسال : مسافر علیرضا لژیون ششم 

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...