جلسه سیزدهم از دوره چهارمین جلسات آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ نمایندگی سالار خمین با استادی مسافر مهران، نگهبانی مسافر حسین و دبیری مسافر رسول با دستور جلسه «صورت مسئله اعتیاد» در روز سهشنبه ۱۴۰۵/۰۶/۰۷ رأس ساعت ۱۷:۰۰ شروع به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:
در ابتدا، صمیمانه از همه عزیزان پوزش میطلبم که با تأخیر خدمتتان رسیدم؛ اما امیدوارم این پیوند میان ما، هر چه بیشتر برقرار و قدرتمندتر شود.
امروز میخواهیم درباره موضوع «صورتمسئله اعتیاد» صحبت کنیم. برای درک بهتر این موضوع، نگاهی به گذشته و دوران ۱۲ سال درگیریام با اعتیاد میاندازم. در سالهای پایانی آن دوران، رنج بسیار زیادی میبردم؛ هم از نظر جسمی و هم از نظر روانی، چنان وضعیتم ناپایدار بود که نه توانایی کار داشتم و نه اعتقادی به درمان، کمپ یا ترک کردن. یک بار تلاش کردم که وسایلم را کنار بگذارم، اما حتی زیر ۲۴ ساعت هم دوام نیاوردم و دوباره به اعتیاد بازگشتم. از همان روز با این باور غلط که «اعتیاد همیشگی من است»، تصمیم گرفتم که دیگر برای ترک تلاش نکنم.
امروز، ۱۱ سال از ورود من به کنگره میگذرد. روزی که وارد کنگره ۶۰ شدم، زندگی من پر از تنش، بدهی، ناامیدی و مشکلات خانوادگی بود که تمام اعضای خانواده را تحت تأثیر قرار داده بود. در آن زمان، ما فقط به دنبال رفع علامت بودیم؛ اما کنگره ۶۰ با مطرح کردن «صورتمسئله اعتیاد»، نگاه ما را تغییر داد.
برای درک این تغییر نگاه، مثالی میزنم: فرض کنید لولهای زیر سرامیکهای خانه ترک خورده و باعث نشت آب شده است. بسیاری از افراد به جای پیدا کردن منبع اصلی نشت، فقط میآیند و روی سرامیکها سیمان میزنند یا آنها را عوض میکنند، اما مشکل اصلی (یعنی لوله ترکخورده) همچنان باقی است و باز هم دیوار نم میدهد. در واقع، آنها در حال حل کردنِ «علائم» هستند، نه «علت».
کنگره ۶۰ به ما آموخت که راه درمان اعتیاد، یک مسیر تکبعدی نیست؛ بلکه از سه رکن اصلی تشکیل شده است: جسم، روان و جهانبینی.
من زمانی که وارد این مسیر شدم، تصور میکردم بحث فقط بر سر «ترک کردن مواد» است. اما متوجه شدم که مشکل فراتر از این حرفهاست. وقتی فردی دچار درد دندان باشد، حتی اگر بهترین غذاها را
جلوی او بگذارید، باز هم نمیتواند لذت ببرد؛ چرا که مشکل اصلی از «روان» و دردهای جسمانی اوست، نه از خودِ غذا. اعتیاد نیز دقیقاً همین است.
بسیاری از رهجوها، حتی پس از سالها پاکی، دوباره به سراغ مصرف میروند؛ چرا که آنها صرفاً با «زور زدن برای مصرف نکردن» مبارزه میکنند، اما هنوز صورتمسئله اصلی خود را کشف نکردهاند. درمان واقعی این نیست که با زور مواد را کنار بگذارید، بلکه این است که مسیر سفر خود را درست انتخاب کنید و به جای مبارزه با خود، به دنبال ریشهها بگردید.
ما باید از خود بپرسیم: آیا من بهعنوان یک عضو کنگره ۶۰، در برابر مصرف مواد، سیگار، روابط و رفتارهایم، شخصیت و منش درستی از خود نشان میدهم؟ اگر درست سفر نکنیم، نه تنها به خودمان آسیب میزنیم، بلکه به دیگران و به اعتبار این مسیر نیز آسیب میرسانیم. اگر فردی با رفتارهای نادرست، اعتبار این جایگاه را نزد دیگران خدشهدار کند، در واقع دارد به کل مجموعه آسیب میزند.
فراموش نکنیم که درمان، فراتر از مدیریتِ جسم است. بسیاری از مراکز درمانی ممکن است فقط با استفاده از داروهای شیمیایی (مانند متادون یا قرصها) سعی کنند فرد را از چاله بیرون بکشند، اما در واقع آنها را به چاهی دیگر میاندازند، چون «روان» را نادیده میگیرند.
در نهایت، من با تمام وجود به این باور رسیدم که اگر این نعمت (درمان) را درست به کار نگیرم، خداوند نیز آن را از من خواهد گرفت. قدردانی از این جایگاه، تنها با کلام نیست؛ بلکه با رفتار ما سنجیده میشود: با سر وقت آمدن، با انگیزه بالا حضور یافتن، با فرمانبرداری و با تلاش برای رسیدن به معنای واقعیِ این دستور جلسه.
امیدوارم ما به گونهای از این جلسات خارج شویم که دیگر برایمان عادی نباشد؛ بلکه هر روز با اشتیاق بیشتری به این مسیر ادامه دهیم تا دیگران نیز مشتاق استفاده از این روش درمانی باشند.
از اینکه به صحبتهای من گوش کردید بسیار ممنون و سپاسگزارم.

نویسنده: مسافر عباس شوکتی
عکاس: مسافر فرج
تنظیم و ارسال: مسافر عباس
- تعداد بازدید از این مطلب :
83