جلسه دوازدهم از دوره کارگاههای عمومی آموزشی کنگره ۶۰ شعبه دانیال اهواز به استادی مسافر امید ،نگهبانی مسافر سعید و دبیری موقت مسافر محمد با دستور جلسه « صورت مسئله اعتیاد » در روز پنجشنبه 1405/7/9 ساعت ۱۷ آغاز بکار نمود.
خلاصه سخنان استاد.
سلام دوستان، امید هستم، یک مسافر.
تشکر میکنم از گزارش خیلی خوبتون، آقا محمد. خداوند را شاکرم و سپاسگزارم که در این جایگاه قرار گرفتم. تشکر میکنم از ایجنت محترم، آقا حسن، و همچنین مرزبانان که این فرصت را در اختیارم گذاشتند که بتوانم در اینجا آموزش بگیرم و خدمت کنم.
خوب، هر هفته آقای مهندس برای هفته جاری یک موضوعی را انتخاب میکنند. موضوع این هفته ما «صورتمسئله اعتیاد» است که همهساله آقای مهندس، آغاز سال تحصیلی را به عنوان «صورتمسئله اعتیاد» انتخاب میکنند که عنوان خیلی زیبا و قشنگی است.
در مورد صورتمسئله اعتیاد، چیزی که میخواهیم بگوییم این است که وقتی یک صورتمسئلهای برای کل جامعه، یا شاید کل دنیا، مجهول باشد و برای مردم آن مسئله شکافته و روشن نشود، طبیعتاً بازار سوءاستفادهکنندگان و آنهایی که به روشهای مختلف برای ترک افراد معتاد یا کسانی که مصرفکننده هستند فعالیت میکنند، بیشتر میشود.
گدر این شرایط، مصرفکنندهها مجبورند به قاچاقچیها پناه ببرند یا بروند به طرف کسانی که ترک میدهند؛ حالا به انواع مختلف.
در واقع، مصرفکنندگان یا معتادان این وسط گیر کردهاند؛ گیر کردهاند بین قاچاقچیها و آنهایی که میخواهند ترک بدهند.
افراد وقتی میخواهند سمت قاچاقچیها بروند، پولشان را هدر میدهند، مواد ناخالص میگیرند و کمفروشی میشود و همیشه حقشان خورده میشود.

وقتی هم میخواهند از قاچاقچیها دور بشوند و بروند سمت اینکه دیگر مصرف نکنند، دست افرادی میافتند که مجبورند از آنها سوءاستفاده کنند؛ حالا با چیزهای مختلف، با حقههای مختلف و با درمانهای مختلف که میشود گفت شلاقدرمانی، کتکدرمانی، دعادرمانی و اقسام تبلیغات در ماهواره که قرصهای مختلفی هم معرفی میکنند، مثل قرصهای سناتور ابوعلیسینا.
همه این قرصها را در ماهواره هر روز تبلیغ میکنند و آنقدر بمباران تبلیغاتی میشویم که همین تبلیغات باعث خیلی از بدبختیها شده است. این تبلیغات درباره ترک و قرصهای مختلف باعث شده خیلی از ما مصرفکنندهها و معتادان به سمتشان جذب شویم و خیلی از ماها راهی بیمارستان یا تیمارستان شویم، با استفاده از همین قرصها.
دقیقاً معتادها، به قول آقای مهندس، از «مار غاشیه» به سمت «جراره» پناه میبرند. دلیلش هم عدم آگاهی است.
و اینکه صورتمسئله اعتیاد را نمیدانند و سعی میکنند با انواع و اقسام روشها این مشکل خودشان را حل کنند.
حالا چرا مصرفکنندگان فریب این چیزها را میخورند؟ چرا مصرفکنندهای که سالها دنبال مواد بوده، جذب تبلیغات فریبنده میشود؟
یکی اینکه یک مصرفکننده آگاهی ندارد که جسمش یازده ماه زمان میبرد تا در طول یازده ماه بتواند بیماری خودش را حل کند و به هر حال آموزش نگرفته و آگاهی ندارد.
مصرفکننده همیشه دنبال راهحلهایی بوده که زودتر مسئله خودش را حل بکند. خود ما هم بودیم. در طول مصرفمان، وقتی میخواستیم ترک کنیم، به انواع و اقسام روشها پناه میبردیم.
یکی میرفتیم عطاریها. غیر از عطاریها، جاهای دیگری هم بودند. عطاری یک قرصی به ما میداد؛ حالا خدا میداند داخل آن قرص چه بوده! کپسولها وسطش انواع و اقسام قرصهای شیمیایی بوده، حشیش بوده، یا تریاک بوده، دیفلوکسیناک بوده. اینها را میریختند داخل کپسول، بعد با ادویه اینها را خوشبو میکردند و بعد به ما میدادند که بتوانیم مسئله خودمان را حل بکنیم.
در حالی که به علت آن آگاهی که نداشتیم، واقعاً باورمان شده بود که در طول یک هفته یا در طول یک ماه میتوانیم ترک بکنیم، با استفاده از قرصهای عطاری.
مسائل دیگری هم بوده. آقا مهندس میگویند مثلاً مذهبیدرمانی یا سوءاستفاده از دین که ما خیلیهایمان به آن اعتقاد داریم و به آن احترام میگذاریم.
این بوده که شبهای جمعه معتادها را جمع میکردند و میگفتند: «ما میتوانیم شما را یکشبه درمان بکنیم.»
چطور درمان میکردند؟ از هر نفر یک مبلغی میگرفتند و شب جمعه مثلاً یک قرص ایسکازین میدادند. بعد همه آنها را متوهم میکردند و نزدیکهای صبح به آنها میگفتند: «شما شفا پیدا کردید.» و شنبه صبح همه را رها میکردند.

طوری بودند که خیلی از بچههایی که این روش را استفاده میکردند، راهشان به بیمارستان یا تیمارستان ختم میشده است.
آقا مهندس سال ۱۳۷۸ یک مقاله میدهند به دانشگاه علوم پزشکی زاهدان تحت عنوان «راهکارهای اعتیاد» که تمام پایه کنگره بر اساس همان مقالهای بوده که به دانشگاه پزشکی زاهدان میدهند.
اصل آن مقالهای که آقا مهندس ارائه میدهند به کنگره سراسری، این است که کنگره ۶۰ اصلاً اعتیاد یا مواد مخدر را مسمومیت حساب نمیکند، بلکه یک چیز جایگزین است. اعتیاد را جایگزین در نظر میگیرند یا همان مثلث جسم، روان و جهانبینی.
خوب، آنجا آقای مهندس مشخص میکنند که یک سری نورونهای مغزی یا نورونهای عصبی، یا ناقلهای عصبی هستند که با هم در ارتباط هستند که ما در کنگره به آنها میگوییم «سیستم ایکس».
وقتی که این مواد مخدر یا الکل را استفاده میکنیم، اینها میآیند بر ضدش میشوند؛ یعنی «آنتیایکس» میشوند.
آنتیایکس باعث میشود که ما در شهر وجودی خودمان، یا همان بدن که الان داریم، اختلالاتی به وجود بیاوریم و کمکم جای سیستم ایکس ما را میگیرد.
مثلاً دوپامین یک ماده شیمیایی است که نشاطآور است. اگر مقدارش را خیلی زیاد کنیم، باعث میشود که شخص، به قول معروف، اسکیزوفرنی بگیرد.
اگر این دوپامین در بدن حالت خیلی عادی داشته باشد، ما هم خیلی عادی هستیم؛ ولی وقتی مقدارش را اضافه میکنیم، اسکیزوفرنی میگیریم. وقتی آن را پایین میآوریم، باعث میشود که پارکینسون بگیریم و لرزش دست و بدن شروع شود. ممنونم که به صحبتهای من گوش کردید.
سایت نمایندگی دانیال اهواز
عکس و تایپ: مسافر مهدی ((لژیون هشتم ))
تنظیم و ارسال خبر: مسافر محسن لژیون یکم ((دبیر سایت))
- تعداد بازدید از این مطلب :
104