English Version
This Site Is Available In English

مبدأ شروع همین‌جا است

مبدأ شروع همین‌جا است

جلسه‌ نهم از دوره اول سری کارگاه‌های آموزشی خصوصی کنگره۶۰ ویژه مسافران و همسفران شعبه‌ شاهین‌شهر به استادی راهنما مسافر مجید، نگهبانی مسافر پدرام و دبیری مسافر علیرضا با دستور جلسه «صورت مسئله اعتیاد» پنج‌شنبه 09 مهر 1405 ساعت 16:00 آغاز به‌کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:

اولین دستور جلسه «صورت مسئله اعتیاد» و دومین موضوع، «تولد یک سال رهایی مسافر علی» است. امیدوارم بتوانیم از هر دو بخش این جلسه آموزش بگیریم. در مورد «صورت مسئله اعتیاد»؛ موضوعی که آقای مهندس دژاکام برای ما توضیح دادند و مشخص کردند که اعتیاد، جایگزینی مواد شبه‌افیونی بیرونی با مواد شبه‌افیونی درونی است. ما در هر سطحی از زندگی و در مواجهه با هر مشکل یا معضلی، ابتدا باید بدانیم صورت مسئله چیست. این موضوع فقط در مورد اعتیاد صدق نمی‌کند؛ در هر مسئله‌ای، تا زمانی که صورت مسئله را به‌درستی نشناسیم، نمی‌توانیم راه‌حل مناسبی برای آن پیدا کنیم، ما یک‌سری معلومات داریم، یک نقشه راه داریم و در ادامه، به نتایجی می‌رسیم که می‌توان آن‌ها را محصولات این مسیر دانست.

زمانی، صورت مسئله اعتیاد برای ما روشن نبود. از گذشته تا سال ۱۳۷۷، تعریف و شناخت مشخصی از صورت مسئله اعتیاد وجود نداشت و به همین دلیل، درمان واقعی و اصولی اعتیاد نیز شکل نگرفته بود. خوشبختانه از سال ۱۳۷۷، با مشخص شدن صورت مسئله اعتیاد، نقطه مبدأ برای ما روشن شد. فهمیدیم مشکل کجاست، در چه نقطه‌ای قرار داریم و قرار است چه مسیری را طی کنیم، آن زمان، وقتی شخصی می‌خواست مواد مصرفی خود را قطع کند، ممکن بود به خانه برود، در را به روی خودش ببندد و یک ماه در خانه بماند. اما وقتی از خانه بیرون می‌آمد، دوباره با وسوسه، نیاز و احتیاج به مصرف روبه‌رو می‌شد؛ چون فرمانروایی جسم خود را از دست داده بود، خود من این موضوع را در مورد پدرم دیده بودم. همیشه برای ما سؤال بود که چرا دوباره شروع به مصرف می‌کند. بعدها که خودمان مصرف‌کننده شدیم، تازه متوجه شدیم چرا این اتفاق می‌افتد.

تا زمانی که خودم مصرف‌کننده بودم، اصلاً اعتقادی به درمان نداشتم. فکر می‌کردم مصرف‌کننده کسی است که فقط باید مواد را کنار بگذارد؛ به قول معروف، همان لبی که مواد را مصرف کرده، باید با ترک کردن همه‌چیز را تمام کند، گاهی اگر کسی برای ترک به پزشک مراجعه می‌کرد، هدفش این بود که به‌نوعی از مصرف فاصله بگیرد و دوباره به لذت مصرف مواد برگردد، خوشبختانه با شروع کنگره ۶۰ و مشخص شدن صورت مسئله اعتیاد، نگاه ما به موضوع تغییر کرد. در کنگره ۶۰ مشخص شد که اعتیاد، مسمومیت مزمن نیست؛ بلکه جایگزینی مواد شبه‌افیونی بیرونی با مواد شبه‌افیونی درونی است. وقتی این موضوع مشخص شد، مبدأ حرکت ما نیز مشخص شد، از طرف دیگر، با اطلاعات و آگاهی درستی که در اختیار ما قرار گرفت و با دستور جلساتی که در طول سال در کنگره ۶۰ مطرح می‌شود، به‌تدریج معلومات و آگاهی ما افزایش پیدا می‌کند و می‌توانیم محصولات این آموزش‌ها را در زندگی خود پیدا کنیم. «صورت مسئله اعتیاد» اولین دستور جلسه از دستور جلسات سالیانه کنگره ۶۰ است. شروع سال تحصیلی کنگره نیز از اول مهرماه است و این دستور جلسه، در ابتدای سال تحصیلی قرار گرفته است. به همین دلیل، برای ما اهمیت بسیار زیادی دارد؛ چون مبدأ، مقصد و مسیر حرکت را برای ما روشن می‌کند

دستور جلسه دوم:

زمانی که لژیون را تحویل گرفتم، اولین رهجویی که وارد لژیون من شد، علی فدایی بود. با توجه به تخریب‌هایی که علی داشت، روز اول که وارد شد، ظاهر بسیار آراسته‌ای داشت. کت و شلوار قهوه‌ای پوشیده بود و جلوی من نشسته بود. با خودم گفتم: آیا این شخص دکتر است یا از یک ارگان و سازمانی آمده است؟ ریشی هم گذاشته بود و ظاهرش کاملاً مرتب بود. سه جلسه گذشت تا اینکه یک روز دیدم راهنمای تازه‌وارد، علی را به لژیون من آورد. به این ترتیب، علی فدایی اولین رهجویی شد که وارد لژیون من شد. ایشان با وجود تخریب‌های زیادی که داشت، ظاهر خودش را بسیار خوب حفظ کرده بود و خیلی از مسائل را در ظاهر نشان نمی‌داد. اما در پشت این ظاهر، تخریب‌هایی وجود داشت که خودش هم بهتر از هر کسی از آن‌ها خبر داشت. علی سفر اول بسیار خوبی داشت. فرمانبردار بود و به هیچ عنوان غیبت نمی‌کرد. هر چیزی که من می‌گفتم، بدون کم‌وکاست و بدون اینکه بخواهد چرا، اما یا اگر بیاورد، به بهترین شکل انجام می‌داد. ادبیات و نوع صحبت کردنش هم بسیار خوب بود و همیشه احترام زیادی به من می‌گذاشت. من واقعاً از او راضی هستم و برایش بهترین‌ها را آرزو می‌کنم. امیدوارم در کنگره۶۰ ماندگار باشد و بتواند با خدمت کردن، به آن حال خوشی که شایسته اوست برسد و بخشی از تخریب‌هایی را که خودش بهتر از من می‌شناسد، به مرور جبران کند. امیدوارم همیشه در کنگره۶۰ ماندگار باشد و بتواند مسیر خودش را ادامه دهد.

 

اعلام سفر مسافر علی:
آخرین آنتی ایکس مصرفی تریاک، شیره و متادون، مدت سفر ۱۰ ماه و ۱۰ روز، ورزش در کنگره۶۰ والیبال 

آرزوی مسافر علی:
تولد یکمین سال رهایی، برای تمامی سفر اولی‌ها

خلاصه سخنان مسافر علی:
چند روزی بود که فکر می‌کردم، حالا که در این جایگاه قرار گرفته‌ام، چه مشارکتی داشته باشم و درباره چه موضوعی صحبت کنم. تا اینکه امروز صبح با راهنمای عزیزم تماس گرفتم و از ایشان پرسیدم: «به نظر شما چه پیشنهادی دارید؟ درباره چه موضوعی می‌توانم مشارکت کنم؟» ایشان به من گفتند: «آقا مجید، یک مشارکتی داشته باش که برای سفر اولی‌ها مفید باشد.» واقعاً من سفر اول خوبی داشتم و فکر می‌کنم یکی از دلایلی که توانستم به‌موقع به رهایی برسم، همین نظم و برنامه‌ای بود که در سفر اول داشتم. همیشه سر وقت به کنگره می‌آمدم و معمولاً یک ربع زودتر در کنگره حضور داشتم. داروهایم را سر وقت مصرف می‌کردم، دستورجلسات روزانه را گوش می‌دادم، در لژیون مشارکت می‌کردم و هر هفته یک سی‌دی می‌نوشتم. مجموعه همین کارهای ساده، اما مستمر و منظم، باعث شد سفر اول خوبی داشته باشم و در زمان مناسب به رهایی برسم.

اگر بخواهم دستورجلسه هفتگی و همچنین تولد خودم را به یکدیگر ارتباط بدهم، می‌توانم بگویم که در ابتدا خودم خواستار رهایی بودم؛ خواستار رهایی از دام اعتیاد و رهایی از بندهایی که اعتیاد برای من ایجاد کرده بود. زمانی که این خواسته در من شکل گرفت و مسیر درمان را آغاز کردم، توانستم به رهایی برسم و بعد از آن، خدمت در کنگره را شروع کردم. دوستان عزیزی که وارد سفر دوم می‌شوند، باید توجه داشته باشند که حرمت‌های کنگره را هرگز فراموش نکنند. ما حرمت‌های کنگره را می‌خوانیم، اما مهم‌تر از خواندن، عمل کردن به آنهاست. سفر دوم از جهاتی می‌تواند سخت و از جهاتی سهل باشد. سخت می‌شود برای کسی که در کنگره خدمت نکرده و ارتباط خود را با آموزش‌ها و خدمت حفظ نکرده است؛ اما اگر فرد در مسیر آموزش و خدمت قرار بگیرد، می‌تواند این مرحله را با آرامش و حال خوش بیشتری ادامه دهد.

 

ضبط صدا: مسافر ابراهیم بهرامی

عکاس: مسافر حمید بیدرام 

تهیه و تنظیم: مسافر علی فدائی 

 

 

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...