English Version
This Site Is Available In English

درمان درست یعنی روش DST

درمان درست یعنی روش DST

جلسه دوازدهم از دوره پنجاه‌ و‌ نهم سری کارگاه‌های آموزشی عمومی کنگره‌۶۰ نمایندگی فرشته (سمنان)، با استادی‌ راهنمای محترم مسافر امیر، نگهبانی همسفر محسن و دبیری مسافر همایون، با دستور جلسه «صورت‌مسئله اعتیاد» در روز پنجشنبه 9 مهرماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۶:30 آغاز به ‌کار‌ نمود.
خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان امیر هستم یک مسافر، از جناب آقای مهندس و خانواده محترمشان تشکر می‌کنم به خاطر به وجود آوردن این بستر، از راهنمای خودم تشکر می‌کنم که حال خوش امروز خودم را مدیون آموزش‌های ایشان هستم و از خداوند بهترین هارا برایشان آرزو می‌کنم. در مورد دستور جلسه امروز صورت‌مسئله اعتیاد باید بگویم همه‌ی ما مصرف کنند ها با واردکردن مواد مخدر خارجی به‌جای مواد شبه افیونی بدن باعث به وجود آمدن بیماری اعتیاد شده‌ایم، ما با جایگزین کردن مواد مخدر خارجی سیستم ایکس خودمان را از حالت طبیعی خارج نموده‌ایم برای اینکه بتوانیم این سیستم ایکس خودمان را دوباره به حالت طبیعی برگردانیم هیچ راهی جز روش DST نداریم چون جناب آقای مهندس توانست صورت‌مسئله اعتیاد را به‌خوبی کشف نمایند و همچنین توانست این بیماری را به‌خوبی درمان نمایند.

زمانی که سیستم ایکس من از تعادل خارج شده باشد یعنی همه‌ی جسم من از تعادل خارج شده است، وقتی جسم از تعادل خارج شود به دنبال آن خلق‌وخوی من و روان من هم از تعادل خارج می‌شود و همچنین افکار و اندیشه من هم از حالت طبیعی خودش خارج می‌شود، وقتی تفکرات من تفکرات غلطی باشد قطعاً تصمیمات اشتباهی هم خواهم گرفت و به دنبال این تصمیمات قطعاً مشکلات بسیار زیادی برای من پیش خواهد آمد.

در مورد قسمت دوم دستور جلسه تولد آقا مصطفی که خدمتگزار قسمت OT می‌باشد را به همه‌ی اعضای کنگره به‌خصوص آقا مصطفی و خانواده محترمشان تبریک عرض می‌کنم و از خداوند بهترین‌ها را برایشان خواستارم. از اینکه به صحبت‌های من توجه کردید از همه شما ممنونم.


در ادامه برگزاری جشن یکسال رهایی مسافر مصطفی لژیون یکم


آرزوی مسافر:
آرزو می‌کنم دوست خوبم آقا مهدی هرچه سریع‌تر سلامتی خود را به دست بیاورد.

آرزوی همسفر:
آرزو می‌کنم که کنگره60 جهانی و بین‌المللی شود

خلاصه سخنان مسافر:
سلام دوستان مصطفی هستم یک مسافر سپاسگزارم از جناب آقای مهندس که چنین بستری را فراهم نمود و از راهنماهای خودم تشکر می‌کنم که این حال خوش را مدیون ایشان می‌باشم، من در هفت سال زندگی متأهلی که در تاریکی بودم نگذاشتم که همسفرم متوجه اعتیادم بشود و از این موضوع خیلی رنج می‌بردم تا از شهر خودمان به شهر سمنان نقل‌مکان کردم و در یک شرکتی مشغول به کار شدم و توسط یکی از همکارانم با کنگره آشنا شدم و بلافاصله وارد کنگره شدم و تا سه ماه از سفرم نتوانستم با همسفر خود این مسئله را در میان بگذارم و باراهنمایی راهنمای خوبم جریان کنگره60 با همسفرم مطرح کردم و خوشبختانه به علت اینکه تغییراتی در من به وجود آمده بود همسفرم این مسئله مهم را در خود هضم کرد و خدا را شاکرم که امروز جشن تولد یکسال رهایی خودم را در کنار همسفرم و شما دوستان عزیز جشن گرفتیم.

خلاصه سخنان راهنمای همسفر:
سلام دوستان زهرا هستم یک همسفر، اولین تبریک این تولد زیبا را نثار خانواده‌ای می‌کنم که سال‌ها پیش، زمانی که راه سلامتی، رهایی و انسانیت را پیدا کردند، تصمیم گرفتند این مسیر ارزشمند را فقط برای خود نگه ندارند، بلکه آن را با تمام انسان‌های دردمند و در بند به اشتراک بگذارند تا دیگران نیز فرصت رسیدن به آرامش، آگاهی و رهایی را پیدا کنند.

در مرحله اول وقتی یک همسفر وارد کنگره می‌شود، هدف و خواسته‌اش رهایی و درمان مسافرش است، خب حنا جان بعد درمان مسافرش وارد کنگره شد و می‌توانست این قضیه در ذهن او نقش ببندد که وقتی مسافرم درمان شده و در حال خدمت است، دیگر نیازی به حضور من در کنگره نیست، آن هم با شرایطی که الان دارم، یک فرزند نوزده ماهه و فرزندی که در راه است؛ زیرا فهمیده و درک کرده که اینجا مسیری است که انسان را به بهترین نسخه از خودش تبدیل می‌کند، همان نسخه برتر انسانیت که در وجود همه‌ ما بوده و هست؛ که شاید سال‌ها زیر غبار مشکلات و ناآگاهی‌ها پنهان شده بود و الان با دریافت دانایی و محبت کم‌کم خودش را نشان می‌دهد. من باز هم به آقا مصطفیٰ و حنا جان تبریک می‌گویم که زیباترین راه را پیدا کرده‌اند و از خداوند برای این دو عزیز خدمت با شال‌های رنگی را خواستارم. متشکرم

خلاصه سخنان همسفر:
سلام دوستان حنا هستم یک همسفر، سپاسگزارم از جناب آقای مهندس بابت چنین بستری از راهنماهای مسافرم تشکر و قدردانی می‌کنم که این حال خوش امروز و تولد را مدیون آموزش‌های ایشان هستم.از راهنمای خودم تشکر می‌کنم که این حال خوش امروزم را مدیون ایشانم می‌باشم.کنگره60 تأثیراتی که روی مسافرم گذاشت به‌وضوح قابل رؤیت بود و هر وقت از محل کارم به خانه می‌آمدم مصطفی را در حال سی دی نوشتن و خواندن کتاب می‌دیدم و این تلاش و تغییر او مرا مجاب کرد تا به کنگره بیایم و وقتی به کنگره آمدم خواستم اول خودم را پیدا کنم و در کنار آن بتوانم مادری خوبی برای فرزندانم و همسر خوبی برای مسافرم باشم.

در ادامه رهایی DST مسافر امیر از لژیون پانزدهم


عکاس: مسافر بهروز لژیون نهم
نگارش متن: مسافر یاسر لژیون هشتم
ویراستار: مسافر حسن لژیون هشتم و مسافر حسن لژیون دوم
ارسال مطلب: مسافر یاسر لژیون هشتم


مرزبان خبری: مسافر میلاد

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...