دوازدهمین جلسه از دور سوم کارگاههای آموزشی عمومی کنگره۶۰ نمایندگی هشتگرد با استادی پهلوان محترم مسافر حمید و نگهبانی مسافر مهدی و دبیری مسافر شهرام با دستور جلسه «صورت مسئله اعتیاد» پنجشنبه9 مهر ماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷ آغاز بکار نمود.

خلاصه سخنان استاد جلسه:
سلام دوستان حمید هستم یک مسافر، خداوند بزرگ را شاکرم که فرصت خدمتگزاری داد و از نگهبان جلسه و تمامی خدمتگزاران نمایندگی پر شور هشتگرد سپاسگزارم.
به یاد میآورم روزهای نخست را که اینجا کارگاهی کثیف بود آشفته و بینظم اما اکنون وقتی به این بنای زیبا و منظم مینگرم معنای آبادانی را در قامت کسانی میبینم که از بند اعتیاد رهاشدهاند دقیقاً مانند کلام استاد سردار که میفرمایند: ساکنان آباد بناهای ویرانهها را آباد میکنند و باجان و دل به همنوعان خود خدمت میکنند این خدمت نهتنها اجر معنوی دارد بلکه به بازپروری خودِ خدمتگزاران نیز یاری میرساند و این همان حلقه وصل مسافران سفر اول و دوم است اکنون در جایجای این سرزمین بیش از 150 نمایندگی برای مسافران آقا داریم.
هرروز در ساعتی مشخص صدها نفر با قلبی امیدوار دستشان را بلند میکنند بهعنوان مسافر؛ مسافرانی که از تاریکیِ وحشتناک اعتیاد بهسوی نور رهسپار شدهاند من خود بیست سال در این وادی پرفرازونشیب بودم و ده سال آخر را چنان سپری کردم که تنها برای زنده ماندن مصرف میکردم نه برای لذت بردن بارها در پی راهی برای ترک بودم اما هر بار پس از چند ماه دوباره به همان نقطه آغاز بازمیگشتم.

چراکه به دنبالِ درمان ریشهای نبودم تا اینکه با کنگره 60 آشنا شدم و دریافتم صورتمسئله اعتیاد چیست؟ که دستور جلسه این هفته هم در خصوص «صورتمسئله اعتیاد» است، بدن انسان خود کارخانهای عظیم است که مواد شبه افیونی تولید میکند اما با ورود مواد مخدر از بیرون و همچنین انجام کارهای ضد ارزشی این سیستم درونی به خواب میرود و از کار میافتد.
درمان اعتیاد تنها با دارو حاصل نمیشود بلکه باید نظم و آموزش را چاشنی آن کرد چنانکه امروز میبینیم آموزشهای کنگره پا را از مرز اعتیاد فراتر گذاشته و حتی در مقولاتی چون کاهش وزن نیز کارساز است و این نشان از شناختِ درست صورتمسئله دارد ما باید بدانیم که مواد مخدر و افکار و اعمال منفی هر دو سد راهِ جریانِ طبیعیِ مواد شبه افیونی بدن هستند و با اصلاح سبک زندگی و دوری از ضد ارزشهاست که میتوانیم این شیرهای بستهشده را دوباره بازکنیم تا جریانِ حیات در رگهایمان جاری شود.
گاهی دوستان نگرانِ نبودِ فلان دارو یا شربت هستند اما من به یاد دارم زمانی که ما سفر میکردیم حتی همین امکانات نیز نبود و با همان تریاکِ سنتی و با گوش سپردن بهفرمان راهنما به درمان رسیدیم مهم خواستِ قلبی و جدیت در پیمودنِ مسیر است وقتی خواستِ درمان در دل باشد و تسلیمِ آموزشها شویم مطمئن باشید که به مقصد خواهید رسید و آنچنان تعادلی در جسم و روانتان ایجاد خواهد شد که دیگر حتی با دیدن مواد نیز وسوسهای به سراغتان نمیآید این راه، راهِ بازگشت به خویشتن است و هر کس که در این صراطِ مستقیم قدم بگذارد طعمِ خوشِ رهایی و آرامش را خواهد چشید.
از اینکه به صحبت های من توجه کردید از همه شما سپاسگزارم.
عکس و تایپ: مسافر پوریا لژیون سوم
تنظیم و ارائه گزارش: مرزبان خبری مسافر حسین
- تعداد بازدید از این مطلب :
231