English Version
This Site Is Available In English

شناخت صورت مسئله، پایه و اساس درمان

شناخت صورت مسئله، پایه و اساس درمان

نهمین جلسه از دور شانزدهم سری کارگاه های آموزشی عمومی کنگره 60  نمایندگی بیرجند، ویژه مسافران و همسفران با استادی راهنمای محترم، پهلوان مسافر قدرت، نگهبانی مسافر حمیدرضا و دبیری مسافر ابوالفضل با دستور جلسه" صورت مسئله اعتیاد" در روز پنج شنبه 9 مهرماه 1405 راس ساعت 17:00 آغاز به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد:

خداوند را بابت حضور در جمع دوستان و همچنین بابت توفیق حضور در این جایگاه، سپاسگزارم. ان‌شاءالله در ادامه، جلسه خوبی و پرانرژی را در کنار یکدیگر سپری کنیم.

دستور جلسه امروز، یکی از دستور جلسات پایه و اساسی در کنگره است و به نوعی با اصل و اساس کنگره ارتباط دارد. البته اگر این موضوع را در خارج از کنگره نیز بیاموزیم و در زندگی خود به کار ببریم، می‌تواند پایه و اساس بسیاری از مسائل زندگی ما باشد.

در این هفته بیشتر روی این موضوع فکر کردم. بعد از چهار سال راهنمایی و شش سال حضور در کنگره، به این شکل به موضوع نگاه نکرده بودم که چرا در گذشته راه‌های مختلفی را برای جدا شدن از مواد طی کردم، اما موفق نشدم. اکنون که مسئله را حل‌شده می‌بینم و چهار سال است که با این موضوع برای رهجوها سروکار دارم و از زاویه‌ای آگاهانه به آن نگاه می‌کنم، متوجه می‌شوم که فهم من از صورت مسئله درست نبوده است.

مثالی در ادبیات ما وجود دارد. فیلی را در اتاقی تاریک قرار داده بودند. افراد مختلف وارد اتاق می‌شدند و در تاریکی، فقط با حس لامسه تلاش می‌کردند بفهمند با چه چیزی روبه‌رو هستند. هر فرد قسمتی از فیل را لمس می‌کرد و بر اساس همان قسمت، برداشت خاصی داشت. یکی که پای فیل را لمس کرده بود، آن را شبیه ستون می‌دانست، دیگری گوش فیل را لمس کرده بود و آن را شبیه بادبزن می‌دانست و فرد دیگری که خرطوم آن را لمس کرده بود، برداشت متفاوتی داشت. اما زمانی که چراغ روشن شد، همه متوجه شدند که برداشتشان کامل نبوده است.

دقیقاً مسئله اعتیاد نیز چنین است. راه‌های مختلفی برای درمان اعتیاد مطرح شده بود و هر کدام از زاویه‌ای به موضوع نگاه می‌کردند، اما آقای مهندس از زاویه‌ای جامع به مسئله نگاه کردند و کل موضوع را مورد بررسی قرار دادند. ایشان تعریف ساده و مشخصی از اعتیاد ارائه کردند و فرمودند اعتیاد یک جایگزینی مزمن است.

با این تعریف، صورت مسئله روشن شد. اعتیاد نه صرفاً یک بیماری سمی است، نه پیش‌رونده و نه لاعلاج؛ بلکه یک جایگزینی مزمن است که ابتدا در جسم و در ادامه در روان و تفکر فرد تأثیر می‌گذارد؛ همان چیزی که در کنگره از آن با عنوان جهان‌بینی یاد می‌کنیم.

صورت مسئله کاملاً روشن شد. ماده‌ای از بیرون وارد بدن شده و در آن مستقر شده است و در ادامه، سیستم‌های طبیعی بدن را تحت تأثیر قرار داده و آثار آن ابتدا در جسم، سپس در روان و خلق‌وخو و در ادامه در تفکر فرد ظاهر شده و تفکر افیونی را ایجاد کرده است.

وقتی صورت مسئله ساده و روشن شد، راه‌حل نیز مشخص شد. راهی که فرد طی کرده و آسیب‌هایی که در این مسیر ایجاد شده است، باید با روش DST و به‌تدریج طی مدت ده تا یازده ماه ترمیم شود و سیستم‌های آسیب‌دیده دوباره بازسازی شوند. این موضوع نشان می‌دهد که چرا در بسیاری از مشکلات، زمانی که صورت مسئله را پیچیده می‌کنیم، به دنبال راه‌حل‌های پیچیده می‌رویم و ممکن است نتیجه مناسبی نیز به دست نیاوریم.

 بسیاری از مواردی که در گذشته برای درمان تجربه کردم را برایتان بیان می کنم؛ من راه‌های مختلفی را برای جدا شدن از مواد امتحان کردم، اما نتیجه‌ای حاصل نشد.

چند سال گذشت تا متوجه شدم واقعاً گرفتار شده‌ام و به دنبال راه‌حل رفتم. گفته شد روان‌پزشک‌ها می‌توانند این مشکل را درمان کنند. به یک روان‌پزشک   مراجعه کردم و پس از صحبت، داروهایی برایم تجویز شد. یکی از داروهایی که هیچ‌وقت فراموش نکردم، آمپول دیازپام بود. دلیل اینکه آن را فراموش نکردم این بود که پس از تزریق، هنگام بازگشت از محل کار، احساس خواب‌آلودگی شدیدی پیدا کردم و در مسیر، با موتور نزدیک بود دچار حادثه شوم. همان‌جا متوجه شدم این روش نمی‌تواند راه مناسبی برای من باشد.

در ادامه، گفته شد داروهای گیاهی وجود دارد. در آن مقطع، شناخت و آگاهی من از موضوع کافی نبود و بدون اینکه جوانب آن را بررسی کنم، داروهای گیاهی را تهیه و مصرف کردم. مدتی مصرف کردم، اما نتیجه مطلوبی حاصل نشد.

در ادامه، کلینیک‌ها نیز فعال شده بودند. در مقطعی که یک سفر زیارتی در پیش داشتیم، مجبور بودیم مصرف مواد را متوقف کنیم. مدتی از داروهای جایگزین استفاده کردیم و مصرف را قطع کردیم و به سفر رفتیم. پس از بازگشت، چند سالی مصرف نکردم، اما اگر در شرایطی قرار می‌گرفتم که دوباره مواد مصرف می‌کردم، همان شب علائم خماری از جمله بی‌قراری، بی‌خوابی و پرش دست و پا به سراغم می‌آمد و همین موضوع باعث شد دوباره به مصرف بازگردم.

در ادامه، یکی از نزدیکان ما که به مشهد رفته بود، درباره گروهی صحبت کرد که ادعا می‌کردند می‌توانند افراد را در مدت سه روز درمان کنند. او نیز این روش را تجربه کرده بود و پس از بازگشت، ما را برای استفاده از آن روش دعوت کرد. به آنجا رفتیم. اتاقی را آماده کرده بودند و شرایط خاصی برای درمان در نظر گرفته بودند. در تاریکی کامل قرار گرفتیم و ماده‌ای به ما داده شد. پس از مدتی اثر آن ظاهر شد و شرایط خاصی را تجربه کردیم. این روند سه روز ادامه داشت و پس از سه روز به ما گفته شد که درمان شده‌ایم.

پس از خروج، حتی راه رفتن برایم بسیار دشوار بود و مدتی طول کشید تا بتوانم شرایط جسمی خود را تحمل کنم. این نیز یکی دیگر از برداشت‌ها و روش‌هایی بود که برای حل مسئله اعتیاد تجربه کردم. در نهایت، سال ۱۳۹۹ کنگره ۶۰ در بیرجند فعال شد. کنگره ۶۰ تنها جایی بود که می‌خواستم برای درمان به آن مراجعه کنم. پیش از ورود نیز مطالعه کردم و کتاب «عبور از منطقه ۶۰ درجه زیر صفر» را تهیه و مطالعه کردم و با مطالب و مباحث آن آشنا شدم. به دلیل آسیب‌هایی که در گذشته دیده بودم، تصمیم گرفتم این بار بدون آگاهی وارد مسیر درمان نشوم. اینجاست که اهمیت فهم درست از صورت مسئله مشخص می‌شود.

سؤال این است که چرا این دستور جلسه انتخاب شده و چرا باید درباره صورت مسئله اعتیاد صحبت کنیم؟

امروز افراد زیادی در کنگره حضور دارند که تازه‌وارد هستند. ممکن است اولین، دومین یا سومین جلسه حضورشان باشد یا تازه به لژیون معرفی شده باشند و در ابتدای سفر خود قرار داشته باشند. این افراد باید بدانند که چه اتفاقی در بدن آن‌ها افتاده است. باید بدانند که یک جایگزینی در بدن اتفاق افتاده و چشمه خمر بدن به واسطه ورود مواد مخدر از بیرون، تحت تأثیر قرار گرفته است. در کنگره این موضوع با عنوان «X» مطرح می‌شود؛ یعنی یک مجهول در یک معادله.

وقتی با صورت مسئله درست آشنا شویم، این معادله یک مجهولی است و راهنمای ما روش حل آن را می‌داند. اما اگر صورت مسئله را پیچیده کنیم و آن را به چند مجهول تبدیل کنیم، حل کردن آن نیز دشوار خواهد شد.

از این که به صحبت های من گوش کردید، از همه شما سپاس گزارم.

مرزبان خبری: مسافر جلیل
صوت: همسفر امیر عباس لژیون دوم
ضبط و تایپ: مسافر فرشید لژیون سوم
عکاس: مسافر مسلم لژیون یکم
ارسال خبر: مسافر حسین لژیون دوم

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...