دومین جلسه از دوره هشتم سری کارگاههای آموزشی عمومی کنگره۶۰، ویژه مسافران و همسفران نمایندگی محمدیپور قم با استادی دستیار دیدبان محترم آقای مهدی، نگهبانی راهنمای محترم مسافر مجید و دبیری مسافر علی با دستور جلسه "صورت مسئله اعتیاد" پنجشنبه 9 مهرماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷ آغاز به کار کرد.
خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان، مهدی هستم یک مسافر. خوشحالم که خداوند این فرصت را نصیبم کرد تا امروز در خدمت شما عزیزان و خانوادههای محترمتان باشم. از نگهبان، دبیر عزیز و ایجنت محترم، آقای علی محمدی، سپاسگزارم که اجازه دادند در این جایگاه خدمت کنم. واقعاً توفیق و سعادت بزرگی است که انسان بتواند در نمایندگیهای مختلف خدمت کند.
به قول استاد امین در سیدی «باتلاق»، حضور انسانها در مکانهای درست، بالاترین نعمت و توفیق است. امیدوارم قدر و ارزشِ این حضور را در مکانهای درستی که خداوند نصیبمان کرده، بهخوبی درک کنیم.
در طول مسیر درمان، همواره فکر میکردم بیشترین ضربههایی که در زندگی خوردم، دقیقاً زمانی بود که آگاهی و آگاهی کافی نداشتم و در مسیر آموزش قرار نگرفته بودم. یا اینکه سر کلاس مینشستم و آموزشها را دریافت میکردم و به واسطهٔ آن، اشکالات و آسیبهای درونیام را پیدا میکردم، اما در جهت حل آنها حرکتی نمیکردم و صرفاً آنها را میشناختم و پنهانشان میساختم.

حضور در کنگره۶۰ لطفی الهی است تا بتوانیم در مسیر تکاملمان گام برداریم و آن اشکالات را برطرف سازیم. همانطور که دبیر محترم اشاره کردند، دستور جلسهٔ این هفته «صورتمسئلهٔ اعتیاد» است. این دستور جلسه آغاز سال تحصیلی کنگره۶۰ و نخستین خشت از بنای عظیم آن (کنگره60) محسوب میشود و به نظر من، یکی از مهمترین دستور جلسات هفتگی است؛ زیرا بخش اساسی و پایهٔ آموزشهای اولیهٔ کنگره۶۰ را تشکیل میدهد.
اگر من نتوانم مفهوم صورتمسئلهٔ اعتیاد را حس کنم و آن را از طریق سیدیها، کتابها و کتاب ۶۰ درجه فرا نگیرم، دوام زیادی در کنگره نخواهم داشت. این موضوع مانند ساختمانی است که اگر بهترین مهندس، بهترین طراحی و عالیترین مصالح را داشته باشد، اما پی و فونداسیون محکمی نداشته باشد، فرومیریزد.
ممکن است فردی وارد کنگره شود، سفرش را بهظاهر خوب ادامه دهد، مشارکت کند، سیدی بنویسد و شبانهروز خدمت کند؛ اما اگر از مسائل اصلی و آموزشهای پایه غافل شود، از تعادل خارج شده و دچار سقوط خواهد شد.
خود من در سالهای مصرف، ترکهای متعددی داشتم. بدترین روزهای زندگیام همان دوران ترک بود؛ چه یک ماه، چه چند ماه یا چند سال. نه در خواب و نه در بیداری احساس رهایی و آرامش نداشتم. در بیداری دچار افسردگی و بیحوصلگی بودم، توان انجام کارها را نداشتم، دائماً خسته بودم و از زمین و زمان گلایه داشتم. در خواب نیز با کابوسها، پرشهای ناگهانی و رویاهای مصرف دستوپنجه نرم میکردم.
آنقدر شکست خورده بودم که باور کرده بودم دیگر هیچچیز درستبشو نیست. دلیل اینکه در بیرون از کنگره و در سطح جهان هنوز به درمان اعتیاد اعتقادی ندارند، همین شکستهای پیاپی (در حوزه اعتیاد) است. حتی متخصصان و صاحبنظران به این نتیجه رسیدهاند که اعتیاد بیماری مسموم، مزمن و پیشرونده است و درمانی ندارد.
ریشهٔ این بنبست، عدم شناخت انسان، عدم شناخت مواد مخدر و تعریفهای نادرستی بود که ارائه میدادند؛ مانند اینکه مواد مخدر را «سم» و راه درمان را «سمزدایی» میدانستند. این تعاریف نادرست، مسئله را پیچیدهتر کرد و مجهولات بیشماری به وجود آورد.
اما وقتی با کنگره۶۰ آشنا شدم و آموزشها را دنبال کردم، متوجه نگاه متفاوت آقای مهندس شدم. ایشان مسائل پیچیده را ساده میکنند. همانطور که در سیدی «کرونا ۱» فرمودند، برای حل هر مسئلهای به سه مولفه نیاز داریم: دادههای اولیه، صورتمسئله و حل مسئله. پیش از این، جهان پزشکی دادههای اولیه و شناختی از صورتمسئله اعتیاد نداشت و نمیدانست مواد مخدر چه آسیبی به انسان میزند و کدام بخشها را تخریب میکند.
کنگره۶۰ صورتمسئله را ساده کرد: مواد مخدر بیرونی جایگزین مواد شبه افیونی درونی بدن شده است؛ بنابراین درمان باید در سه ضلع جسم، روان و جهانبینی صورت گیرد. مواد مخدر مانند موشکی راهاندازی سیستمهای تولیدکنندهٔ مواد شبهافیونی (نوروترانسمیترها، انکفالینها، دینورفینها و...) را مختل کرده و تعادل جسم و روان را به هم زده است. وقتی جسم و تفکر انسان ناآرام باشد، روان او نیز متزلزل خواهد بود.
با کشف صورتمسئلهٔ اعتیاد توسط آقای مهندس، این گره باز شد و امروز ما بهراحتی دربارهٔ این معجزه صحبت میکنیم.
روز گذشته با یکی از دیدبانان محترم (آقای مجدیان) صحبت میکردم. ایشان نکتهٔ زیبایی گفتند: از روز الست اعتیاد به وجود آمده؛ اعتیاد از انسانها قربانیهای فراوانی گرفته است؛ اما اگر امروز ما اینجا نشستهایم و درمان میشویم، جزء نخستین انسانهایی هستیم که در مسیر درمان درست قرار گرفتهایم.
نباید فراموش کنیم که اگر پرده از راز درمان اعتیاد برداشته شد و به تعادل و آرامش رسیدیم، مدیون آقای مهندس، خانوادهٔ محترمشان، اساتیدشان و راهنمایانی هستیم که از مال و جان خود گذشتند تا این چراغ روشن بماند.
هیچ پدر و مادری در آرزوهایشان نمیخواهند فرزندشان مصرفکننده شود؛ اما من راه را اشتباه رفتم و به یک مصرفکنندهٔ حرفهای تبدیل شدم و حتی بارها اقدام به خودکشی کردم. اما امروز سپاسگزار بزرگانی هستم که این بستری امن را فراهم کردند.
امروز بر دوش تکتک ما رسالتی قرار دارد. کنگره مانند بازی دومینو است و ما نباید حلقهای باشیم که این زنجیره را قطع میکند، بلکه باید دستگیر دیگران باشیم. کسانی که به بخشش و محبت رسیدهاند، میتوانند این پیام رهایی را به دیگران برسانند.
در پایان، بیایید قدری تفکر کنیم. خداوند منت نهاده و اجازه داده است تا در صراط مستقیم و مسیر درمان قرار بگیریم. ارزش این رهایی و صندلیهایی را که روی آن نشستهایم بدانیم و تلاش کنیم این حس آرامش و رهایی را به دیگرانی که هنوز در تاریکی اعتیاد میسوزند منتقل کنیم. خانوادهها و کودکان زیادی منتظر نور رهایی هستند.
از اینکه به صحبتهای من گوش دادید، سپاسگزارم.

گروه خبری نمایندگی محمدیپور قم
- تعداد بازدید از این مطلب :
106