دهمین جلسه از دوره بیست و دوم کارگاه های آموزشی عمومی ویژه مسافران و همسفران کنگره ۶۰، نمایندگی کاشمر روزهای پنج شنبه با استادی راهنمای محترم مسافر حمید، نگهبانی مسافر جواد و دبیری مسافر محمد رضا با دستور جلسه «صورت مسئله اعتیاد» در تاریخ 9 مهر ماه ۱۴۰۵ راس ساعت ۱۶ آغاز بکار نمود.
خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان حمید هستم یک مسافر:
از نگهبان جلسه تشکر می کنم که مسئولیت و اداره جلسه را به من واگذار نمودند تا خدمت کنم و آموزش بگیرم.
دستور جلسه این هفته «صورت مسئله اعتیاد» است. آغاز فصل پاییز، فصل نظم و انضباط و شروع سال تحصیلی کنگره ۶۰ را به همه دوستان تبریک میگویم.
برای من، اولین قدم در درمان اعتیاد، شناخت آن بود. سالها درگیر مواد مخدر و نیکوتین بودم و با خودم، خانواده و جامعه مشکل داشتم، ولی خودم نمیدونستم ریشه این مشکلات کجاست. در بخش اول کتاب چهارده مقاله، آقای مهندس درباره صورت مسئله اعتیاد صحبت میکنند. ما باید منظور از اعتیاد را بفهمیم. آیا مصرف کننده فقط یک فرد بی مسئولیت یا مجرم و بی اراده است؟ کنگره ۶۰ به ما یاد داد که اعتیاد یک بیماری و جایگزینی است و برای درمانش باید صورت مسئله را درست بشناسیم. من قبل از اینکه با کنگره آشنا بشوم روشهای مختلفی را برای ترک اعتیاد امتحان کرده بودم. روش هایی مانند سقوط آزاد، داروهای گیاهی، کمپ و ... شاید بعضی از علائم ظاهری برای مدتی از بین میرفت، ولی مشکل اصلی حل نمیشد و دوباره به مصرف برمیگشتم. امروز میفهمم دلیلش این بود که اعتیاد فقط مسئله مصرف مواد نیست. سالها با مصرف مواد مخدر، فیزیولوژی بدن، خواب، احساسات، تفکر و زندگی من را به هم ریخته بود. نمیشود تخریب چندین ساله را در مدت زمان کوتاهی درست کرد. کنگره ۶۰ به من یاد داد که درمان زمان میخواهد. در روش DST، جسم به تدریج بازسازی میشود و همزمان آموزشهای جهانبینی کمک میکند که تفکر و زندگی ما هم تغییر کند.

من قبل از کنگره بخشش و گذشت را فراموش کرده بودم و در مقابل خشم، کینه، دروغ و خیلی از رفتارهای نادرست وارد زندگی من شده بود. اما با آموزشهای کنگره یاد گرفتم که باید رها کنم، ببخشم و مسئولیت زندگی خودم را بپذیرم. بعد از ورودم به سفر دوم متوجه شدم، انسانهایی قبل از من آمدند، آموزش گرفتند، خدمت کردند و بخشیدند تا این مسیر برای من و دیگران باز بماند و اینجاست که لژیون سردار برای من معنا پیدا میکند. پاییز برای من فقط فصل ریختن برگها نیست، فصل رها کردن و ریشه گرفتن است. درخت، برگهاش را رها میکند تا دوباره بتواند رشد کند. من هم باید یاد بگیرم چیزی را که دارم، در حد توانم ببخشم. برای بخشیدن لازم نیست آدم پولدار یا امکانات رفاهی زیادی داشته باشد، هر کسی میتواند به اندازه توان خودش ببخشد. امروز حدود چهار سال است که در این سیستم هستم و با آموزش هایی که گرفتم توانستم زندگی خوبی داشته باشم، برای همین معتقدم اگر کنگره ۶۰ به من کمک کرده، من هم باید در حد توان خودم کمک کنم تا این مسیر برای نفر بعدی ادامه داشته باشد.
در پایان، شعری هست که همیشه به من امید میدهد:
«یوسف گمگشته باز آید به کنعان، غم مخور
کلبه احزان شود روزی گلستان، غم مخور
ای دل غم دیده حالت به شود، دل بد مکن
وین سر شوریده باز آید به سامان، غم مخور
دور گردون گر دو روزی بر مراد ما نرفت
دائماً یکسان نباشد حال دوران، غم مخور»
از اینکه سکوت کردید و به صحبتهای من گوش دادید از همگی شما سپاسگزارم.
عکاس: مسافر مرتضی
ویراستار: مسافر محمد
ارسال خبر: مسافر مهدی
مرزبان کشیک: مسافر هادی
- تعداد بازدید از این مطلب :
200