همیشه شنیدهایم که بخشیدن هنر بزرگی است در کنگره۶۰، این بخشش رنگ و بوی متفاوتی دارد؛ رنگ رهایی و عطر بیداری؛ افتخار داریم میزبان یکی از پهلوانان لژیون سردار باشیم فردی که با نگاهی عمیق به عدالت و با ایمانی راسخ، بخشی از دارایی خود را در مسیر احیای انسانها قرار داد در ادامه از تجربیات ارزشمند ایشان در این مسیر نورانی بهرهمند میشویم از شما همراهان همیشگی که طالب نور هستید میخواهیم که در ادامه با ما همراه باشید.
پهلوان همسفر سمیرا به همراه مسافر خود با آنتیایکس مصرفی تریاک دودی وارد کنگره شدند ۱۲ ماه و ۲۰ روز سفر کردند به راهنمایی راهنما مسافر محمد و راهنمایی همسفر آنتینا به روش DST با داروی OT اکنون نه سال است که با دستان پر مهر آقای مهندس آزاد و رها هستند، ایشان تاکنون خدمت نشریات، سایت، صدور کارت، دبیری، دبیر و نگهبان و خزانهداری لژیون سردار، دوره چهار ساله راهنمایی در شعبه میرداماد، ایجنت شعبه خواجو و در حال حاضر در لژیون پیشکسوتان در حال خدمت هستند.
با توجه به تجربه خود در جایگاه راهنمایی لطفاً بفرمایید یک راهنما چطور میتواند رهجو را در مسیر لژیون سردار از نقش نظارهگر بودن به یک بازیگر فعال تغییر دهد؟
در کنگره۶۰ آقایمهندس تمامی خطوط حرکت یک رهجو را مشخص کردند و راه را برای همه باز کردند اعضا با توجه به آموزشهایی که در کنگره دریافت میکنند میتوانند مسیر درستی که پیش روی آنان قرار داده شده را پیدا کنند و بیراهههایی که در مسیر زندگی وجود دارد را کمتر طی کند، یک راهنما مسلماً تجربههایی بیشتر از یک رهجو دارد، چراکه از قبل این مسیر را طی کرده است با توجه به آموزشهایی که برای همه یکسان است و در سیدیها توسط آقای مهندس بیان شده است دریافتیهای خود را به رهجو انتقال میدهد راهنما بهعنوان یک الگو اگر با حس خوب خدمت کند ناگزیر بدون هیچ تلاشی این حس به رهجو انتقال خواهد یافت و رهجو با دریافت آن حس خوب در زمان مناسب میتواند خدمت کند اینکه رهجویی ممکن است خدمتگزار نباشد یا شرایط او مناسب نباشد اینجا وظیفه راهنما است که بتواند با دادن انگیزه درست یا معرفی کردن یک سیدی مناسب یا بیان کردن از حس و حال خدمت، انگیزه رهجو را زیاد کند تا در مسیر خدمت قدم بگذارد. زمانیکه رهجو اولین خدمت را انجام داد و حس خوب را دریافت نمود در ادامه با قرار گرفتن در مسیر خدمت حرکت خواهد کرد و دیگر نیاز نیست که راهنما مدام پیگیر خدمت کردن رهجو باشد.
آیا شما بهعنوان عضوی از لژیون سردار با دریافت شال پهلوانی از دستان مبارک آقای مهندس، مسئولیتی فراتر از دیگران بر دوش خود احساس میکنید؟
خدمت در لژیون سردار درست است که یک خدمت مالی است؛ اما حس نقش مهمی دارد که با حس خوب این خدمت را انجام دهیم نه اینکه به دلیل رفع تکلیف باشد بعضیها عقیده دارند خدمت مالی انجام دهند تا زکات رهایی خود را پرداخت کنند که این دو با هم متفاوت است شال پهلوانی سنگینی خاصی دارد هم از لحاظ وزنی که در ظاهر نیز سنگینتر از شالهای خدمتی دیگر است، نما و جلوه بیشتری نیز دارد و هم به همان میزان وقتی بر روی دوش قرار میگیرد سنگینی بار به این مفهوم است که بتوانی این حس خوبی را که دریافت کردی درست انتقال دهی در نتیجه وزن این شال میتواند سبکتر شود. حس خوب حضور در لژیون سردار، دریافتیها، برداشتها و حرکتهایی که از درون داشتی، انتقال رشد درونی به دیگران بهواسطه خدمت مالی به نظر من سنگینترین و مهمترین وظیفه یک خدمتگزار در لژیون سردار است حالا چه در جایگاه سرداری، دنوری، پهلوانی یا حتی نشان در بینشانی، مهم این است که در هر جایگاهی، درست و بهجا در آن قرار گرفته باشی نه اینکه به زور بخواهی خودت را در آن جایگاه نگه داری، اگر واقعاً درست در آن جایگاه قرار گرفته باشید انتقال این حس و دریافتها به دیگران مهمترین وظیفه یک عضو سردار است.
لطفاً از بازتاب لژیون سردار در زندگی خود بفرمایید که چگونه باعث شد از بحرانهای اقتصادی فعلی فرصتی برای رشد خود بسازید؟
مشکلات اقتصادی همیشه بوده، هست و خواهد بود مخصوصاً اکنون که شرایط کشور در جنگ قرار گرفته و شرایط برای همه سخت شده یک امر کاملاً طبیعی است، اما طبق آموزشهایی که از آقای مهندس و لژیون سردار دریافت کردیم کسانیکه در این لژیون شرکت میکنند و خدمت مالی انجام میدهند خیر و برکتی برای آنها است که از بخششها و گذشتهای دیگری که در زندگی انجام میدهند بیشتر است، اگر خدمت مالی انجام دهیم و این تجزیه و تحلیل را داشته باشیم که خداوند دستان ما را واسطهای قرار داده برای گرفتن آن مال و دادن به افرادی که نیازمند هستند و اگر انسان در صورپنهان خود نگاه کند با بخشش و گذشت از مال خویش یک واسطهای است میان خالق و مخلوقین، در صورتیکه به این خدمت نیاز داشته باشیم و تصور کنیم خدمت مالی سبب رشد ما میشود آرامش درونی پیدا میکنیم مسلماً خداوند در این راه به ما کمک خواهد کرد و دستان ما را واسطهای قرار خواهد داد برای دادن آن مال به دیگران، و قطعاً این تفکر صحیح است، چراکه بعد از انجام خدمت مالی نمیدانیم این پول در کدام مرکز، شعبه یا استان خرج خواهد شد تنها میدانیم به هدف اصلی کنگره۶۰ کمک میشود، یکی از اهداف بخشش این است که کمک میکنی، منتظر برگشت و یا اینکه کجا خرج میشود نباشی، بدون چشمداشت باشد لژیون سردار رسماً این را به من آموزش میدهد به همین دلیل وقتی خواسته درونی باشد بیشک خداوند به آن تمنای دل نگاه میکند، درست است من از حساب بانکی برای تعهدیهایم واریز میکنم، اما کائنات دست در دست هم خواهند داد تا این تعهد و وفای به عهد را انجام دهی چه مشکل اقتصادی داشته باشی چه نداشته باشی، پرداخت تعهدیها خود یک نوع سفر است اگر مشکل اقتصادی داشته باشی به چالش کشیده میشوی و همین چالشها در زندگی به رشد انسان کمک میکنند هدف کنگره همین است، خدمت مالی شاید به ظاهر نشان دهد که در حال کمک به کنگره هستیم تا امورات کنگره بگذرد و ما هم در آن سهیم باشیم، اما در باطن بزرگترین کمک را لژیون سردار در این امر به ما میکند و باعث میشود به آرامش درونی که بخاطر آن به کنگره میآییم در لژیون مینشینیم، آموزش میگیریم و خدمت میکنیم تا حال ما خوب شود.

گلریزان فرصتی است برای قدردانی، درک شما از بخشش در روز گلریزان میتواند راهگشای مسیر همسفرانی باشد که ترس یا نیروهای بازدارنده مانع از عضویت آنان در لژیون سردار شده، نظر شما در این مورد چیست؟
جشن گلریزان یک روز در سال برگزار میشود؛ اما ثمره یکسال آموزش رهجو در لژیون است یک راهنما اگر بخواهد لژیون پربار و رهجوهای خدمتگزار بخصوص در قسمت مالی داشته باشد تنها دو هفته قبل از گلریزان دستورجلسات لژیون را بر اساس موضوع گلریزان نمیگذارد تا شور و انگیزه در رهجو برای خدمت مالی ایجاد کند اگر به این صورت شد این یک شور خواهد بود و رهجو تحت آن شرایط یکی دو هفته مانده به گلریزان طبق توانایی که دارد اعلام موجودی میکند یا بعضی مواقع از تعهدات خود فرار میکند یا اینکه حدتوان خود را نمیگذارد حتی اگر هیچکدام از اینها نباشد درک اصلی از گلریزان را پیدا نخواهد کرد زمانی جشن گلریزان یک شعبه یا لژیون نتیجه خوب و ثمربخشی دارد که یک راهنما در طول یکسال موضوع بخشش و گذشت را با دستورجلسات و سیدیهای مختلفی که کار میکند مرتبط کند و هنگام گلریزان از رهجوها بخواهد طبق آموزشهایی که در لژیون داده شده از دستورجلسات گذشته و گلریزانهای گذشته گفتوگو کنند و این حس در رهجوها بسیار قویتر و آن شور به عشق و آموزش تبدیل خواهد شد و آن لحظه یک رهجو با فهم و آگاهی بالا وارد گلریزان میشود نه بهعنوان جشنی که یک روز در سال برگزار میشود و شخص باید کمک کند، وظیفه اصلی آموزش و آگاهی درست در مورد گلریزان بر عهده راهنما در لژیون خود میباشد.
جمله، پیام یا اتفاقی که سبب شد در جنگ درونی خود پیروز میدان شوید و برای گلریزان و اعلام پهلوانی تصمیم نهایی را بگیرید چه بود؟
من نیز نزدیک یکسال جنگ درونی داشتم اولین سالی که شال پهلوانی توسط آقای مهندس به اعضا اهدا میشد با تکتک لحظات پخش زنده و مشارکتها گریه میکردم و دوست داشتم خود را در آن لحظه آنجا ببینم در یکی از جلسات چهارشنبه در تهران به همراه مسافرم که هر دو برای رهایی رهجوهای خود حضور داشتیم زمان مشارکت کردن چشمم خورد به دو قرآن و شال پهلوانی که روی میز بود بعد از مشارکت خود به آقای مهندس گفتم من خیلی دوست دارم شال پهلوانی دریافت کنم و مسافرم حاضر است که کمکم کند؛ اما دلم میخواهد خودم اینکار را انجام دهم و هنوز امکان این کار برای من مهیا نشده است در صورتیکه این از افکار غلط و حس اشتباه من بود آقای مهندس فرمودند: باید دست کمک مسافر خود را قبول کنی تا بتوانی به مراحل بالا برسی اگر تصمیم داشته باشی به تنهایی صعود کنی به این راحتیها نیست و همان لحظه مسافرم نوشتهای به آقای مهندس دادند که اجازه پهلوانی همسفر من را بدهید و آقای مهندس پهلوانی من را اعلام کردند بزرگترین و اصلیترین عامل پهلوانی من حرکت مسافرم بود اگر اقدام و حرکت ایشان نبود شاید من هنوز با جنگ درونی خود درگیر بودم که چه زمانی میتوانم پهلوان شوم، نه تنها خدمت پهلوانی، بلکه تمام خدمتهایی که از اولین روز سفر دوم تا مدت این نه سال انجام دادم را اول لطف خداوند و آقای مهندس و مدیون حرکت مسافرم هستم، زیرا اگر مسافر پشت همسفر نباشد او قادر نیست با آرامش و حس خوب خدمت کند.
کلام پایانی:
خداوند را سپاسگزارم هم برای خودم و هم برای تمامی اعضای کنگره۶۰ که خداوند موهبتی برای ما قرار داد تا در مسیر کنگره۶۰ باشیم و بتوانیم تکامل این بعد خود را بهواسطه آموزشهای کنگره۶۰ ادامه دهیم متشکرم از آقای مهندس که واسطهای شدند تا این بستر برای ما فراهم شود و فرصت به ما میدهند تا خدمت کنیم و حالخوش درونی را احساس کنیم تنها چیزی که یک انسان در زندگی میخواهد همین آرامش درونی است و کنگره۶۰ این شرایط را برای ما مهیا کرده است که بتوانیم حرکتهای بزرگتر را برای رسیدن به آرامش در زندگی انجام دهیم، ممنونم از راهنمای خوبم همسفر آنتینا که چهار سال من را راهنمایی کردند و آموزشها را به من انتقال دادند از مسافر عزیزم که همیشه پشت من بودند، مشوق و همراه همیشگی در کنار من برای خدمت کردن در کنگره۶۰ هستند و هر جا توقفی داشتم مسافرم و آموزشهای کنگره من را دوباره به حرکت درآورد تا بتوانم امروز در خدمت شما باشم و حس و حال خوب این شعبه را دریافت نمایم.
طراح سؤال: اعضای گروه مصاحبه
مصاحبه کننده: همسفر عاطفه رهجوی راهنما همسفر اکرم (لژیون شانزدهم)
عکس: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر اکرم (لژیون شانزدهم)
ویرایش و ارسال: همسفر زهره رهجوی راهنما همسفر سمیه (لژیون بیستم) نگهبان سایت
نمایندگی همسفران سلمان فارسی اصفهان
- تعداد بازدید از این مطلب :
2089