تاریخ
دوشنبه 7 بهمن 1398

گنج عظیم آرامش

موضوع : مقالات
همسفر حانیه در تولد پنج سال رهایی پدرش از بخششی بزرگ می گوید که بعد از سالها او را به آرامش رسانده
گنج عظیم آرامش

امروز پنجم بهمن‌ماه نودوهشت هست، دقیقاً پنج سال است که تمام شده است، آری به‌راستی دیگر تمام شد، تمام آن دلهره‌ها، تمام آن بی‌خوابی‌ها، تمام آن افکار مریض و مسموم، تمام آن روزهایی که فکرم این بود که چرا مادرم همیشه ناراحت است؛ حتی وقتی‌که می‌خندد؟ چرا همیشه در خلوتش گریه می‌کند؟ آری می‌فهمیدم غم بزرگی بر دل دارد؛ ولی دم بر‌نمی‌آورد تا خاطر ما را مکدر نکند. آن روزها تنها همدرد و همراهم خدا بود و خدا بود، گویی اندازه یک دنیا تنها بودم، خب درد دلم را به چه کسی می‌گفتم؟ به مادرم که به‌اندازه کافی اندوه داشت؟ به پدرم که خودش ناخواسته سبب آن روزها بود؟

بااینکه دوازده، سیزده سال بیشتر نداشتم؛ اما خوب می‌فهمیدم که حال خراب چیست؟ می‌دانستم ترس از دست رفتن خانواده چیست؟ من دوست داشتم مثل تمام هم سن و سال‌های خودم بی‌دغدغه و بدون افکار منفی زندگی کنم؛ اما افکار منفی تمام وجود من را گرفته بود. فکر این‌که نکند مادرم گنج صبوری خود را از دست بدهد و دیگر مادر نباشد. اگر مادر نباشد ما باید چه‌کار کنیم؟ یا فکر این‌که چرا این‌قدر پدرم مضطرب است؟ چرا همیشه این‌قدر نگران است؟

فکر این‌که چرا خودم همیشه باید با ترس‌ها و افکاری بجنگم که برای همه مسخره بودند؟ اما الآن 1825 روز است که تمام‌شده است. آری امروز ما اینجا هستیم به خاطر عشق بی مثال پدرم به خانواده‌اش، به خاطر صبوری‌های دل مادرم و به خاطر وجود پربرکت و پربار بنیان کنگره 60 جناب آقای مهندس دژاکام. من دو سال است که تازه فهمیده‌ام زندگی یعنی چه؟ آرامش یعنی چه؟ دیگر تمام کابوس‌هایم به دره نابودی رفته است.

من و خانواده‌ام اکنون و امروز اینجا صاحب گنج عظیم آرامش هستیم، آرامشی که گویا کلید آن سال‌ها گم‌شده بود. امروز اگر من اینجا هستم و حال خراب گریبان گیر من نیست همان حالی که همه شما خوب می‌دانید که چیست، به خاطر این است که پدرم خواستار رهایی شد.

تمام این سال‌ها به خاطر رفتاری که ناخواسته پدرم با ما کرده بود از او دل‌خوشی نداشتم و نمی‌توانستم او را ببخشم؛ اما امروز تصمیم به بخشیدن گرفتم با تمام وجودم پدرم را می‌بخشم و این کار من کوچک‌ترین چیزی است که در حق اراده و عشق او می‌توانم انجام دهم.

به همه‌ی شما نوید می‌دهم که این روزهای سخت تمام می‌شود و روزهایی به شیرینی قند در انتظار شما هست، اگر صبوری پیشه کنید و راه صراط مستقیم و دروی از ضد ارزش‌ها را پیش بگیرید و در پایان، انسان‌ها عمق تاریکی‌ها را تجربه می‌کنند تا به عظمت روشنایی‌ها پی ببرند. برای همه‌ی شما عزیزان آرزومندم که به‌سلامت از عمق تاریکی‌ها رها شوید و عظمت روشنایی‌ها را بیابید. آمین

 

نویسنده: همسفر حانیه لژیون پنجم
نمایندگی: همسفران شهرری

تعداد بازدید از این مطلب : 742
ادامه مطالب در آرشیو مقالات
دیدگاه شما
نام :  
ایمیل :  
دیدگاه :  
 
دیدگاه ها
11 نظر  
  • همسفر نفیسه لژیون یکم شعبه سلمان فارسی
زمان ارسال
1398/11/09 14:26:37
با سلام خانم حانیه عزیز خدارا شکر ک راه کنگره برایمان باز شد و بقول شما گنج عظیم آرامش را بدست آوردیم امیدوارم خدمت گزاران صدیقی در ادامه برای کنگره باشیم و سایه آقای مهندس همیشه بالای سرمان باشد الهی آمین
  • همسفر نجمه شعبه رودکی
زمان ارسال
1398/11/08 19:59:49
خداروشکر به خاطر وجود مکان امنی به نام کنکره که باعث به وجود امدن چنین حس و حال هایی میشود که نه نتها این همسفر عزیز بیان کردند بلکه حس و حال چندین همسفر دیگر هم هست که با خواندن ان کاملا گفته ها را درک میکنند . خدا روشکر بابت وجود مکان امنی به نام کنگره که باعث به وجود امدن چنین حس و حالی میشود که نه تنها برای این همسفر عزیز پیش امده بلکه چندین همفسفر دیگر هم با خواندن این مطالب با پوست استخوان خود این حس و حال را درک میکنند و هزار هزار بار شکر میکنند که راه کنگره برایشان باز شده است . خدا قوت همسفر هانیه عزیز امیداورم در کنگره مستدام و پایدار باشید و روز به روز ارامش در زندگیتان بیشتر جاری شود .ممنون بابت مشارکت زیبا و دلنشینتون
  • همسفر اسد
زمان ارسال
1398/11/08 14:52:15
فقط اسمش رو میتونم بگذارم عشق بی حد و مرز.
  • حسن شفیعی شعبه حسنانی
زمان ارسال
1398/11/08 9:14:36
خدا قوت .چه حس خوبی داشت این دلنوشته.امیدوارم این آرامش برای همیشه در زندگیه شما بماند و قطعا هم همین طور خواهد بود.داود عزیز باز هم ازاد مردیه شما رو به خودتان و خانواده محترمتان تبریک میگم.
  • همسفر منصوره شهرری
زمان ارسال
1398/11/08 8:21:8
خانم حانیه عزیزم انشالله همیشه حال دل شما خوب باشد خوشحالم که این روزهای زیبا و پر از امید را تجربه میکنید.
  • همسفر سمیه نمایندگی آزادی
زمان ارسال
1398/11/08 7:23:29
همسفر حانیه خداروشکر که شما هم مثل ماصاخب گنج عظیم آرامش شدین‌امیدوارمدهمواذه موفق باشید
  • همسفر زهرا لژیون اول نمایندگی دهخداخدا
زمان ارسال
1398/11/08 6:20:3
خانم حانیه عزیزم بهتون تبریک میگم و خیلی خوشحالم برای آرامشی که نصیبتان شده واقعا بهتون تبریک میگم و امیدوارم همیشه دلتان شاد و لبتان خندان باشد.
  • همسفر افسانه لژیون چهارم
زمان ارسال
1398/11/08 1:54:6
عرض خسته نباشید و تبریک به حانیه عزیزم ،تبریک ویژه به خاطر شجاعتت،که دست به قلم شدی،و از احوالات خودت نوشتی،از دیروز تلخت و امروز پر از شوقت،انشالله که شادیت همیشگی باشد عزیزم💖❤💖
  • محمد سپیدکار
زمان ارسال
1398/11/07 12:2:38
احسنت به این همسفر
  • همسفر یاسمن نمایندگی زنجان
زمان ارسال
1398/11/07 11:44:33
سالها پیش تک تک کلمات شما رو با تمام وجودم زندگی کرده ام. خدا رو شکر که ما هم به آغوش خانواده برگشتیم. موفق باشید
  • همسفر آزاده لژیون سوم شهرری
زمان ارسال
1398/11/07 9:23:29
حانیه عزیزم؛خیلی زیبا حال و هوای آرامشت رو گفتی. خداروشکر برای آرامش امروزت و خداروشکر برای شادی این روزت. عزیزم برات بهترین جایگاه ها را آرزو میکنم. آرامشت روزافزون.
آخرین عناوین
پربیننده ترین مطالب