English Version
This Site Is Available In English

خلاصه سی دی احترام ( آقای امین دژاکام )

خلاصه سی دی احترام  ( آقای امین دژاکام )

سخن مهندس : کنگره برای ما هدف نیست بلکه یک وسیله و ابزار است تا به صلح و آرامش برسیم باید پایه‌های مالی خود را مستحکم کنیم ، در کارمان توفیق به دست آوریم هر کاری را با صداقت انجام دهیم ، همه اعضای کنگره باید در کسب علم کوشا باشند و تحصیلات خود را ادامه بدهند، خانواده من هم همین کار را کرده‌اند

سخنان آقای امین دژاکام استاد جلسه:

نیاز ما در دل دیگران و نیاز دیگران در دل ما است و این یک چرخه است از یک فرد به جمع و از جمع به فرد

در دوره لیسانس شرایط تحصیلم بد شده بود و در آستانه اخراج قرار داشتم چون قبل از ورود به دانشگاه همیشه اول بودم این امر باعث ایجاد تکبر در من شده بود و دوستانم را هم به چشم رقیب نگاه می‌کردم ، وقتی مسئله‌ای را نمی‌فهمیدم از ترس اینکه کسی بفهمد بلد نیستم سؤال نمی‌کردم تا یاد بگیرم

برای دانستن اینکه حس و حالمان خوب است یا نه کافی است یک تست انجام دهیم آن چیزی را که خیلی دوست داریم به آن برسیم را در نظر بگیریم مثلاً نگهبان شدن حال فرض کنیم رقیبی برای این جایگاه کاندید می‌شود و او رأی می‌آورد و نگهبان می‌شود اگر من در آن لحظه خوشحال شوم پس حس من مثبت است ولی اگر ناراحت و غمگین شوم حسم منفی است . زمانی که انسان در چرخه منفی حس خود قرار می‌گیرد به دنبال فرار از رنج است به عبارت دیگر می‌خواهد آخرین نباشد مثلاً به جای طبقه ۴ جهنم در طبقه ۳ باشد و از آن راضی و خوشحال می‌شود یعنی از منفی تا صفر در تلاش است.  

در زمان تحصیلم باید امتحان نهایی می‌دادم که اگر کمتر از ۱۳، ۱۴ می‌شدم اخراجم می‌کردند و در زمان امتحان و اعلام نمرات بسیار نگران بودم چون مسئله ۵ سال زحمت ، و تلاش در کنکور برای قبولی بود ، در آن زمان دوست داشتم به جای کلاغ ، گربه و کارگر دانشگاه باشم . خواست درست شدن داشتم می‌دانستم درونم پر از زباله است ولی با روبرو شدن با این ترس‌ها توانستم جهان‌بینی یاد بگیرم ، راهی جز سوختن دل برای پاک شدن آن وجود ندارد. انسان‌ها شاید ندانند که در درونشان حسادت،کینه و نفرت دارند ، ۵۰٪ راه فهمیدن صورت مسئله و بیماری است و زمانی که صورت مسئله آشکار شود راه هم نمایان می‌گردد که البته به زمان نیاز است .     

پالایش زمانی اتفاق می‌افتد که ناخالصی‌ها را شناسایی کنیم و مرحله بعدی روبرو شدن با آن‌ها است که زمان بر است اما تقدیر انجام می‌گیرد و بازی در آگاهی آغاز می‌شود در این لحظه در بر خورد با مشکلات پرخاشگری نمی‌کنیم و مسئولیت را بر دوش دیگران نمی‌اندازیم ، اگر در درس یا کاری با وجود تلاش زیاد شکست می‌خوریم باید فکر کنیم کجای کار چیزی را می‌دانستیم و کمکی می‌توانستیم انجام دهیم ولی دریغ کردیم.  

نشانه از بین رفتن ناخالصی‌ها این است که زمانی که با تمام وجود دوست داری به چیزی برسی ولی امکان آن را نداری ولی دیگری امکان رسیدن به آن را دارد ، کمکش کنی و تجربیات خود را در اختیار او بگذاری و راه و چاه را به او یاد بدهی و وقتی او به آن رسید خوشحال شوی . می‌توانیم به خوب بودن وانمود کنیم ولی این کار با خوب بودن فرق دارد  ثروت کائنات قابل شمارش نیست اگر چیزی به ما بدهد از آن کم نمی‌شود بلکه طبق قانون تکثیر بیشتر هم می‌شود ، اگر از یک چراغ استفاده می‌کنیم و می‌خواهیم نور بیشتری تولید کنیم هر چه تعداد آینه‌ها را بیشتر کنیم انعکاس نور بیشتر می‌شود. انسان‌هایی هم که قدرتی دارند مانند آینه هستند و آنانی که قدرتی ندارند مثل یک جسم سیاه .

برای ادامه تحصیل در دوره ارشد شرکت کردم و بار اول قبول شدم اما در شهرستان، به خود گفتم من شهرستان نمی روم سال دیگر بیشتر می‌خوانم و در یک دانشگاه خوب قبول می شوم اما هر چقدر بیشتر درس می‌خواندم رتبه‌ام در کنکورهای آزمایشی بدتر می‌شد تا جایی که زمان کنکور من نتوانستم مجاز شوم و این اتفاق برای این افتاد چون من می‌خواستم با قبول شدنم یک تودهنی به دیگران بزنم و خود را ثابت کنم و این سبب شد که هر چه می‌خوانم و تلاش می‌کنم مثل یک پاکن آن چیزهایی را هم که بلد بودم ، پاک‌کنم چون پر از خشم و انتقام بودم در واقع مدار من به این صورت سوخت و این اتفاق باید می‌افتاد. در آن زمان شروع به تیراندازی با کمان کردم و بعد به کلاس موسیقی رفتم چند سال بعد در کنکور شرکت کردم با اینکه زمان بسیار کمی داشتم با شرکت در آن کنکور قبول شدم و حتی معجزه‌ای هم برایم روی داد ، در زمان پایان جلسه ۲ سؤال را که شک داشتم، پاک کردم بعد از آمدن جواب دیدم آن ۲ سؤال پاک‌شده حساب‌شده (توسط رایانه) و ۲ سؤال درست بوده و اگر یکی از آن‌ها حساب نمی‌شد در این دانشگاه قبول نمی‌شدم.

باید هر کس به زندگی خود بنگرد ولی اشکال کار این است که همه به زندگی دیگران  می‌نگرند ، اصولاً نیروهای منفی به دنبال تبدیل علم به اطلاعات‌اند و نیروهای مثبت به دنبال تبدیل اطلاعات به علم و خوب کردن حال دیگران هستند باید از تمرکز و چک کردن دیگران پرهیز کنیم چون نه تنها زمان را از دست می‌دهیم بلکه اعصابمان را هم از بین می‌بریم و هیچ‌وقت نمی‌فهمیم که در درونمان چه علایقی داشتیم . مثلاً فردی خوب پیانو می زند و دیگری عالی ، آن فرد خود را مقایسه می‌کند و همیشه در تلاش است که از رقیب خود پیشی بگیرد ولی او در اصل تار زدن را دوست داشته و هیچ‌وقت نمی‌فهمد .

 سخن آقای مهندس: در کل اگر خیرخواه دیگران باشیم آن خیر به ما می‌رسد ولی اگر بدی دیگران را بخواهیم آوارش بر سر خودمان می‌ریزد و نمی‌توانیم حرکت کنیم . می‌توانیم با دادن اطلاعات و آدرس درست ، به دیگران کمک کنیم. اگر در جهت صراط مستقیم نباشیم همه چیز و همه کس با ما لجاجت می‌کند ، اگر سنگی از آسمان بی افتد بر سر من می‌خورد اگر در صراط مستقیم قدم بر داریم برای ما خوبی‌ها اتفاق می‌افتد.   

منبع : نمایندگی فشم

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .