تاریخ
پنج شنبه 26 دي 1398

پرواز دوباره؛ حس و حال همسفران

موضوع : دستور جلسات هفتگي
حس و حال چند تن از همسفران نمایندگی شادآباد؛ در ارتباط با دستور جلسه 《 هفته همسفر 》
پرواز دوباره؛ حس و حال همسفران
سلام دوستان مینا هستم همسفر محمدعلی 
 
با ورودم به کنگره جایگاهی به من پیشنهاد شد که از صبر و گذشت و تلاش و امید و عشق و محبت ساخته شده بود. برای حمایت و همراهی مسافرم، در کنار او در این جایگاه قرار گرفتم و وقتی تمامی اینها را در خود یافتم مرا همسفر نامیدند. 
خواستم که بال پرواز مسافرم باشم؛ ولی دریافتم چیزی حرکت ما را کند کرده و آن وزنه های سنگین حسد، منیت، ترس، خودخواهی و ... بود که به بالهایم آویزان بودند. با آموزش‌های کنگره سعی در بازکردن آنها نمودم تا جایی که بالهایمان چنان سبک شد که امکان پرواز در آسمان آبی رهایی را یافتیم. اگرچه در صور ظاهر یک همسفر بوده و هستم؛ ولی در صور پنهان مسافری می‌باشم و سفر درونی ام همچنان ادامه دارد و آن چیزی که همیشه برایم ارزش دارد این است  که فقط در کنار مسافرم حرکت کرده و او را رها نمایم تا او نیز در طول سفرمان بال و پر گرفته و پرواز دوباره را بیاموزد، آنطور که دوست دارد. 
از خداوند و کنگره ۶۰ سپاسگزارم که با مهیا نمودن جایگاه همسفری، مرا به آرزوی همیشگیام که خدمت به انسان‌ها بود رساند تا در آنجا خویشتن خویش را بیابم. مرا از یک ستون چوبی شکسته به ستون آهنی محکمی تبدیل نمود که بنای زندگی‌ام را استوار نمایم. 
این هفته را به تمامی همسفران که وجودشان کنگره را به مکانی امن تر و زیباتر تبدیل نموده است تبریک می‌گویم و بودن در کنار آنها افتخاری است که نصیب من نیز شده است.
 
 
سلام نسیم هستم همسفر 
حس من نسبت به واژه همسفر، حس ارزشمندی است، حس مسئولیت، حس همراه، حس مراقبت و ...
و برای این قبول کردم کنار مسافرم سفر کنم؛ چون حالِ خوبِ مسافرم و زندگی‌ام  بسیار برایم مهم بود. علاقه‌ای که به او داشتم باعث شد کنارش سفر کنم تا احساس تنهایی نکند؛ چون اصلاً دلم نمی‌خواست در وضعیت و تاریکی ای که بود ادامه داده و زندگی کند.
نتایج همسفر بودنم در این مدت این بود که به مسافرم به چشم بیمار نگاه کرده و تقریباً دلخوری های گذشته را نادیده بگیرم.
در من تغییرات بسیاری صورت گرفت؛ بحث‌های الکی، حس افسرده بودن‌، زودرنج بودن و توقعاتی که داشتم و... بسیار در من کم شد.
 
سلام دوستان ناهید هستم همسفر 
قبل از ورودم به کنگره احساس ناامیدی و پوچی می کردم، الان خدا را شکر همه چیز خوب است. تنها هدفم رهایی مسافرم بود و بابت آن، تمام سختی‌ها را به جان خریدم تا بتوانم همسفر خوبی باشم. 
با رسیدن به رهایی، ناامیدی ام به امید تبدیل شد، من به جایگاه همسفری ام افتخار می‌کنم.
 
سلام دوستان دیبا هستم یک همسفر
همسفر بودن ویژگی‌های زیادی را به همراه دارد. کسی که همسفر می‌شود به نظرم اول از همه از خودش می‌گذرد.
تمام ما همسفران برای بهتر شدن شرایط زندگی مان، پا به پای مسافرها این سفر را در پیش گرفتیم. 
بعد از آشنایی با کنگره متوجه شدم که این حضور و آموزش‌ها، نقش پررنگی در بهترشدن حال خود و تغییرِ نگاهم نسبت به زندگی و محیط پیرامون دارد.
بعد از آموزش‌هایی که می‌گیریم هم باید خیلی متواضع و قوی باشیم تا بتوانیم آنها را کاربردی نماییم که سخت ترین و مهمترین جای کار همین است.
سپاس از کنگره و خانوم مینای عزیزم که مرا در این جهت راهنمایی نمودند.
 
سلام دوستان فاطمه هستم یک همسفر
 با تغییراتی که در رفتار مادرم دیدم و اطلاعاتی که راجع به کنگره به دست آوردم دوست داشتم که در رفتارم تغییری ایجاد شود و رفتار درست را یاد بگیرم و در مورد بیماری اعتیاد مطالبی را بیاموزم واینکه چگونه باید با چنین افرادی رفتار کرد و جهان‌بینی خود را هم تغییر دهم. الان به‌عنوان یک همسفر، حال خوبی دارم و سعی می‌کنم که ضد ارزش هایی که در خود می‌بینم را تبدیل به یک ارزش نمایم.
ممنونم از آقای مهندس و خانواده محترمشان که چنین بستر آموزشی را فراهم کردند.
 
سلام دوستان کلثوم هستم یک همسفر 
از خدای خود متشکرم که مرا بعد از سال‌ها تاریکی و سختی، با مکانی به نام کنگره آشنا کرد.  به یاد دارم که از روز اولی که وارد کنگره شدم حس خوبی به کنگره نداشتم؛ زیرا غم و اندوه تمام وجودم را فرا گرفته بود و فقط اشک از چشمانم جاری می‌شد؛ ولی بعد از دو جلسه که آمدم و با صحبت‌هایی که در اینجا می شد، حس امید و آرامشی در من  به وجود آمد و با خودم گفتم اینجا همان جایی است که سال‌ها دنبالش می گشتم و با آمدن، می‌توانم آرامش، امید و زندگی را به خانواده برگردانم .
در آخر ممنونم هزاران بار از خدای خودم و آقای مهندس که کنگره ۶۰ را برای ما فراهم کرده است.
 
سلام فاطمه هستم همسفر 
ابتدا قبول کردن جایگاه همسفر برایم   سخت بود ولی برای خوب شدن مسافرم وزندگیم باید قدم هایی برمیداشتم.
بعد از وارد شدن به لژیون فهمیدم مسافرم کمک زیادی نمیخواهد بلکه خود به عنوان مادرو همسرخیلی ایراد دارم ، ضدارزشهایی همچون منیت و..
در این سفر نه تنها مسافر به سلامت و تعادل می رسد بلکه من همسفر هم نیز در کنار او  آموزش های زیادی دیدم.
سپاس فراوان از راهنمای خوبم خانم مینا وآقای مهندس دژاکام بنیان گذاره کنگره  ۶۰
 
 
تهیه و تایپ : همسفر رقیه
ویراستاری : همسفر الهام
ارسال: همسفر مریم
 
تعداد بازدید از این مطلب : 683
ادامه مطالب در آرشیو دستور جلسات هفتگي
دیدگاه شما
نام :  
ایمیل :  
دیدگاه :  
 
دیدگاه ها
5 نظر  
  • نسیم لزیون بیستم
زمان ارسال
1398/10/29 13:3:45
بعدازخداجناب مهندس وکمک راهنمای عزیزم به ماکمک کردند.تازنده این دعای خیرمن وخانواده ام پشت شماخواهدبود.خداسلامتی وموفقیت روزافزون به شماعزیزان عطاکند.
  • همسفر خندان
زمان ارسال
1398/10/27 23:1:56
خانم مبناي عزيز، قلمتان و حس نابي كه منتقل كرديد را خيلي دوست داشتم. خوش بِه سعادتتان كه بالهايتان سبك شدند و توانستيد پرواز كنيد.
  • دیبـا لژیون بیست
زمان ارسال
1398/10/26 23:36:46
سپاس از جناب مهندس و فرشته هایی که به اسم کمک راهنما، با شال نارنجی که از دستان معجزه گر مهندس به گردن دارند و خدمت والایی میکنند. هزاران بار شکربابت حضورتان. هفته همسفر را به تمامی اعضای کنگره 60 تبریک و شادباش میگویم
  • همسفرسعیده -ستارخان
زمان ارسال
1398/10/26 19:38:51
خانم مینای عزیز، امیدوارم در راهی که پیش رو داری موفق باشی
  • همسفر فاطمه
زمان ارسال
1398/10/26 9:35:7
خداقوت به همه همسفران و این هفته رو به همه همسفران تبریک میگم 🌹 🌹
آخرین عناوین
پربیننده ترین مطالب