ما خودمان را گم کردهایم؛ باید خود را بیابیم و از نیروی اهریمن بازستانیم. اعتیاد و رفتارهای اعتیاد گونه با مرگ از بین نمیروند و افرادی که میخواهند از آنها رها شوند، لازم است صبر ایوب، تفکر و گذشت رسول، عدالت علی و شجاعت حسین را همیشه مد نظر قرار دهند تا موفق گردند.
همسفر ریحانه و مسافرشان با آنتیایکس، شیره و تریاک وارد کنگره شدند. دو سال سفر کردند با راهنمایی همسفر فاطمه و اکنون به لطف خدا، یک هفته است که آزاد و رها هستند. ورزش ایشان در کنگره، آمادگی جسمانی و شطرنج است.
جهانبینی و آموزشهای کنگره چگونه به شما کمک کرد تا ترس از آینده را به اعتماد به مسیر تبدیل کنید؟
مشکلات همواره وجود دارند و انسان در هیچ جهان و بعدی بدون مشکل نیست. از راهنمای محترم، همسفر فاطمه همیشه یاد گرفتهام که به مو میرسد، اما پاره نمیشود. ترس نیز یکی از اضلاع مثلث جهالت است و میدانیم که ترس، تفکر را میخورد. یک زن و یک همسفر، پایه و اساس خانواده است، اگر من بترسم، این حس و حال بد را به پسرم منتقل میکنم و کانون خانه متلاشی میشود.
طبق آموزشهای استاد امین، ما دو نوع ترس بازدارنده و ترس نگهدارنده داریم و باید با ترسهای خود مواجه شویم؛ چرا که آنها از بین نخواهند رفت. صحبت کردن در جمع از بزرگترین ترسهای من بود که مشارکت کردن در کنگره، من را با ترسم روبهرو کرد و توانستم این ترس را کنار بگذارم. خداوند هیچ وقت نمیگذارد که بندگانش در درماندگی بمانند. از آقای مهندس یاد گرفتیم که انسان میتواند بدترین شرایط را هم تحمل کند؛ زیرا پیش از آنکه مشکلی پیش بیاید، توان تحمل آن را به ما میدهد. این موضوع من را آرام میکند که از چیزی در آینده نترسم و همیشه توکلم به خدا باشد.
اتفاق تلخی که برای مسافرتان افتاد، چه چیزی درباره ارزش زمان و فرصت زندگی به شما یاد داد؟
من با تمام وجود لمس کردم که سلامتی، بزرگترین نعمت است، در حالی که بسیاری از اوقات قدر این نعمت را نمیدانیم و حتی از لحظهای دیگر بیخبریم. راهنمایم همیشه میگفتند: خدایا، ما را آنی و حتی کمتر از آنی، به خودمان واگذار نکن. این سخن بسیار ارزشمند است، همان که میگویند زمان در این کره خاکی، حکم فلز طلا را دارد؛ اما گاهی بسیار دیر متوجه میشویم که چه فرصتهایی را از دست دادهایم.
شما همیشه در آزمونها موفق بودهاید. پیشنهادتان برای افرادی که از شرکت در آزمونها میترسند چیست؟
آزمونهای کنگره تنها آزمونهایی هستند که برای شرکت در آنها هیچ استرسی ندارم و در مقابل، از آنها بسیار لذت میبرم؛ چراکه از هر خط کتابها و منابع آموزش میگیرم.
نکته مهم این است که ما در کنگره برای نمره گرفتن یا نفر برتر شدن و تشویق شدن در آن بالا، آزمون نمیدهیم. من سعی میکردم روزانه حداقل پنج صفحه مطالعه داشته باشم. هدفم از شرکت در آزمون، درگیر کردن فکرم با مطالب آزمون بود. همین که فکرم درگیر آزمون میشد، بسیاری از فکرهای بیهوده و مخرب دور میشدم در واق نیروهای تخریبی از من دور میشدند. ذهن برای حفظ کردن و یادگیری یک مطلب، ناچار است روی همان مطلب تمرکز کند. واقعاً حیف است که همسفری در آزمونها شرکت نکند؛ چراکه شرکت در آزمون هم به او انرژی میدهد و هم نیروهای منفی را از او دور میکند.

به نظر شما ارتباط بین یادگیری مفاهیم کنگره و درک بهتر زندگی چیست؟
به نظر من ارتباط اصلی در جدی گرفتن آموزشها و عملی کردن آنها است. دو مفهوم در کنگره بسیار بر من تأثیر گذاشت و باعث شد زندگی را بهتر درک کنم و آن را برای خودم سخت نگیرم. نخست اینکه افرادی که به هر نحوی، فرقی نمیکند چه افرادی باشند به ما آسیب، اذیت یا آزاری میرسانند، در مرحله نفس اماره هستند، آنها در واقع فرمانبردار نفس خود هستند و نه از روی بدجنسی، بلکه از روی ناآگاهی و عدم کسب آگاهی و آموزش، رفتار نادرست انجام میدهند. دوم در مورد مشکلات و سختیها، همیشه از آقای مهندس میشنویم که مشکلات، لعنت خدا نیستند،؛ بلکه رحمت خدا هستند که این نکته بسیار عمیق است. استاد امین بیان کردند: «به نسبت روشنایی که از خدا طلب کردهای، باید تاریکی را نیز تجربه کنی، هرچه طالب روشنایی بیشتری باشی، تاریکی بیشتری را تجربه خواهی کرد». این آموزشها به من یاد داد که مشکلات همیشه وجود دارند و بسته به خواست درونی من، به وجود میآیند. حالا من یاد گرفتهام که به جای دیدن مشکلات به عنوان مانع یا سد راه، از آنها به عنوان پلههای صعود استفاده کنم با عبور از مشکلات، آبدیده میشویم، رشد میکنیم و اعتماد به نفس پیدا میکنیم. در واقع این آموزشها باعث میشود زندگی را همانگونه که هست، سادهتر درک کنیم و به جای گیر کردن در مشکلات، برای حل آنها تلاش کنیم.
آیا بخشندگی فقط با پول معنا پیدا میکند یا شکلهای دیگری از بخشندگی را هم در کنگره تجربه کردهاید؟
طبق آموزشهایی که در لژیون سردار دریافت کردهام، بخشندگی فراتر از پول است، بخشش در گذشتن از خطای دیگران نیز معنا مییابد. من فکر میکنم این بهترین نوع بخشندگی است؛ چون انسانها از روی بدی، بد نمیکنند؛ بلکه از روی ناآگاهی رفتار میکنند و این درک باعث میشود که من نسبت به خطای دیگران، بخشایش و چشمپوشی بیشتری داشته باشم.
کلام آخر
از شما بابت این فرصت و این مصاحبه سپاسگزارم. میخواستم بگویم اجازه بدهیم تا خداوند برایمان بچیند. اکثر اوقات برای رسیدن به خواستههایمان بسیار زور میزنیم ولی نمیشود؛ پس بهتر است به او اعتماد کنیم، همان فردی که دانای هر رازی است و اجازه دهیم او برایمان بچیند. او رهایی من را به گونهای چید که اصلاً به تصورم نیز نمیآمد. امیدوارم تمام سفر اولیها به رهایی برسند و سفر دومیها در مسیر کنگره و خدمت، مستدام باشند.
در آخر از راهنمایانم همسفر فاطمه و همسفر سمیه و همچنین از ایجنت و مرزبانان شعبه تشکر میکنم.
مصاحبه کننده و طراح سوال: همسفر زهره رهجوی راهنما همسفر عطیه (لژیون پنجم)
عکاس: همسفر فائزه رهجوی راهنما همسفر مرضیه (لژیون یازدهم)
ویرایش و ارسال: همسفر مریم رهجوی راهنما همسفر سمیه (لژیون بیست و سوم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی خواجو
- تعداد بازدید از این مطلب :
1165