English Version
This Site Is Available In English

رها کردن نتیجه کلید رسیدن به تشخیص درست

رها کردن نتیجه کلید رسیدن به تشخیص درست

تمام خواسته‌های انسان از طرف نفس او صادر می‌شود. اگر انسان در مسیرِ ارزش‌ها و صراط مستقیم قرار بگیرد و در این راستا حرکت کند، خواسته‌های نفس هم در جهت سازنده و مثبت خواهد بود؛ اما اگر در مسیر ضد‌ارزش‌ها قرار بگیرد و در جهت منفی قدم بردارد، به‌تبع آن، خواسته‌های نفس هم در جهت ویرانی، تخریب و منفی خواهد بود. تمام حس‌های منفی مانند خشم، کینه، ناامیدی، ترس، منیت و غرور و غیره، همه و همه محصول و میوه‌عمل انسان است و هیچ چیزی جز تلاشِ خود انسان حاصل نمی‌گردد.
‌
در مقوله‌ جهان‌بینی، مطلبی به‌عنوان ساختار نوشته شده است و این ساختار تعریفی برای خود دارد. زمانی که نفس را تعریف کردیم، گفتیم که نفس یک‌سری خواسته و ذرات تشکیل‌دهنده دارد و نشانه‌اش این است که در ظاهر و باطن، موجودیت خود را تعیین می‌کند. ذرات هم‌جنس دور یکدیگر جمع می‌شوند و سیستمی به نام ساختار را تشکیل می‌دهند. تمامی ساختارها دو هدف را دنبال می‌کنند: هدف اول این است که برای حفظ و بقای خود تلاش می‌کنند و هدف دوم این است که دائماً در پی رشد و گسترش خودشان هستند.
‌
از آن‌جایی که ذرات نفس و یا ساختارها به‌تنهایی نمی‌توانند به اهدافشان برسند، به همین دلیل برای قدرت بیشتر به دنبال هم‌پیمانانی می‌گردند و با آن‌ها کنار هم جمع می‌شوند و برای فرماندهی، تقسیم قدرت و برنامه‌ریزی، قوانینی را به‌وجود می‌آورند. یکی از مهم‌ترین کارهایی که انجام می‌دهند این است که به هم کمک و از یکدیگر به‌شدت حمایت می‌کنند؛ زیرا می‌دانند که نفر بعدی که در معرض خطر قرار می‌گیرد، خودشان هستند.
‌
مثلاً اعتیاد، وقتی انسان می‌خواهد اعتیادش را درمان کند و موقعی که می‌خواهد عمل کند، ترس، ناامیدی، خشم، منیت و غیره به میان می‌آیند و گریبان‌گیر فرد می‌شوند و در مقابل واکنش‌ها مقاومت می‌کنند. ساختار منفی برای این‌که همیشه آن انرژی لازم را داشته باشد، این انرژی را از درون خود فرد به‌دست می‌آورد و خودش را شارژ می‌کند. انسان انرژی خود را از کائنات به‌دست می‌آورد؛ نیروهای مثبت و منفی در همه‌جا وجود دارند و با کمک الهامات و القائات صورت می‌گیرد.

نیروهای منفی و نیروهای مثبت، هر کدام دارای قوانین خاص خودشان هستند و مهم‌ترین قانون مشترک بین این دو، نظم و انضباط است. انسان زمانی می‌تواند در مورد مسائل حیاتی خودش به قدرت تشخیص برسد که نتیجه در آن زمان برایش مهم نباشد؛ یعنی آن خواسته‌ها را رها کند و برایش مهم نباشد که ثمره‌ کاری که انجام می‌دهد به نفع اوست یا به ضرر او و فقط باید در راستا و جهت مثبت و سازنده قدم بردارد و منتظر نتیجه‌ کارش نباشد که چه حاصلی از کار او خواهد افتاد‌، بگوید که مهم نیست چه اتفاقی می‌افتد و من فقط می‌خواهم انتخاب درست را انجام بدهم، آن زمان است که شخص می‌تواند تشخیص دهد.
‌
مهم‌ترین چیز و رنجی که انسان همیشه می‌کشد این است که می‌خواهد همه‌چیز را با هم داشته باشد؛ همه‌ موانع را با هم رد شود، تمام مشکلات را با هم حل کند و یک‌شبه راه یک‌ساله را برود. مثلاً در زمان اعتیاد، فرد ۳۰ سال همه‌چیز از یادش رفته بود و هیچ چیز برایش مهم نبود و مسائل و مشکلات متعدد را نمی‌دید. بعد از گذشت زمان کوتاه، برای مثال، فرد ۲ سال است که مواد را کنار گذاشته و می‌خواهد در یک ماه، آن کارهایی را که در ۳۰ سال انجام نداده است، انجام دهد و همه‌ نداشته‌ها را با هم در کوتاه‌مدت داشته باشد.
‌
حس‌های منفی بزرگ‌ترین ابزار ساختارها هستند و ایجاد افکار، وقتی که می‌خواهد تصمیم به حرکت کند؛ اما در ذهنش چندین مطلب همزمان به وجود می‌آید و مطالب گوناگون در ذهنش پدیدار می‌گردد و نمی‌تواند انتخاب کند که کدام‌یک از آن‌ها را باید انجام دهد. برای مثال، برود سراغ درمان اعتیادش، یا ازدواج کند، یا الان برود دنبال کار، یا دنبال پرداخت بدهی‌هایش باشد، یا دانشگاه برود، یا الان برای باشگاه ثبت‌نام کند یا نکند. چند فکر گوناگون هم‌زمان به فکرش می‌آید و نمی‌تواند انتخاب درست را بکند و گویی همه‌ آن‌ها در یک سطح قرار گرفته‌اند. علت و منشأ این افکار در چیست؟
‌
خیلی از مسائلی که می‌خواستیم اتفاق بیفتد؛ اما همچنان اتفاق نیفتاده است، یک‌سری خواسته‌ها داشته‌ایم که به آن‌ها نرسیده‌ایم و همیشه می‌خواستیم یک‌سری اتفاقات خوب برایمان بیفتد که اتفاق نیفتاده است. همه و همه‌ این‌ها منشأ افکار می‌شود. البته موقعی که خوابیده‌ایم و هیچ حرکتی برای خواسته‌های خود انجام نمی‌دهیم، اما به محض این‌که می‌خواهیم حرکتی انجام دهیم و کاری بکنیم، همه‌ آن‌ها هجوم می‌آورند؛ خیلی از مسائلی که انتظار و باورش را نداشته‌ایم برایمان اتفاق بیفتد،برایمان زمانی که شروع به حرکت کردیم، اتفاق می‌افتد.

ما باید بدانیم که نیروهای منفی در درون خودمان بوده‌اند؛ همان‌هایی که مانع از آبادی دنیای درونمان شده‌اند. در واقع، هر چه بود از وجود خودمان نشأت می‌گرفت و من باید تمام مشکلاتی را که به بار آورده‌ام، به گردن دیگران نیندازم. کنگره به من یاد داد که دنیای درونم را مثل یک عنکبوت، سست و بی‌پایه نسازم؛ بلکه آن را روی زمین‌های محکم و از جنس بتن و فولاد بسازم؛ چراکه خداوند تمام توانایی‌ها را در وجود من قرار داده و این خود من هستم که باید آن‌ها را کشف کنم و به کار بگیرم و این کار فقط و فقط با تقویت ایمان و قدم گذاشتن در مسیر مستقیم امکان‌پذیر است.

منبع: سی‌دی ساختار درون دکتر امین
نویسنده: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر شبنم(لژیون اول)
ویرایش و ارسال: همسفر رباب رهجوی راهنما همسفر معصومه (لژیون چهارم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی صائب تبریزی
‌

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...