سومین جلسه از دوره چهارم کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره۶٠، ویژه مسافران نمايندگی میلاجرد با استادی مسافر امید، نگهباني مسافر محمد و دبیری مسافر احمد با دستورجلسه«صورتمسئله اعتیاد »چهارشنبه هشتم مهر ماه ۱۴۰۵، ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار کرد.
خلاصه سخنان استاد:

سلام دوستان، امید هستم، مسافر
ابتدا خداوند را سپاسگزارم که امروز قسمت و روزی من شد که در این جایگاه بنشینم و خدمت کنم، از استاد عزیزم، آقای مهدی حسنی، تشکر میکنم که اگر ایشان نبودند، معلوم نبود امروز کجا باشم و قطعاً این حال خوب را نداشتم.
در مورد دستور جلسه «صورتمسئله اعتیاد» اگر بخواهم نظر و دیدگاه خودم را بگویم، به این موضوع فکر میکنم که چرا صورتمسئله اعتیاد بیرون از کنگره ناشناخته است، به این دلیل که بیرون از کنگره میگویند اعتیاد یک بیماری مزمن است، اما در کنگره اینگونه به موضوع نگاه نمیشود و اعتقاد بر این است که بیماری اعتیاد مانند یک بیماری است و باید درمان شود.
خدا را شکر میکنم و از آقای مهندس و خانواده ایشان واقعاً تشکر میکنم که اگر صورتمسئله اعتیاد به دست آقای مهندس شکافته و شناخته نمیشد، معلوم نبود من امروز کجا بودم و در کدامیک از این کمپها به سر میبردم.
اگر بخواهم تفاوت کنگره با بیرون از کنگره را با یک مثال توضیح بدهم، میتوانم یک ساختمان چهار یا پنج طبقه را در نظر بگیرم، ما زمانی که مصرف مواد را شروع کردیم، از همان دودهای اول شروع کردیم و پلهپله بالا رفتیم تا به طبقات بالاتر رسیدیم.
بیرون از کنگره میگویند باید این مسیر را یکدفعه قطع کنی و از آن بالا خودت را پایین بیندازی که به آن سقوط آزاد میگویند، شاید از بین دویست نفر، یک یا دو نفر بتوانند با این روش ادامه دهند، اما بسیاری از افراد نمیتوانند دوام بیاورند و دوباره به مصرف برمیگردند.
اما داخل کنگره میگوید وقتی شما این پلهها را طی پانزده یا بیست سال، یکییکی بالا رفتهاید، باید همان پلهها را دوباره یکییکی پایین بیایید، من خودم پانزده سال درگیر مواد بودم و این پلهها را یکییکی بالا رفتم و شاید روی هر پله مدت زیادی ماندم.
کنگره با متد DST میگوید از مقدار مشخصی شروع میکنیم و بهتدریج کم میکنیم و نتیجه آن این است که بعد از ده یا یازده ماه، فرد میتواند به درمان برسد.
من، امید، با اینکه همه این شرایط را تجربه کرده بودم، وقتی با کنگره به درمان رسیدم و این مسیر را طی کردم، دیگر هیچوقت احساس نیاز به مواد نداشتم، در خانه ما مصرفکننده وجود داشت و دوستان هممصرفی من نیز در اطرافم بودند، اما دیگر نمیدانستم با آنها چه کار کنم و چگونه از این شرایط جدا شوم
اتاقی که زمانی محل مصرف من بود، امروز تبدیل شده به اتاقی که در آن سیدی مینویسم و آموزش میگیرم.
صورتمسئله اعتیاد سالها پیش در کنگره شکافته شده و پرونده آن در این ساختار مشخص شده است، کنگره امروز در زمینه بیماریهای مختلف نیز فعالیتهایی دارد و آقای مهندس برای توضیح این موضوع مثال بسیار خوبی درباره نشتی آب در یک ساختمان زدند.
وقتی در یک ساختمان لولهای ترکیده یا سوراخ شده باشد، نمیتوان فقط همان دیوار را برداشت، رنگ کرد یا ایزوگام کرد، اگر مشکل اصلی لوله برطرف نشود، آب از جای دیگری بیرون میزند.
بیماری اعتیاد هم همینطور است، اگر ریشه مشکل درمان نشود، ممکن است فرد مدتی از مصرف فاصله بگیرد، اما دوباره مشکل خودش را نشان دهد.
من دوستان خودم را در بیرون از کنگره دیدهام، یکی از آنها را مثال میزنم که بعد از نه ماه او را نگه داشته بودند و وقتی از آن شرایط بیرون آمد، حتی نمیتوانست بهتنهایی تا سر کوچه برود، چند روز پیش از او خبر گرفتم و گفتم اگر بتوانم او را به کنگره وصل کنم، شاید شرایطش تغییر کند.
هرچه به او گفتم، قبول نکرد و هنوز راه کنگره برایش قابلپذیرش نبود، به نظر من، هنوز باید در شرایط بیماری خودش باقی بماند تا به نقطهای برسد که بتواند مسیر درست را پیدا کند.
خود من وقتی از کمپ بیرون میآمدم، اولین رفیق مصرفی که میدیدم، میآمد و به من تبریک میگفت که وارد NA شدهام و مثلاً یک هفته یا بیستویک روز است که مصرف نکردهام، اما همان فرد که میرفت، من هم از آن طرف موادم را تهیه میکردم و به خانه میرفتم، واقعاً این روش برای من جواب نمیداد.

وقتی انسان یک بیماری دارد، باید داروی مناسب دریافت کند و مراحل درمان را طی کند، در مورد اعتیاد هم متد DST کمک میکند تا این بیماری بهتدریج از بدن خارج شود.
یک مثال دیگر این است که اگر یک انسان تشنه باشد، حتی اگر بهترین غذاها و چلوکباب را جلوی او بگذارید، ممکن است آنها را بخورد، اما در نهایت باز هم تشنه خواهد بود و باید به آب برسد.
بیرون از کنگره هم ممکن است فرد بعد از مدتی خودش را با چیزهای مختلف سرگرم کند، اما در نهایت تشنگی او باقی میماند، خدا را شکر میکنم که در کنگره ما به این آب و سیرابی میرسیم.
یکی از بهترین مثالها برای خود من این است که پدرم هم مصرفکننده بود و من برای او مواد تهیه میکردم و او مصرف میکرد، اما با وجود این، بعد از درمان هیچوقت حتی هوس مصرف مواد نکردم.
آقای مهندس میگویند اگر شما در کشت خشخاش هم باشید، نباید هوس مصرف کنید و اگر در محیطی مانند آزمایشگاه یا جایی که با شیشه سروکار دارد کار کنید، نباید دوباره به سمت مصرف بروید.
واقعاً برای من همینطور شده است، الان سه سال است که رها هستم و حتی خواب مواد را هم نمیبینم، این موضوع برای من خیلی مهم و ارزشمند است که بتوانم یک خواب آسوده داشته باشم و دیگر خواب مواد یا مصرف را نبینم.
من قبلاً خوابهایی میدیدم که پر از ترس و اضطراب بود و با هول و هراس یا داد و فریاد از خواب بیدار میشدم، اما امروز این شرایط را ندارم و مدتی است حتی خواب مواد را هم ندیدهام.
چند وقت پیش که سیدی یا صحبتهای آقای مهندس را گوش میکردم، به این موضوع فکر کردم که دیگر مدت زیادی است حتی خواب مواد را هم نمیبینم و این برای من یکی از مهمترین نتایج درمان است.
به نظر من، «صورتمسئله اعتیاد» یکی از مهمترین دستور جلسات هفتگی است.
ممنونم که به صحبتهای من توجه کردید.
عکس؛ مسافر غلامرضا
تنظیم؛ مسافر علی
( مسافران نمایندگی میلاجرد اراک )
- تعداد بازدید از این مطلب :
105