English Version
This Site Is Available In English

دانستن یک مطلب با عمل کردن آن خیلی متفاوت است

دانستن یک مطلب با عمل کردن آن خیلی متفاوت است

در نمایندگی علی عصارزاده، همسفران خوش‌قلمی حضور دارند که با تلفیق جهان‌بینی و محبت قلبی، چراغ این مسیر را روشن نگه داشته‌اند. ما در این گفتگو، قصد داریم دوربین نگاه‌ خود را به سمت کسانی بچرخانیم که در پشت صحنه، با انگشتانی پر از امید و ذهنی پویا، نوشتارهای رهایی را برای شما ثبت می‌کنند. این سلسله گفتگوها، فرصتی است برای هم‌نشینی با اندیشه‌های این عزیزان و درک این حقیقت که چگونه یک تایپ کردن ساده می‌تواند گره‌گشایِ زندگی یک همسفر یا مسافر باشد.

همسفر نگین و مسافرشان مرتضی با بیش از ۲۵ سال تخریب با آنتی‌ایکس مصرفی تریاک و شیره کشیدنی وارد کنگره۶۰ شدند با متدDST و دارویOT به راهنمایی همسفر زهرا و مسافر حمید ۱۰ ماه و ۲۴ روز سفر کردند، در حال حاضر مدت ۲ سال و ۱۱۶ روز است که به لطف خدا و دستان پر مهر آقای مهندس دژاکــــــام آزاد و رها هستند، رشته ورزشی مسافر والیبال و همسفر بدمینتون در کنگره۶۰ است.

در کنگره می‌گوییم مرزبانی یعنی راه رفتن روی گدازه‌های آتش؛ در جایگاه مرزبان خبری، این تعادل بین سخت‌گیری قوانین و مهربانی کلام، چگونه شکل می‌گیرد؟

هیچ دلی به غیر از مهرورزیدن به دست نمی‌آید، مرزبان کسی است که با عشق و محبت در کنار قاطعیت در اجرای قوانین و حرمتها جایگاهِ صبر را تجربه می‌کند، صبر در میانِ آتشِ انسان‌های دردمند که با عشق و محبت مرزبان به رؤیایی خوش و رسیدن به آرامش تبدیل می‌شود، وقتی با تمثیل پای برهنه روی گدازه‌ها روبرو می‌شویم؛ یعنی با تمام وجود، با احساس‌، با قلبی آکنده از مهر خدمت کنیم و آن‌قدر عشق و محبت در قلب ما لبریز باشد که حاضر شویم بدون محافظ که همان کفش است از هر آتشی عبور کنیم که منظور از آتش همان سختی‌های خدمت است که با جان و دل بپذیریم و در آخر بهترین برداشت‌ها را داشته باشیم. مرزبان قوانین را در عین قاطعیت؛ اما با عشق در شعبه اجرا می‌نماید. 

خدمت در واحد سایت یا مرزبانی خبری، چه تغییرات درونی در شما ایجاد کرده که شاید قبل از این جایگاه کمتر آن را تجربه کرده بودید؟

به عقیده من جزء ملزومات است که هر رهجویی خدمت در سایت را تجربه کند؛ زیرا جدا از این‌که زندگی خود را درک می‌کند با مشکلات دیگران و طریق برطرف کردن آن‌ها آشنا می‌شود، انگار در دنیایی قدم می‌زند که تاکنون برایش مفهومی نداشته و به باور آن خواهد رسید. من قبل از مرزبانی خدمت سایت را با عشق سپری نمودم، گاهی با خواندن و ویرایش مطالب اشک ریختم، گاهی خندیدم، گاهی حیرت زده و با اشتیاق به دنبال آخر ماجرا گشتم، همین را می‌دانم که صبورتر، عاقل‌تر و عاشق‌تر شدم، اکنون حد و مرزها را راحت‌تر می‌شناسم و در حفظ آن سعی می‌کنم کوشاتر باشم‌.

بزرگترین چالش و در عین حال شیرین‌ترین لحظه در طول دوره مرزبانی خبری برای شما چه بوده است؟

مرزبان بودن یک حرف است و مرزبان شعبه تازه تأسیس حرفی دیگر، چالش‌ها و سختی‌های خاص خود را دارد، هر فردی نسبت به افراد شعبه خود تا حدودی شناخت دارد؛ اما شعبه تازه تأسیس افراد از هر شعبه‌ای در آن حضور دارند که برای آشنایی با اخلاقیات و منش آن‌ها زمان خاص خود را باید سپری کرد، حال پس از گذشت این مدت با وجود بالا و پایین‌های زیاد با تمام وجود عرض می‌کنم، خدمت مرزبانی سراسر چالش‌های شیرین است، این خدمت انسان را بزرگ می‌کند. 

مرزبان خبری پل ارتباطی نور، بین شعبه و جهان بیرون می‌باشد، شما چگونه این تعادل را حفظ می‌کنید؟

مرزبان یک واسطه است در امر توفیق خدمت و بندگی باید تعادل را برقرار نماید. او نه به فکرِ ستایشِ دیگران است و نه ترسی از سرزنشِ آن‌ها دارد، هدف مرزبان رساندن پیام رهایی از بندهای ضدارزشی و رسیدن به مسیر نور ارزش‌ها به گوشِ دردمندانی است که هنوز هیاهوی عشق‌ورزی را نشنیده‌اند. مرزبان خبری باید بداند چه چیزی را منتشر کند که درخور جذب مصرف‌کننده و خانواده‌ وی باشد و هم شأنِ کنگره را حفظ کند. به عنوان یک مرزبان خبری در بین انسانهایی زندگی می‌کنم که در یک گروه آن‌ها خستگی و غم بیداد می‌کند و گروهی دیگر امید در حال اوج گرفتن است، پس ترویج پیام کنگره۶۰ را وظیفه خود می‌دانم.

خداوندا توفیق خدمت و بندگی عنایت فرما.

همسفر مریم و مسافرشان رضا با بیش از ۵ سال تخریب با آنتی‌ایکس مصرفی، شیره و تریاک وارد کنگره۶۰ شدند با متدDST و دارویOT به راهنمایی همسفر رؤیا و مسافر عباس سفر کردند، در حال حاضر مدت ۳ سال و ۱۵۰ روز است که به لطف خدا و دستان پر مهر آقای مهندس آزاد و رها هستند. رشته ورزشی مسافر پیاده‌روی و همسفر والیبال در کنگره۶۰ است.

آیا درک مفاهیم و آموزشهای کنگره از زمانی که وارد خدمت در سایت شده‌اید برای شما تغییر کرده است؟

قطعاً همین‌طور است. ورود به سایت، دریچه جدیدی را در درک آموزش‌ها به روی من باز کرد. پیش از خدمت در سایت، من آموزش‌ها را صرفاً می‌شنیدم و دریافت می‌کردم؛ اما خدمت در سایت باعث شد به مرور درک کنم که دانستن یک مطلب با عمل کردن به آن خیلی متفاوت است. وقتی مطلبی را ویرایش می‌کنم آن کلمات بارها و بارها در ذهن من مرور می‌شوند؛ این یعنی تکرار درس‌های ناب کنگره. خدمت در سایت به من آموخت که آموزش‌ها در تک‌تک کلماتی که تایپ می‌کنیم، در هر عکس که بارگذاری می‌شود و در هر خبری که بارگذاری می‌شود، درسی نهفته است. فهمیدم که گاهی اثرگذارترین آموزش‌ها، آن‌هایی هستند که بدون هیاهو و در خفا انجام می‌شوند تا پیامی از امید به دست کسی برسد که شاید فرسنگ‌ها دورتر، در تاریکی به دنبال راهی برای رهایی می‌گردد. سایت برای من به محلی برای کاربردی کردن آموزش‌ها تبدیل شد، همچنین متوجه شدم خدمت فقط کمک به دیگران نیست بلکه فرصتی است برای این‌که آموزش بگیرم و تغییر کنم.

اعضای لژیون‌ها چگونه می‌توانند به پررنگ شدن سایت شعبه خود کمک کنند؟

سایت کنگره ۶۰، ویترین انرژی و دستاوردهای هر شعبه است. هر عضوی که در لژیون حضور دارد، می‌تواند با یک قدم کوچک به پر‌رنگ شدن سایت کمک کنند. سایت متعلق به یک نفر یا یک تیم خاص نیست، بلکه متعلق به همه اعضا می‌باشد. اعضای لژیون‌ها می‌توانند با بازدید روزانه از سایت، مطالعه مطالب و مهم‌تر از همه، ثبت نظرات، به این جریان انرژی کمک کنند. کامنت گذاشتن، ساده‌ترین؛ اما یکی از ارزشمندترین کارهای یک همسفر یا مسافر است؛ چرا که به خدمتگزاران سایت نشان می‌دهد که صدای آن‌ها شنیده شده است. همچنین، وقتی یک عضو، مطلبی را با عشق می‌نویسد و ما در سایت آن را منتشر می‌کنیم، آن پیوند میان اعضای لژیون و سایت، تبدیل به کانونی از امید می‌شود که هر کسی وارد آن شود، گرمای رهایی را حس می‌کند.

چه چیزی باعث شد که در کنگره ماندگار شوید و خدمت کنید؟

ماندگاری من در کنگره، نتیجه‌ همان تغییر ساختاری است که در درون من رخ داد. وقتی طعم شیرین رهایی و آرامش را چشیدم، نمی‌توانستم این گنج را برای خود نگه دارم. دیگر کنگره برای من فقط یک مکان برای حضور نبود، بلکه به بخشی از زندگی‌ام تبدیل شد. ماندن من، پاسخی بود به این سوال درونی که: چگونه می‌توانم قدردان این حال خوش باشم؟ خدمت، سوخت ماندن در کنگره است. وقتی خدمت می‌کنم، پیوند من با ریشه‌ها و آموزش‌ها محکم‌تر می‌شود. خدمت کردن در سایت، مرا در اتمسفر کنگره محکم می‌کند و اجازه نمی‌دهد که غبار روزمرگی، آن لحظات نابی را که در تاریکی تجربه کردم و در کنگره نور آن را یافتم، از یادم ببرد. خدمت برای من، راهی است برای یادآوری مداوم این حقیقت که خوشبختی من، در گروی خوشبختی دیگران است. هر خدمتی که انجام می‌دهم، در واقع یک گام محکم‌تر برای ماندن خودم در مسیر صراط مستقیم است.

اگر بخواهید برای خدمتگزاران سایت و فضای مجازی در ۲۰ سال آینده پیامی بگذارید که در آرشیو سایت بماند، به آن‌ها چه می‌گویید؟

 می‌گویم بدانید پیام کنگره‌۶۰ هرگز تغییر نمی‌کند. پیام کنگره‌۶۰ پیام، انسانیت، عشق و رهایی از بندهای اهریمنی است. می‌گویم هرگز فراموش نکنید که در پس هر مطلب، ویدیو و هر نوشته‌ای که در فضای مجازی منتشر می‌کنید، یک انسان دردمند منتظر یک جرقه از امید است. شما نگهبانان آرشیو امید این سرزمین هستید. شاید کسی نام شما را نداند و در هیچ جلسه‌ای تشویق نشوید، اما بدانید که خدمت شما در فضای مجازی، مانند ریشه‌های یک درخت است که دیده نمی‌شود، اما تمام حیات آن درخت به همان ریشه‌ها وابسته است. از شما می‌خواهم با صبر و مسئولیت‌پذیری به این خدمت ادامه دهید و سفیران کنگره‌۶۰ باشید.

همسفر معصومه و مسافرشان سجاد با بیش از ۱۵ سال تخریب با آنتی‌ایکس مصرفی، متادون وارد کنگره۶۰ شدند با متدDST و دارویOT به راهنمایی همسفر یگانه عزیز و مسافر پهلوان آقای حامد ثابت سفر کردند، در حال حاضر مدت ۱ سال و ۳ ماه است که به لطف خدا و دستان پر مهر آقای مهندس آزاد و رها هستند رشته ورزشی مسافر فوتبال و همسفر بدمینتون در کنگره۶۰ است.

نقش سایت برای پایداری و ماندگاری کنگره چیست؟

آقای مهندس با تفکر و آینده نگری که در مورد همه مسائل دارند می دانستند که با گذشت زمان و پیشرفت تکنولوژی در آینده جامعه از لحاظ علمی و فناوری پیشرفت خواهد کرد. بنابراین تصمیم می‌گیرند سایت را راه‌اندازی کنند. سایت کنگره‌۶۰ حکم حافظه‌ تاریخی و شریان حیاتی این مجموعه را دارد. پایداری کنگره در گرو انتقال درست آموزش‌‌ها می‌باشد و سایت، بستری است که این آموزش‌ها را از محدوده‌ یک شعبه یا یک شهر، به پهنای گسترده‌تری می‌برد. سایت برای ماندگاری کنگره، مانند ثبت اسناد زرین است؛ جایی که تجربیات رهایی هزاران نفر آرشیو می‌شود تا هم آیندگان بدانند که مسیر درمان وجود دارد و هم خود اعضا، با رجوع به گذشته‌ و خواندن مطالب، پیوند آن‌ها با ریشه‌ها و اصول کنگره حفظ شود. سایت باعث می‌شود ما دچار فراموشی نشویم؛ به ما یادآوری می‌کند که از کجا آمده‌ایم و به کجا می‌خواهیم برویم. بدونِ این بسترِ دیجیتال، صدای رهایی ما در دیوارهای شعبه حبس می‌ماند، اما سایت، این صدا را به دست کسی می‌رساند که شاید در تاریک‌ترین نقطه‌ ناامیدی، در حال جست‌وجو برای یک راه نجات است.

وقتی دلنوشته یک تازه‌وارد که پر از امید است را می‌خوانید چه حسی به شما دست می‌دهد؟

خواندن دلنوشته‌ یک تازه‌وارد برای من، حکم دیدن اولین جوانه‌های سبز روی یک درخت خشکیده در زمستان را دارد. وقتی می‌خوانم که چطور کسی از قعر ناامیدی، اکنون با دیدن اولین بارقه‌های امید در کنگره، کلمات را با عشق روی کاغذ می‌آورد، حس می‌کنم دوباره خود به روزهای اول ورودم به کنگره پرت شده‌ام و با او هم‌حس می‌شوم. این کلمات برای من بسیار مقدس‌اند، چون نشانه‌ بیداری دوباره است. حسی که به من دست می‌دهد، ترکیبی از شوق، اشک و سپاسگزاری است؛ شوق برای آن‌که می‌بینم چرخه حیات کنگره همچنان جاری است و کسی دیگر هم راه را پیدا کرده. این دلنوشته‌ها برای من، بهترین سوخت برای ادامه خدمت هستند؛ چون به من یادآوری می‌کنند که کار ما در سایت، صرفاً تایپ یا ویرایش نیست، بلکه تسهیل جریان امید است.

در طول مدت خدمت در سایت بهترین پیام و برداشت شما از علم کنگره چه بوده است؟

بهترین برداشت من از علم کنگره در دوران خدمت در سایت، این بوده که تغییر و تبدیل یک فرآیند تدریجی و قانون‌مند است، نه یک معجزه یک‌ شب، علم کنگره به من آموخت که اگر زمان را در نظر بگیریم و به آموزش‌ها عمل کنیم، غیرممکن‌ترین گره‌ها هم باز می‌شوند. پیام کنگره برای من این بود که هیچ انسانی، با هر میزان از تخریب یا سیاهی، محکوم به فنا نیست؛ بلکه هر کسی می‌تواند با پذیرش مسئولیت خود و آموزش گرفتن، ساختار وجودی‌ خویش را دگرگون کند. من در سایت دیدم که چطور یک فرد ناامید، بعد از چند ماه، تبدیل به شخصی می‌شود که خود مرهم درد دیگری است. این علم، برای من یعنی امید علمی و منطقی؛ یعنی می‌دانیم چرا داریم درمان می‌شویم و چگونه می‌توانیم ماندگار بمانیم، آموزش بگیریم و خدمت کنیم.

برای افرادی که بخواهند وارد خدمت در حوزه سایت شوند چه پیامی دارید؟

من در اول سفر فکر می‌کردم فقط برای درمان مسافرم به کنگره می‌آیم؛ ولی کم‌کم با آمدن به کنگره و آموزش گرفتن به این نتیجه رسیدم که درمان تنها بخشی از آموزش‌های کنگره می‌باشد و کسانی بودند که خدمت کردند تا کنگره ماندگار شود اکنون من باید این‌ مسیر را ادامه دهم. پیام من به این عزیزان این است که: تشنه باشید، اما نه برای دیده شدن، بلکه برای یاد گرفتن. ورود به سایت، ورود به یک دنیای متفاوت از خدمت است؛ جایی که شاید تشویق‌های ظاهری جلسات عمومی را نداشته باشد، اما پاداش آن در رشد درونی خود شما می‌باشد. به آن‌ها می‌گویم: اگر می‌خواهید خدمتگزار سایت شوید، اول باید بپذیرید که خدمتگزار پیام هستید، نه مالک آن. نظم، انضباط، دقت و صبر، ارکان اصلی این خدمت هستند. بدانید که شما سفیران کنگره‌۶۰ خواهید بود.

طراحان سوال: گروه سایت همسفران
ویرایش و مصاحبه کننده: همسفر بهار رهجوی راهنما همسفر نرگس (لژیون اول)
عکاس: همسفر اعظم رهجوی راهنما همسفر یگانه (لژیون سوم)
ارسال: همسفر ملیحه رهجوی راهنما همسفر نرگس (لژیون اول) نگهبان سایت

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...