به نام قدرت مطلق الله
صورت مسئله اعتیاد
«رمز و راز کشف حقیقت در دو چیز است: یکی یافتن راه و دیگری آنچه برداشت مینماییم».
سالها در سراسر جهان، اعتیاد مسئلهای بغرنج و مشکلی لاینحل بهشمار میرفت و هیچ روش صحیحی برای درمان اصولی و رسیدن بیمار به سلامت وجود نداشت. بیماری مشخص بود، اما درمان شناختهشدهای برای آن در دسترس نبود؛ زیرا نظریههای گوناگون نمیتوانستند به بیمار کمکی کنند و حقیقت بیماری کشف نشده بود. بیشتر این روشها صرفاً بر رفع مشکلات صور آشکار بیماری تمرکز داشتند؛ بنابراین برای هرکدام از علائم ظاهری، دارویی تجویز میشد؛ برای بیخوابی از قرصهای خوابآور، برای آبریزش بینی از آنتیهیستامین و برای دردهای عضلانی از انواع مسکنها استفاده میکردند، درحالیکه مدتزمان استفاده یا میزان مشخصی برای این داروها وجود نداشت.
بسیاری از پزشکان نیز بر این باور بودند که باید شخص را سمزدایی کرد؛ یعنی مواد مخدر را سم میدانستند و عقیده داشتند با خارج کردن آن از بدن، فرد دیگر مصرفکننده نیست و منفی شدن جواب آزمایش را دلیل درستی ادعای خود میپنداشتند. روشهایی نظیر طب سوزنی، داروهای گیاهی، کلینیکهای درمانی، رواندرمانی، گروههای مختلف و سقوط آزاد همگی تلاش کردند به نوعی این معضل را برطرف کنند؛ اما هیچیک نتوانستند خروجی درستی ارائه دهند و شکست خوردند؛ زیرا پس از قطع این شیوهها، مشکلات دوباره آشکار میشد و فرد ناچار به مصرف مجدد میگردید؛ چراکه حقیقت بیماری کشف نشده بود و رسیدن به مقصد و سلامت واقعی در این راهها میسر نبود.
علم پیچیده نیست و هر موضوعی کلیدی دارد. آقای مهندس حسین دژاکام که خود هفده سال مصرفکننده مواد بودند، پس از تحقیقات و تجربیات پیاپی توانستند راهحل درمان این بیماری را بیابند و کلید حل آن را در سال ۱۳۷۸ در کنگره سراسری پزشکی «راهکارهای اعتیاد» در دانشگاه علوم پزشکی سیستان و بلوچستان مطرح کنند. «علمی که تجربه شده باشد، سندی بدون نقص است». ایشان با متدی که ابتدا بر روی خود به انجام رساندند، توانستند از این گذرگاه سخت عبور کنند و دستاوردهای خود را در قالبی علمی و تجربی به دنیای علم عرضه دارند؛ یافتههایی که مورد توجه اندیشمندان قرار گرفت.
بر اساس دیدگاه آقای مهندس، اعتیاد یعنی خارج شدن و اختلال در عملکرد سیستم تولیدکننده مواد شبهافیونی بدن که میتوان آن را با داروی مناسب، در مقدار مناسب و در زمان لازم مجدداً به چرخه فعالیت بازگرداند و به درمان قطعی رسید. در کنگره۶۰ درمان بر پایه مثلث «جسم، روان و جهانبینی» بنا شده است و هر سه ضلع باید در فرد به تعادل بازگردند؛ برای بازسازی جسم و روان دستکم یازده ماه زمان نیاز است، اما رشد جهانبینی بسته به میزان تلاش و درک هر فرد تفاوت دارد.
آقای مهندس مصرفکنندگان را به سه گروه دستهبندی کردهاند تا تشخیص وضعیت آنها و ارائه راهکار سادهتر باشد: نخست، «نامزدهای اعتیاد»؛ افرادی که مواد را بهصورت تفریحی مصرف میکنند و تصور مینمایند مصرفکننده نخواهند شد؛ برای این گروه، اولویت با پیشگیری، ارائه اطلاعات درست و بالا بردن آگاهی است. دوم، «مصرفکنندگانی که از مصرف خود خرسند هستند»؛ این افراد مواد را پدیدهای جادویی میدانند و تمایلی به قطع آن ندارند؛ راهکار مؤثر در برخورد با این دسته، ایجاد روزنهای در تفکر و اندیشهشان است تا شاید بهمرور زمان این تفکر شکوفا گردد و همزمان باید با آگاهیبخشی، از آسیبهای بیشتر مصرف افراطی در امان بمانند. سوم، «مصرفکنندگان خواستار رهایی و درمان»؛ افرادی که بارها در مسیر رهایی با شکست روبهرو شدهاند؛ ما میتوانیم با ارائه روش درست و حقایق علمی، به یاریشان بشتابیم و آنان را از بند رها سازیم.
امید است به لطف پروردگار، تمام بیماران دردمند که در پی رهایی و درمان واقعی هستند، راه درست را بیابند. بر ما رهایافتگان واجب است که با حرکت اصولی، فرمانبرداری و خدمت صادقانه در سفر دوم، این پیام امیدبخش را به دیگران برسانیم. از آقای مهندس که پس از رهایی خود و خانوادهشان، همت گماردند تا این حقیقت را به گوش تمام نیازمندان برسانند، صمیمانه سپاسگزارم و برای ایشان و خانواده محترمشان سلامتی آرزومندم.
نویسنده: مسافر رضا، راهنمای لژیون یازدهم نمایندگی شیخبهایی
تهیه، تایپ و ویراستاری: مسافر حامد(لژیون۵)
تنظیم و ارسال: مسافر رضا
- تعداد بازدید از این مطلب :
167