چهاردهمین جلسه از دوره چهل و چهارم کارگاه های آموزش خصوصی کنگره۶۰ نمایندگی صالحی تهرانپارس به استادی مسافر امیر محمد ونگهبانی مسافر جواد و دبیری مسافر مهیار با دستور جلسه ''صورت مسئله اعتیاد'' در روز چهارشنبه 8 مهر ماه ۱۴۰۵ راس ساعت 17 آغاز بکار کرد .
خلاصه سخنان استاد:
سلام خدمت دوستان گرامی
شکر نعمت، نعمتت افزون کند.کفر نعمت از کفت بیرون کند.
امروز می خواهم درمورد شکرگزاری و قدردانی صحبت کنم، شکرگزاری و قدردانی باعث میشود که ما بزرگترین نعمتها را به سمت خودمان سرازیر کنیم. اگر ما قدردان باشیم همه چیزبه سمت ما میآید، اگر شکرگزار باشیم خداوند همهچیز به ما میدهد. ولی اگر ما شکرگزار نباشیم و دچار فراموشی شویم بزرگترین بلاها بر سرِمان میآید، به نظر من فراموشکاری یکگناه و نفرین است، مانند غضب است که از طرف هستی و کائنات بهسمت آدم میآید.
آدم اگر بخواهد فراموشکار نشود باید حافظه خوبی داشته باشد، از تاریخ زندگی خودش و بعد تاریخ بشر بزرگترین درسها را بگیرد که دیگر کارهای اشتباه را تکرار نکند. فراموشکاری بلاهای بدی سر آدم میآورد و راهکارش هم شکرگزاری است، اینکه شما هر روز شکرگزار باشید، قدردان چیزهایی که به شما داده شده، شکرگزار چیزهایی که دارید. معمولاً ما شکرگزاری را فراموش میکنیم و حسرت چیزهایی را که نداشتهایم یا از دست رفته میخوریم، ولی شکرگزاری بزرگترین نعمت است، بزرگترین چیزی است که در دست انسان هست ولی زمانیکه انجام نمیدهد دچار فرموش کاری میشود.
مسئله دوم که خواستم در موردش صحبت کنم گذشت و بخشش است. آدم اگر بتواند این جمله را درک کند به نظر من به بزرگترین چیزها میرسد. اگر شما بتوانی گذشت کنی از مالی که حق توست، در اختیار توست، چیزی که واقعاً در توان خودت است و میتوانی ازش گذشت کنی ارزشمند است. فردی را میشناختم که روزی در یک خیابان یکطرفه دچار تصادف با موتورسیکلت می شود و فوت میکند اعضای خانواده میآیند و از آن راننده خلافکار، گذشت میکنند، با اینکه آن شخص پدر یک خانواده را کشته بود، ولی خانواده آنها رفتند رضایت دادند و نه دیه گرفتند نه چیزی طلب کردند و با رضایت کامل از گناه و خطای آن موتور سوار گذشت کردند و آن بندهخدا را بخشیدند. این میشود نمونه کامل گذشت و بخشش بدون منت و چشم داشت.

چه میشود که آدم به جایی میرسد که میتواند از پول یا مالی که حق خودش است گذشت کند یا چیزی که اصلاً حق او نیست؟ مثل آن پاکبانی که شاید در اخبار دیده باشید کیفی پیدا کرد پر از طلا، پول، دلار، چک، آن آدم میتوانست برود با آن پولها، با آن طلاها، با آن دلارها زندگیاش را بسازد، زندگی بچههایش را بسازد. وقتی به این عمل فکر کنید واقعا جای تاُمل دارد؛ چهجوری میشود آدم به این جایگاه برسد که میتواند از آن مال که بهراحتی به دستش رسیده گذشت کند و بگوید این مال من نیست، این چیز به دست من رسیده به هر طریقی ولی مال من نیست، از آن بگذرد و برود صاحبش را پیدا کند و تحویل بدهد؟ این معیاری است که به نظرم همه باید در نظر بگیرند.
نکته بعدی این است که تو باید در جایی بگذری که بهت فشار بیاید، جایی بگذری که دردت بیاید. آدم چطور میتواند بگذرد؟ از چیزی که دوستش داشته بگذرد، اینجاست که آدم نشان میدهد که میتوان گذشت. چقدر گذشت و بخشش زیباست.
آقای زرکش حرف خیلی قشنگی زدند کهمن یک هفته درگیرش بودم. ایشان گفتند آیا جایی که کسی از تو چیزی خواست میتوانی بگذری؟ آنجایی که حتی درخواستی نشده میتوانی ببخشی؟ یک زمان هست که آدم ۱۰ هزار تومان از جیبش درمیآورد به یک فقیر میدهد، بعد با خودش فکر میکند بخشش کرده، ولی به نظرم بخشش جایی است که به آدم فشار بیاید.
میخواهم این را بگویم، اگر بخشش نبود ما الان اینجا را نداشتیم. آقای سرهنگ صالحی گذشت و بخشش را به بالاترین درجه اجرا کرده که ما الان اینجا توانستیم دور هم جمع شدیم. بخشش اگر نبود، اگر این پهلوانها از مالشان نمیگذشتند ما این صندلی، این میکروفون و برق و خیلی از چیزها را نداشتیم. بخشش اگر نبود کنگره 60 نبود. آقای مهندس اگر از آبرویش نمیگذشت کنگره 60 راه نمیافتاد، ولی از آبرویش گذشت و کنگره تاسیس شد و این همه آدم به رهایی و درمان رسیدند. ایشان از وقت و مالش گذشت، خداوند هم مال و زندگی و همهچیز به او بخشید.
به نظرم اگر بتوانینور به زندگی مردم ببخشی، یک زمانی خودت خورشید میشوی.
ممنون که به صحبت های من گوش دادید.
تایپ و ویرایش: مسافر مجتبی لژیون سوم
عکس : مسافر مجتبی لژیون سوم
بارگزاری خبر: مسافر جواد لژیون یکم
مرزبان خبری: مسافر کیانوش
مرزبان کشیک: مسافر کیانوش
مهر ماه ۱۴۰۵
شعبه صالحی (تهرانپارس)
- تعداد بازدید از این مطلب :
32