English Version
This Site Is Available In English

خلاصه برداشت از سی دی توازن

خلاصه برداشت از سی دی توازن

🌹 به نام قدرت مطلق الله 🌹

خلاصه سی‌دی «توازن»

از مهندس دژاکام
تاریخ: ۱۴۰۵/۰۱/۰۸

۱) مطلب مربوط به ۷۶/۰۱/۱۶ تحت عنوان «جرقه».

استاد: ما خوب هستیم و در پی آنچه تقدیر ما را هدایت می‌نماید، می‌رویم.

۲) تقدیر یعنی نامه پیشین. آیا مگر تقدیر ما را هدایت می‌کند؟ بله.

۳) انسان موجودی ناشناخته است و ما تا زمانی که نشناسیم، نمی‌توانیم کمکی بکنیم یا به آرامش برسیم. گویا می‌شناسیم، ولی در باور ما نمی‌گنجد.

۴) برای سنجش وزن تریلی احتیاج به باسکول ۴۰ تنی است. برای شناخت جهان نیز باید وسیله‌ای به‌جز چشم و گوش و حواس ما که محدود است، لازم باشد.

۵) از کل جهان، ما کمتر از ۵ درصد شناخت داریم و ۹۵ درصد را نمی‌شناسیم، چون در صور پنهان است.

۶) برخی از دانشمندان معتقدند همه‌چیز بر پایه جبر است و برخی بر پایه اختیار می‌دانند و برخی بر پایه هر دو. کنگره معتقد است بر سه پایه است: خواست، تقدیر، فرمان الهی.

۷) فرمان الهی برای افراد، خواست صادر می‌شود و فعلاً موضوع بحث و نظر ما نیست و اگر هم به تقدیر بچسبیم، آن‌وقت هر اتفاق خوب و بدی برای ما رخ دهد، به پای تقدیرمان خواهیم نوشت. پس روی سخن و موضوع بحث ما «خواست» است.

۸) جهان بر اساس یک حساب و کتاب بسیار بسیار دقیق برپا شده است و بر پایه عمل و عکس‌العمل است.

این جهان کوه است و فعل ما صدا
باز می‌آید سوی ما را صداها، ندا

۹) پس اگر ما در زندگی باد بکاریم، طوفان درو می‌کنیم و تقدیر ما همان چکی است که شش ماه پیش آن را صادر کردیم و امروز روز موعود آن است و چون در حسابمان پول نداریم، کار ما به زندان ختم می‌شود و این تقدیر ماست.

۱۰)
فَمَن يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ خَيْرًا يَرَهُ
پس هرکس به‌اندازه ذره‌ای کار نیک کرده باشد، آن را می‌بیند.

وَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ شَرًّا يَرَهُ
و هرکس هم‌وزن ذره‌ای بدی کند، آن بدی را ببیند.

وَأَنْ لَيْسَ لِلْإِنْسَانِ إِلَّا مَا سَعَىٰ
و اینکه برای انسان جز آنچه تلاش کرده، هیچ نصیب و بهره‌ای نیست.

۱۱) این تقدیر بسیار بسیار جدی است، یعنی اگر تو گوش کسی بزنی، توی گوشت خواهند زد.

۱۲)
عیسی به رهی دید یکی کشته فتاده
حیران شد و بگرفت به دندان سر انگشت
گفتا که «کرا کشتی تا کشته شدی زار؟
تا باز که او را بکشد آنکه تو را کشت!»

پس باید بدانیم که هر عملی انجام دهیم، باید منتظر عکس‌العمل آن باشیم.

۱۳) خواست ما قبولی در آزمون دکتری است و تقدیر ما همان نامه پیشین ماست که چقدر در ماه‌های قبل تلاش کرده‌ایم و نمره ما تقدیر ماست.

۱۴) تقدیر مانند تیری است در چله کمان که رها شده است و قطعاً می‌رود و به هدف هم می‌خورد. حالا برخورد ما با تقدیر چگونه است؟ آیا به هدف خوردن ما را خوشحال می‌کند یا خیر؟

۱۵) مهندس معتقد است چون پرونده پیشین خود را نمی‌دانیم و چون بهشت و جهنم جاری است، برخی افراد به دلایل پرونده پیشین خود در بهشت و برخی دیگر در جهنم هستند.

۱۶) در دو جهت در حال خدمت هستید؛ هم به جهت جور کردن مطالب و هم به جهت اجرای آن‌ها و شاید مسائل دیگری هم باشد؛ یعنی کسب دانش، عمل کردن خودم و انتقال آن به دیگران.

۱۷) مانند درمان خود مهندس که علم آن و اجرای آن را انجام دادم و سپس به دیگران منتقل نمودم که با درایت و تجربه‌ای که به شما گفتیم و حتماً دارید، اشتباه نخواهید کرد و این دو عمل را تا آخر به پایان خواهید برد.

۱۸) و ما وعده‌های خود را نادیده نخواهیم گرفت و برای تلاش برای مسئله‌ای که برای حیات انسان‌ها دارید، بهتر خواهد شد.

(بهتر شدن همان ادامه درمان اعتیاد است که به درمان سیگار و درمان چاقی و یا درمان سایر بیماری‌ها رسیده و یا خواهد رسید.)

۱۹) ما در انسان‌ها طبق فرمان، یک جرقه تولید می‌کنیم. خیلی مهم است. می‌شود این جرقه به یک ذخیره قابل مصرف تبدیل شود و به نتایجی برسد و یا می‌تواند به یک شعله آتش تبدیل شده و یک منطقه را بسوزاند.

۲۰) پس انسان باید قدردان نعماتی که به او داده شده است، باشد و طبق آن عمل کند و یا حتی شرایطی که برای ما به وجود می‌آید، باید به‌درستی به آن عمل کنیم.

۲۱) مثلاً اگر شغلی به شما داده شود، می‌توانید در دزدی و یا استفاده برای خود و خانواده به آن بپردازید و یا می‌توانید در بهترین عملکرد، برای خود و دیگران مفید باشید.

۲۲) پس وقتی جایگاهی به ما داده می‌شود، یک جرقه است. پس ما چگونه با آن برخورد می‌کنیم؟ برای نابودی دیگران و یا کمک به دیگران؟

۲۳) پس خود انسان‌ها هستند که از این جرقه چگونه بهره‌برداری کنند. وقتی می‌گوید:

وَيْلٌ لِلْمُطَفِّفِينَ
وای بر کم‌فروشان!

شما چگونه عمل می‌کنید؟

۲۴) در این راه، عناصری می‌توانند مفید باشند یا مخرب که باید جدا شوند و آنچه باقی می‌ماند، با راهیان همراه خواهد شد. راهیان همان راهیان نور است.

۲۵) توازن همیشه در یک لحظه برقرار می‌گردد و آن بهتر است در جهت حق‌تعالی باشد و توازن همان تعادل است.

۲۶) حس شما را بر آن داشت که این صعود الهی را تا پایان طی نمایید، اما دچار کم‌محبتی درون شده‌اید. البته شاید این‌طور نباشد.

۲۷) اصولاً نقش حس، گیرندگی آن است، یعنی دریافت‌کننده است و حس دوست داشتن هم دریافت‌کننده است. حس دشمنی نیز یک دریافت‌کننده است.

۲۸) پنج حس ما، یعنی بویایی، شنوایی، لامسه، چشایی و بینایی، دریافت‌کننده هستند تا درک کنیم که پنج حس درون داریم و پنج حس برون که به درک ما کمک می‌کنند.

۲۹)
پنج حس از برون میسور او
پنج حسی از درون مأمور او
ده حس است و هفت اندام و دگر
آنچه اندر گفت ناید می‌شمر

۳۰) آن حس هست که باعث می‌شود شما کاری را انجام دهید. آن حس درس خواندن است که باعث می‌شود تو درس بخوانی.

۳۱) حس تو باعث می‌شود پشت سر دیگری صحبت کنی (غیبت) و اصلاً برخی افراد فقط حس‌های بد را در خود ایجاد می‌کنند.

۳۲) در بازار عطارها فردی گذر می‌کرد و غش می‌کند و مردم جمع می‌شوند و هر کاری می‌کنند، به هوش نمی‌آید. یک نفر او را می‌شناخت که با پهن گوسفند کار می‌کرده، پس با بوی پهن به هوش می‌آید.

۳۳)
آب کم جو، تشنگی آور به دست
تا بجوشد آب از بالا و پست

یعنی دنبال آب نگرد، تشنگی را بجوی. یعنی حس تشنگی داشته باش تا آب را بیابی. از بالا و پایین به تو خواهد رسید.

۳۴) حالا به یاد آورید که محبت از لابه‌لای حلقه‌ها، امواج را می‌شکافد و شما را می‌یابد و در شادی شما شریک می‌باشد و با آنانی که دوست دارید، همین‌طور هستند و شما را مهربانی می‌نمایند.

۳۵) این محبت پر است و آنانی که درک این محبت را ندارند، خالی و بی‌هیچ هستند. محبت‌های راستین دوام دوره‌ای دارند، اما آنکه رنگ ندارد، همان ظرف است؛ پر از تهی…

۳۶) برخی مسائل ما را انتخاب می‌کنند، در حالی که تصورمان این است که ما خود انتخاب کرده‌ایم. مثلاً فلان بازیکن را یک تیم انتخاب می‌کند و این نیست که خود بازیکن بتواند تیم انتخاب کند.

۳۷) شما محبت را انتخاب نمی‌کنید، بلکه این محبت است که شما را انتخاب می‌کند. یا کینه را ما انتخاب نمی‌کنیم، بلکه این کینه است که ما را انتخاب می‌کند.

۳۸)
در جهان هر چیز چیزی جذب کرد
گرم، گرمی کشید و سرد، سرد
یا کبوتر با کبوتر، باز با باز
کند هم‌جنس با هم‌جنس پرواز

۳۹) وقتی طرف تو پر از کینه و حسد و حقارت و… باشد، ظرف نو پر است و دیگر جایی برای محبت نیست. پس اگر صادق و صالح و درست باشی، محبت تو را انتخاب می‌کند و عشق تو را انتخاب می‌کند.

۴۰) این دوست داشتن ما بعد از مرگ هم با ماست و این شوخی نیست. پس آن‌هایی را که دوست داری، برای تو باقی می‌مانند و پس از مرگ هم با تو خواهند بود.

۴۱) اگر پر از محبت باشی، طاقت دیدن رنج و درد یک حیوان را هم نخواهی داشت، ولی اگر ظرف تو خالی باشد و به تو بگوید: «من ندارم ۸۰ میلیون برای عمل قلب بپردازم»، در جواب می‌گویی: «این مشکل توست.»

۴۲) محبت‌های راستین دوره‌ای با هم هستند؛ یعنی در این بُعد حیات با هم هستند و در این دوره و در بُعد حیات بعدی، باز به‌صورت دوره‌ای با شما خواهند بود.

۴۳) ما نمی‌خواهیم شما ظرف پر از خالی باشید.

۴۴) که از خویش بگذرید و به جام سرخ‌فام واقعی، یعنی محبت، رام باشید و البته شما در این باره کم ندارید.

۴۵) از خویش که بگذری، به همه‌چیز خواهی رسید؛ مثل کنگره که خدماتش رایگان است، ولی مشکل مالی ندارد.

۴۶) جام سرخ‌فام واقعی یعنی ظرفی پر از محبت و «محبت رام» یعنی محبت در دستتان، تو رام شده باشد و کاملاً اختیارش در دست تو باشد. یعنی افرادی که بسیار ناآرام و خشن هستند، تو می‌توانی با محبت رام کنی.

۴۷) البته همه را نمی‌توان با محبت رام کرد، بلکه باید اذن پروردگار هم باشد. شما یک بار، دو بار، سه بار توضیح می‌دهی و محبت می‌کنی، می‌بینی جواب نمی‌دهد. دیگر وظیفه‌ای نداری.

۴۸) صد بار اگر توبه شکستی، بازآ… نه، سه بار… با چهارم نه، دیگر باید رهایش کرد و به دیگری پرداخت؛ زیرا کاسه از آش داغ‌تر نمی‌شود.

۴۹) ما شما را بسیار واقعی می‌بینیم و با داشتن روزه، خوش‌اخلاق و امیدوار و سرکیف هستید.

۵۰) ما گاهی اوقات یک کاری انجام می‌دهیم و طلبکار همه هستیم. روزه می‌گیرم و از بقیه می‌خواهم که جلوی من چیزی نخورید و یا می‌گویم من باید بروم خانه استراحت کنم. روزه گرفتن برای سلامتی خودت است. حق بداخلاقی نداری. باید سرکیف باشی.

۵۱) ان‌شاءالله بتوانید بارهای گران را با همین بردباری خاص جابه‌جا نمایید و دلتنگ نشوید.

۵۲) هرگاه موضوعی از راه برسد، خودبه‌خود آغاز می‌شود. مثلاً دایناسورها اول آمدند روی کره زمین تا دنیا را آماده کنند برای حضور بشر… موقع نابودی آن‌ها، وقت حضور انسان‌ها بود.

۵۳) یا با شروع بهار، شکوفه‌ها سر می‌زنند و یا با شروع زمستان، بارندگی‌ها آغاز می‌شود و در پاییز، برگ‌ریزان آغاز می‌شود. برای برخی مسائل هم زمان می‌خواهد.

۵۴) شما بسیار بسیار مسائلی دارید که باید حوصله داشته باشید و حتی برای بعضی کارها، آن کسی که باید بیاید، می‌آید.

۵۵)
اندک‌اندک جمع مستان می‌رسد
هستان رفتند و مستان می‌رسند

یعنی هر کسی برای یک مأموریتی به یک سیستم می‌آید و کاری دارد که انجام دهد.

۵۶) ما اکنون در اندیشه شما بیشتر القائاتی طبق فرمان می‌نماییم که در کل بدن، نوشتارها اثر مهمی دارند.

۵۷) بایستی بهترین‌ها در آن مکتوب شود و نتیجه به‌جا و مفهوم داشته باشد.

۵۸)
وَنَفْسٍ وَمَا سَوَّاهَا
فَأَلْهَمَهَا فُجُورَهَا وَتَقْوَاهَا

۵۹) روح در کلام‌الله جمع بسته نشده است. چرا؟ همان‌طور که «نور» در قرآن داریم، ولی «انوار» نداریم. نور مفرد است و ظلمت جمع است.

۶۰) روح مانند دریایی است بی‌کران. البته شاید بگویید که آب می‌شود آب‌ها، ولی بدانید چون آب‌ها پراکنده هستند.

۶۱) اما روح از یک منبع است، از یک واحد است که هر انسانی یک قطره از حیات خویش و پس از آن نیز همراه دارد. به همین جهت نمی‌توانیم آن را جمع ببندیم.

۶۲) بنابراین می‌گوییم روح که از یک واحد و از یک حس است، خداوند باری‌تعالی از آن واحد، به هر یک واحد کوچک، به اندازه یک قطره، به هر انسان عطا فرموده که قابل جمع نیست، چون همه آن‌ها یکی است.

۶۳) آیا حیوانات هم دارای روح می‌باشند؟

جواب: روح الهی است و در انسانی که به درجه انسانی می‌رسد، به این مقام نائل می‌شود و البته جانوران و گیاهان جاندار هستند، اما فرق بسیاری بین انسان و حیوان است.

۶۴) در کلام‌الله هم هست که جنس هر موجود فرق دارد، زیرا از مقطع انسانی، بسیاری از مطالب به معنا می‌رسد و تکلیف به آن واجب می‌گردد، اما در درجه حیوانی هیچ این‌طور نیست.

۶۵) برای انسان‌ها بایدها و نبایدها مطرح است؛ یک‌سری کارهایی که باید انجام دهد و برخی کارها را نباید انجام دهد، ولی حیوان این‌طور نیست.

۶۶) از انسان‌ها مطالبی خواسته می‌شود و به آن‌ها تکلیف می‌شود که در مقام حیوانی، وجود آن بی‌معناست.

۶۷) دوره تکاملی از انسان آغاز می‌شود، اما در درجات پایین، هیچ مؤاخذه‌ای نیست.

۶۸) خلاصه اینکه: هر عملی انجام دهیم، پاسخگوی آن هستیم و آن پاسخ در جایگاه تقدیر می‌آید و جواب خودش را می‌دهد و به آن «کارما» می‌گویند.

۶۹) دوم اینکه به عشق و محبت هم توجه کنیم که محبت بر پایه دانش است و محبت همین‌طوری نیست.

۷۰) البته محبت پدری و مادری خودبه‌خود است، ولی اصل محبت بر پایه دانش استوار است؛ یعنی هرچه انسان به دانش بالاتری برسد، مهر و محبت در او بیشتر می‌شود.

🌱 پایان 🌱

 

واحد سایت نمایندگی زاهدان 

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...