English Version
This Site Is Available In English

درمان اعتیاد مراحل و قوانین مشخصی دارد.

درمان اعتیاد مراحل و قوانین مشخصی دارد.

پنجمین جلسه از دور هفتم سری کارگاه‌های آموزشی خصوصی مسافران کنگره ۶۰ نمایندگی بروجن با استادی مسافر مرتضی، نگهبانی مسافر محمد و دبیری مسافر مهدی با دستور جلسه:«صورت مسئله اعتیاد» روز سه‌شنبه ۷ مهرماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷ برگزار گردید.

خلاصه سخنان استاد:

سلام دوستان، مرتضی هستم، یک مسافر. قبل از هر چیزی خدا را شکر می‌کنم که در اینجا هستم و از آموزش‌های شما دوستان استفاده می‌کنم. قبل از همه، به آقای مهندس در رأس کنگره بابت احداث این مکتب آموزشی تبریک می‌گویم؛ مکتبی که با رمزگشایی و پی بردن به اهمیت روش DST، شاهکاری را برای درمان اعتیاد، چاقی و سیگار به وجود آورد که برای ما کاربردی بوده است. حقیقت و حقایق چیزی نیست جز اینکه انسان در مسیر آن قرار بگیرد. اگر چیزی بر مبنای حق و حقیقت نباشد، دوام چندانی نخواهد داشت. ما این موضوع را به‌صورت سند در کنگره می‌بینیم؛ در خدمت دیدبان‌ها، ایجنت‌ها، راهنمایان و تمام کسانی که شاید کمتر دیده شده‌اند، اما از جان و دل زحمت کشیده‌اند. ان‌شاءالله ما هم بتوانیم رهجویان خوبی برای این عزیزان باشیم و هر خدمتی که به ما واگذار می‌شود، به بهترین شکل و درست انجام دهیم و در مسیر ارزش‌ها حرکت کنیم.

یک زمانی بچه‌ها می‌گفتند وقتی یک راهنما یا ایجنت از شعبه دیگری می‌آید، حس و حال کنگره فرق می‌کند و یک حس و حال دیگری به وجود می‌آید. به نظر من، دلیلش چیزی نیست جز اینکه آنها در مسیر قرار گرفته‌اند و با عشق و محبت خدمت می‌کنند؛ بدون مزد و مواجب و بدون اینکه منتی بر سر من و انسان‌های دیگر بگذارند.  محبت چیزی جز خدمت به خلق نیست و این چیزی است که من از کنگره و بچه‌های کنگره آموخته‌ام؛ چه از طریق سی‌دی‌ها، چه پیام‌ها، نوشتارها، کتاب‌ها، احساسات، القائات و مشارکت‌هایی که از شما دوستان یاد گرفته‌ام. خداوند در اینجا به قلم قسم می‌خورد. قلم حرمت دارد. یعنی کسی که می‌خواهد با قلم چیزی را بنویسد، باید نوشتارش به‌گونه‌ای باشد که با راستی و حقانیت همراه باشد. وقتی چیزی را می‌نویسیم، باید حقیقت داشته باشد. حالا برویم سراغ دستور جلسه. دستور جلسه امروز «صورت‌مسئله اعتیاد» است؛ اینکه اعتیاد چیست و صورت‌مسئله آن چیست؟ صورت یعنی چیزی که نمایان و آشکار است و مسئله یعنی سؤال یا مشکلی که باید برای آن راه‌حل پیدا کرد. اعتیاد را هم خودمان می‌دانیم؛ درگیر شدن، وابستگی و انجام دادن مکرر یک عمل که در نهایت انسان را به آن وابسته می‌کند. در کنگره این موضوع را به سه ضلع جسم، روان و جهان‌بینی تشبیه کرده‌اند.

چرا روان؟ چرا جسم؟ چرا جهان‌بینی؟ اولین خللی که در یک مصرف‌کننده ایجاد می‌شود، می‌تواند روان او را درگیر کند. یعنی خلق و خو و اخلاق انسان به‌هم می‌ریزد. بعد به‌تدریج، چیزی که جزو صور پنهان محسوب می‌شود، روی جسم اثر می‌گذارد و وقتی در جسم خودش را نشان می‌دهد، به‌صورت آشکار دیده می‌شود. از طرف دیگر، جهان‌بینی هم تحت تأثیر قرار می‌گیرد. انسان دیگر نمی‌تواند درست تصمیم بگیرد و قدرت تصمیم‌گیری درست و به‌جا را از دست می‌دهد. زمانی که تازه شروع به مصرف کرده بودیم، شاید از نظر روانی هنوز تعادل بیشتری داشتیم، چون تازه شروع کرده بودیم. جسم هم قوی‌تر بود و توان بیشتری داشت و جهان‌بینی ما هم در مقطعی می‌توانست به ما اجازه تصمیم‌گیری بدهد؛ اما وقتی بیشتر درگیر این قضیه می‌شویم، این سه ضلع مثل تارهایی به هم پیوسته و محکم می‌شوند و وقتی این ارتباط محکم شد، پیامدهایی برای منِ مصرف‌کننده ایجاد می‌کند. حالا خودمان باید بدانیم که این مسئله چگونه به وجود آمده است. می‌دانیم که مصرف مواد باعث ایجاد این اختلال شده و آقای مهندس راهکار آن را ارائه کرده‌اند. بنابراین باید صورت‌مسئله حل شود و برای آن راهکاری وجود داشته باشد. اولین کار این است که وقتی یک تازه‌وارد با راهنمای تازه‌واردین صحبت می‌کند، باید درون خودش متوجه شود که این مسیر اشتباه بوده و بفهمد این به‌هم‌ریختگی از کجا به وجود آمده است. وقتی وارد کنگره می‌شوم، می‌دانم که این مکان و زمان در اختیار من قرار گرفته است. پس باید از این زمان و مکان درست استفاده کنم. من نوعی وارد اینجا شده‌ام؛ مکانی که قوانین و حرمت‌هایی دارد. باید این قوانین را رعایت کنم؛ چه زمانی به کنگره بیایم، چگونه حضور داشته باشم، پوشش مناسب داشته باشم و به حرمت‌هایی که در کنگره خوانده می‌شود، توجه کنم. باید این قوانین را یکی‌یکی دریابم و با برداشت خودم در آن مسیر حرکت کنم.

یک زمانی می‌گوییم داری حرکت می‌کنی، اما این حرکت زمان می‌خواهد. پیام سفر اول می‌گوید: «تو بر مرکبی نشسته‌ای که گرچه دیر به مقصد می‌رسی، اما سالم و کامیاب خواهی رسید.» این زمان ده تا یازده ماه را باید درست حرکت کنم. اگر درست حرکت کردم، اگر درست انجام وظیفه کردم و فرمان راهنما را اجرا کردم، می‌توانم به رهایی از اعتیاد برسم. گاهی می‌گوییم می‌خواهیم کاری را انجام دهیم، اما نمی‌شود و گرفتاری پیش می‌آید. همه اینها می‌تواند در مسیر وجود داشته باشد. اگر موانعی در مقابل من قرار نگیرند، شاید نتوانم بعضی مسائل را به اثبات برسانم و به انجام برسانم. درمان مواد، به قول آقای مهندس، حل شده است؛ اما نه اینکه موضوع را خیلی ساده و سرسری بگیریم. این درمان باید طیف، مراحل و قوانین مشخصی داشته باشد. همه اینها را من باید رعایت کنم و وقتی رعایت کردم، می‌توانم به‌تدریج به رهایی برسم.

پس از رهایی و ورود به سفر دوم، مقطع من تغییر کرده است. یعنی وقتی وارد سفر دوم می‌شوم، شاید همان انسان قبلی باشم، اما مقطع و جایگاه من تغییر کرده است. مثل این است که از کلاس اول وارد کلاس دوم شده‌ام. باز هم باید از صفر شروع کنم، روی همان مرکب بنشینم و قوانین و مقررات را رعایت کنم. قوانینی که به آنها پایبند هستیم باید در عمل اجرا شوند تا بتوانم مسیر رهایی و تکامل خودم را ادامه بدهم. حالا این می‌تواند درباره سیگار باشد، یا هر ضد ارزشی که در ذهن من وجود دارد و می‌خواهم آن را حل کنم؛ هر چیزی که در ذهنم باشد و بخواهم برایش راه‌حل پیدا کنم. خوشبختانه در کنگره، تمام این بچه‌ها برای ما سند و نمونه هستند.

البته نمی‌خواهیم درباره NGOها و روش‌های دیگر بگوییم اینجا خوب است و آنجا بد. ممکن است روش‌هایی برای یک مقطع خاص طراحی شده باشند و برای شرایط خاصی کاربرد داشته باشند. اما نگاه کنگره این است که انسان از ریشه بازسازی شود و ساختارهای تخریب‌شده دوباره ترمیم شوند. اما منِ مصرف‌کننده باید بپذیرم که اگر در مسیر حرکت نکنم، اگر گوش به فرمان راهنما نباشم و اگر قوانین کنگره را رعایت نکنم، رسیدن به مقصد برایم امکان‌پذیر نخواهد بود. حالا که وقت تمام شده، می‌خواستم درباره «مصرف‌کننده کیست؟» هم صحبت کنم، اما ان‌شاءالله بیشتر از مشارکت بچه‌ها استفاده می‌کنیم و از آنها آموزش می‌گیریم.

ان‌شاءالله همه ما در مسیر باشیم و بتوانیم هر روز به آن چیزی که خواسته دلمان است، نزدیک‌تر شویم.

از اینکه به صحبت‌های من گوش دادید، تشکر می‌کنم. خودتان را تشویق کنید.

عکاس: مسافر پژمان لژیون۲

تایپ: مسافر میلاد لژیون۲

تنظیم و ارسال: مسافر علی

مرزبان خبری: مسافر داریوش

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...