English Version
This Site Is Available In English

سه ضلع درمان اعتیاد: جسم، روان و جهان‌بینی

سه ضلع درمان اعتیاد: جسم، روان و جهان‌بینی

جلسه چهارم از دوره سوم سری کارگاه‌های آموزشی خصوصی کنگره۶۰ ویژه مسافران نمایندگی کاشان، با استادی مسافر محمد و نگهبانی مسافر محمد و دبیری مسافر مرتضی، با دستور جلسه "صورت مسئله اعتیاد" سه‌شنبه 7 مهرماه ۱۴۰۵ رأس ساعت ۱۷ آغاز به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان محمد هستم یک مسافر، تشکر می‌کنم از دوستانی که نوشتارها را قرائت کردند، از نگهبان و دبیر جلسه تشکر می‌کنم، از مرزبان خدمت احمدآقا و ایجنت محترم که فرصت آموزش امروز را در اختیار من قرار دادند تشکر می‌کنم و از حضور شما در کنگره بسیار قدردانم و تشکر می‌کنم.

دستور جلسه «صورت مسئله اعتیاد» می‌باشد؛ به ما یاد دادند که هر صورت مسئله‌ای یک مسئله دارد، از اعتیاد می‌شود بعنوان مسئلۀ موضوع امروز صحبت کرد، ما چه موقع می‌توانیم مسئله‌ای را حل کنیم؟ موقعی که به صورت مسئله‌اش کاملا واقف و آگاه باشیم، اگر ما از اعتیاد بعنوان یک دشمن یاد کنیم، باید ببینیم این دشمن کجا و چگونه می‌خواهد به زندگی ما ضربه وارد کند، کجای زندگی ما را تحت تأثیر قرار می‌دهد؟ اگر بخواهیم به دشمن‌مان غلبه کنیم باید بدانیم از چه طریق و مسیری می‌خواهد به ما حمله کند تا بتوانیم یک حریم دفاعی برای خودمان بوجود بیاوریم.

نمی‌دانم تا بحال به این فکر کرده‌اید که اعتیاد چه ضربه‌هایی به زندگی ما وارد کرده است!؟ چقدر خانواده‌های ما را تحت تأثیر قرار داده!؟ چقدر وقت ما را گرفته!؟ چقدر باعث سرافکندگی پدر و مادر ما شده!؟ چقدر بچه‌های ما را جلوی خانواده تحقیر کرده!؟ ما اگر به این موارد فکر بکنیم می‌بینیم که اعتیاد چه ضربه‌هایی به ما وارد کرده است، این‌ها همه جزئی از صورت مسئله می‌باشد، یعنی اگر بخواهید به اعتیادتان واقف بشوید و آن را درمان کنید باید به همۀ این‌ها فکر بکنید. من خودم بعضی اوقات که به این موضوع فکر می‌کنم می‌بینم، خجالت می‌کشیدم بروم به مدرسه بدنبال فرزندانم.

اعتیاد تخریب‌هایی که به جسم انسان وارد می‌کند، مثلا زمانی که خودمان را در آینه می‌دیدیم مواجه می‌شدم با رنگ زرد صورت و دندان‌های خراب و ... وقتی خودمان را با رفقایمان مقایسه می‌کردیم آن وقت متوجه ضربه‌هایی می‌شدیم که خورده بودیم و هیچ راهی هم نداشتیم برای اینکه دوباره خودمان را به جای اولمان برسانیم، چرا؟ چون درمانی وجود نداشت، خیلی از ما ضربه‌های اعتیاد را خورده‌ایم. هر موقع توانستیم جوابی برای این سؤال‌هایمان پیدا کنیم، می‌توانیم اعتیادمان را درمان کنیم، گاهی اوقات می‌بینیم افرادی هیچ جوره اهل نمی‌شوند و به راه نمی‌آیند، چون تا بحال به این چیزها فکر نکرده‌اند و فقط به خودشان فکر می‌کنند، به جسم‌شان فکر می‌کنند.

ما مسافران به کنگره می‌آییم و جسم‌مان را درمان می‌کنیم، آقای مهندس خیلی زیبا می‌گویند: اعتیاد سه ضلع دارد؛ جسم، روان و جهان‌بینی، ما بیشتر به جسم خودمان ضربه زده‌ایم ولی همسفری که آقای مهندس می‌گوید حتما به کنگره بیاوریدش، می‌دانید چه ضربه‌ای به او خورده‌ است؟ به روانش ضربه خورده، اعتیاد ما روان همسفران ما را تحت تأثیر قرار داده است.

خیلی از دکترها چرا برای درمان اعتیاد عاجز هستند؟ با توجه به علم پزشکی، با توجه به تخصصی که دارند، آنها ظاهر را می‌بینند و معتقداند ما ظاهر و جسم را که با قرص درمان می‌کنیم‌، آیا آن دکتر اصلا در جایگاه من بوده تا بتواند درک کند ضربه‌هایی که من به خانواده‌ام زده‌ام و مشکلاتی که بوجود آورده‌ام؟ آیا می‌تواند درک کند خانواده‌ام چه حقارت‌‌هایی را تحمل کردند؟ آیا کسی می‌تواند بیماری را درمان کند که تجربه و درکی از شرایط او ندارد؟ آقای مهندس چرا توانست صورت مسئله اعتیاد را کشف کند؟ درصورتی که خیلی از جوامع پزشکی، خیلی از علم‌های پیشرفتۀ دنیا نتوانستند اعتیاد را درمان کنند. آنها ترک می‌دهند ولی نمی‌توانند درمان کنند.

من خودم 18 بار در ان‌جی‌اُ های  (NGO)دیگر ترک کرده‌ام ولی هیچ وقت به نتیجه نرسید، چرا؟ چون همه آنها روی جسم کار می‌کردند یا همان صورآشکار، اما برای روان من همیشه می‌گفتند یک جو اراده احتیاج دارد، آنها می‌خواستند یک جو اراده من را با 4 جلسه روانشناسی درمان کنند، ولی آقای مهندس به زیبایی می‌گویند که باید درمان در صورپنهان هم انجام بشود. در سفر دوم ما هنوز درحال طی کردن مسیر درمان و ریکاوری قرار داریم. چرا می‌گویند یک سال بعد از رهایی زمان لازم است؟ بخاطر اینکه دوره ریکاوری را بگذرانیم تا پروسۀ درمان کامل بشود.

آقای مهندس صورت مسئله اعتیاد را به بهترین شکل ممکن تحلیل کردند؛ جسم با شربت OT، روان با کتاب 60درجه و جهان‌بینی با سی‌دی‌های آموزشی که در اختیار ما قرار می‌گیرد، این سه ضلع با هم ما را به طرف درمان هدایت می‌کند، موقعی که مسیر درمانی به این شکل و هم زمان و همۀ اضلاعش به یک اندازه در کنار هم قرار بگیرند آن موقع درمان کامل اعتیاد در شخص اتفاق می‌افتد.

اگر ما بخواهیم مقداری توجه کنیم، حرمت‌ها و قوانینی که قرائت می‌شود متوجه می‌شویم در محیط امنی قرار داریم و این باعث آرامش ما می‌شود، آرامش در روان ما تأثیر می‌گذارد، پس تمام آموزش‌های کنگره در مسیر درمان ما می‌باشد، اگر مقداری دقت کنیم می‌بینیم که ما همیشه درحال آموزش و در مسیر درمان هستیم.

خدا را شکر می‌کنم به جایگاهی آمده‌ام که فرزندانم دیگر از کنار من بودن خجالت نمی‌کشند، بعضی اوقات که جشن داریم، از اینکه می‌بینم بچه‌ها در کنار پدر و مادرها می‌ایستند واقعا لذت می‌برم، بچه‌ها می‌دانند که پدر اعتیاد داشته، اما چرا از اینکه در کنارش هست لذت می‌برد و بهش افتخار می‌کند؟ چون می‌داند این پدر آن پدر قبل نیست.

ما خیلی وقت و زمان برای بچه‌هایمان کم گذاشتیم، پس اگر الآن بچه‌های ما مشکلاتی دارند مقصر من هستم که از وقت بچه‌ها زدم و رفتم سراغ کارهای خودم، من اگر وقت بیشتری برای فرزندانم می‌گذاشتم اوضاع بهتری داشتم، هروقت گفتند بابا بیا بازی کنیم، بابا فلان چیز را بخریم و ... من در جواب می‌گفتم وقت ندارم یا باید پولم را جای دیگری خرج می‌کردم، بخاطر همین شاید خیلی از مشکلات الآن بچه‌هایمان را بزنیم پای خودشان، نه اینها بخاطر کم بودهایی هست که ما نتوانستیم راهنمایی‌شان بکنیم، ما در جای دیگری آن وقت‌ها را گذرانده‌ایم.

امیدوارم من هم بتوانم به عنوان یک شخصی که در کنگره آموزش می‌بیند، تا موقعی که جان در بدن دارم در کنگره بمانم، خدمت کنم و آموزش ببینم، در کنار شما انرژی می‌گیرم، جای دیگری نداریم، کجا می‌خواهیم برویم که بخواهند این چیزها را یادمان بدهند؟ نسبت به آدم‌های عادی ما همیشه یک سر و گردن بالاتر بودیم، ما اگر اعتیاد نداشتیم هیچ وقت با همچین جایی آشنا نمی‌شدیم.

قدردان آقای مهندس و خانواده محترم‌شان هستم، قدردان حسین آقا که چراغ این شعبه را برای ما روشن نگه داشتن هستم. یک نکته‌ای بگم؛ پدر و مادرها نسبت کمک به فرزندانشان تا یکجایی و تا یک حدی در توانشان هست، آقای مهندس این مکان را با تمام هزینه‌هایی که دارد و خدماتی که ارائه می‌کنند و به رایگان در اختیار ما گذاشته‌اند؛ هزینه‌های اینجا از کجا تأمین می‌شود؟ چه کسی خودش را موظف می‌داند برای یک معتادی که در کاشان هست یک سرپناهی آماده کند با این خدمات و دیسیپلین که اشخاص بیایند و به رایگان درمان بشوند، آیا این بخشندگی نیست؟ آقای مهندس همه چیزشان را در اختیار ما گذاشته‌اند، ما در مقابل چه وظیفه‌ای داریم؟
از اینکه به صحبت‌های من گوش دادین از همه شما سپاسگزارم.

عکس: مسافر سعید لژیون دوم
تایپ: مسافر محمد لژیون دوم و مسافر مرتضی لژیون یکم
تهیه و تنظیم: گروه سایت نمایندگی کاشان

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...