ز دست دیده و دل هر دو فریاد
که هر چه دیده بیند، دل کند یاد
حس بسیار مهم است و تمامی آنچه که خداوند آفریده را در بر میگیرد. اگر حس نبود هیچ انتقالی صورت نمیگرفت و بین انسانها دوستی و محبت برقرار نمیگردید، مانند حس انسانها به یکدیگر یا حس پدر و مادر به فرزندان، اگر حس نبود، هیچ محبتی جاری نمیگشت و همه یکدیگر را رها میکردند. این موضوع بین حیوانات تا مدتی میباشد و سپس از یادشان میرود؛ اما بین انسانها بخصوص مادر و فرزند یا پدر و فرزند یا همسفر وجود دارد. اگر خدشهای به آن وارد شود، مانند جراحتی میماند و حتی ممکن است انسان از دنیا برود و این جراحت را با خود به دنیای دیگر هم منتقل کند.
ما در هستی چیزی نداریم که حس نداشته باشد یا فاقد حس باشد. در جهان هر چیز، چیزی را جذب کرد، گرم گرمی را میکشد، سرد، سرد، حتی ذرات هستی هم دارای حس هستند. انسان دارای میلیاردها میلیارد سلول است که همه آنها در پرتو حس هستند. اگر حس نبود هیچ انتقالی صورت نمیگرفت. اگر حس نباشد ما نمیتوانیم هیچ حرکتی انجام دهیم. ما حس بینایی داریم و مکمل آن حس شنوایی و امیدوارم که این حس هیچ وقت از بین نرود.
انسانها مسافر هستند و این سفر، سفری است از تولد تا مرگ و از ازل تا ابد دائماً ادامه دارد و در کنگره۶۰ به مفهوم از ظلمت به نور یا از مواد مخدر به سلامتی و پاکی عنوان شده است. در این سفر، انسانها تنها به دنیا میآیند و تنها از دنیا میروند و همیشه با همسفرانی در ارتباط هستند.
انسان موجودی است اجتماعی و همسفر برای بعضی انسانها ارزش بسیار بالایی دارد و ما هم در کنگره۶۰ این عنوان همسفر را داریم. بالاترین مرحله نفس در حیوان اولین مرحله نفس در انسان است. انسانی که در نفس اماره باشد کمترین ارتباط را با همسفرش دارد و کسی که در مرحله نفس مطمئنه باشد این ارتباط قویتر و مستحکمتر است. انسانهایی که به نفس مطمئنه میرسند نسبت به همسفرشان احساس مسئولیت میکنند و احساس تعهد دارند.
انسانها هرچه بالاتر، باارزشتر و آگاهتر باشند، نسبت به همسفران خود که در طول هستی با آنها هستند، احساس مسئولیت بیشتر و قویتری دارند؛ ولی آنهایی که در مرحله پایینتری از تفکر و اندیشه هستند، نسبت به همسفران خود مسئولیتی ندارند. همسفران؛ باید اول در کنگره آموزشهای لازم را ببینند، وقتی که آموزش دیدند، بعد به مسافرشان کمک کنند.
برای گرفتن آموزش؛ باید بپذیرند، قبول کنند و باور کنند که بلد نیستند. شاید پزشک باشد یا معلم؛ ولی باید بپذیرد که در مورد مسئله اعتیاد چیزی نمیداند. این را باید بپذیرد و باید تسلیم شود و وارد کنگره شود؛ اما یا میپذیریم یا نمیپذیریم. یا نکن با فیلبانان دوستی یا بساز خانهای در حد فیل، یا نمیپذیری یا میپذیری و ما همه در کنگره یک خانواده بزرگ هستیم. کاری که کنگره کرده است همه ما را به هم متصل کرده است و به ما هویت، شخصیت و محبت داده و ما را از تنهایی در آورده است و هر کدام از ما در لژیون با راهنما و با هملژیونیها هستیم و تنها نیستیم.
اعضای یک لژیون همه همسفر هم هستند. همسفر کسی است که سابقه اعتیاد ندارد و به مسافر کمک میکند و در هفته همسفر، مسافران به همسفران خود کادو میدهند، تجلیل، تقدیر و تشکر میکنند و این مسئله همسفر بودن به احساس انسان خیلی بستگی دارد؛ پس انسان خودش یک مسافر است، مسافر از تولد تا مرگ، مسافر از ازل تا ابد و در این سفر همسفرانی را با خودش دارد که بر مبنای آن حسهای درون و بیرون، مجموعه حواس در یک نقطهای جمع میشوند به نام دل یا قلب به این مرکز حواس یا حس مشترک هم گفته میشود. اصولاً این حسهای ما است که بر مبنای آن با انسانها همسفر میشویم چه در سفر زندگی چه در سفر از ازل تا ابد
منبع: سیدی حس
نویسنده: همسفر مرضیه رهجوی راهنما همسفر مهین (لژیون هفتم)
رابط خبری: همسفر سمانه رهجوی راهنما همسفر مهین (لژیون هفتم)
ویرایش: همسفر مهناز رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون هشتم) دبیر سایت
ارسال: همسفر فرزانه رهجوی راهنما همسفر زهره (لژیون پنجم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی کاشمر
- تعداد بازدید از این مطلب :
52