در این سیدی آقای مهندس میفرمایند، فرازی از یک نوشته را میخوانم که برای تاریخ ۷۵/۱۱/۶ میباشد؛ آنچه در طول حیات ادامه دارد، روابط حسنه است و از زمانی که ما خود به یاد داریم با تمام مشکلات سعی کردیم تا در حد امکان بین خویشان این مسئله برقرار باشد. خانه نزدیک بود، ما در اغلب اوقات تجمع مییافتیم و آن بچهها و نوّابگان آن زمان از آن برخوردار بودند؛ اما سرنوشت ما با بندهای دیگری گره شده بود و آنچه خود میدانید خانه ما پس از سالهای سخت؛ اما با مهر و محبت، پس از زمانی کوتاه به دست حوادثی از هم گسیخته گردید.
ما بر آن هستیم که درخت نخل خانه خویش را با خوشههای رطب آباد کنیم و از شهد آن شربتی بسازیم که بر آن همه سیراب شوند و در دراز مدت در ذهن بسیاری از انسانها باقی بماند. خانه دل را روشن کن که خانه دل با چراغ خود نور تابندهای به خانه خدا میدهد، که اینجا بحث روابط حسنه است و آنچه در طول حیات وجود دارد روابط حسنه میباشد. انسان به صورت اجتماعی زندگی میکند و نمیتواند به صورت انفرادی زندگی کند، چون ما انسانها همه به یکدیگر نیازمند هستیم. حیوانات میتوانند به صورت انفرادی زندگی کنند؛ گرچه حیوانات نیز به صورت انفرادی خالص نیستند؛ چون نیازهای آنها الزامی نیست، که با هم زندگی کنند.
تمام لوازمی که انسانها لازم دارند به دست سایر انسانهای دیگر ساخته میشود. و ما انسانها با هم روابطی داریم، که همان روابط حسنه میباشد و کارها همه به خوبی پیش میرود؛ ولی وقتی روابط حسنه خوب نباشد ما با مشکلاتی برخورد میکنیم؛ وقتی که بخواهیم روابط خوبی با سایر انسانها برقرار کنیم دو چیز لازم دارد: یکی عقل و شعور خوب و کامل داشته باشیم و دوم باید، هزینه آن را پرداخت کنیم و روابط حسنه هزینه دارد.
در سیستم طبیعت هیچ چیزی پیدا نمیشود، که هزینه نداشته باشد ما هر چه میخواهیم به دست آوریم هزینه میخواهد و آنهایی که به دنبال چیزهای مفت میگردند سخت در اشتباه هستند. خداوند طبیعت و هستی را آفرید و برای همه انسانها امکاناتی فراهم کرد و فرمود؛ اگر گندم میخواهید، باید گندم را بکارید و درو کنید و اگر میوه میخواهید، باید دانه آن را بکارید و آن تبدیل به درخت میشود. و میوه میدهد. آبیاری کرده و برداشت کنید. شما نمیتوانید پشت سر یک نفر همیشه غیبت کنید و یا آن را نقد کنید و بخواهید با آن روابط حسنه برقرار کنید این نمیشود و حرفی که از حلقوم انسان خارج شد و بیرون آمد دیگر شما مالک و صاحب آن نیستید و دیگر اختیار آن دست ما نیست؛ مثل پولی که در جیب ما است و اگر خرج شد دیگر مال ما نیست. حرف هم همینطور است؛ اگر حرف زده شد دهان به دهان میچرخد، حال اگر حرف ما به خوبی از کسی یاد شود و یا به بدی همین طور میچرخد پس روابط حسنه یک مقدار از خود گذشتگی میخواهد، یک مقدار هزینه می خواهد؛ اگر بد مردم را بخواهید و بدخواهی کنید و بخواهید روابط حسنهای داشته باشید این نمیشود.
هنر انسان این است که دشمنان خود را تبدیل به دوست کند؛ ولی بعضی از انسانها هستند که هنرشان این است که مرتب روز و شب برای خود دشمن درست میکنند و اگر دوست را تبدیل به دشمن کردید از جهالت و نادانی شما است و دروازه ورود به قلب خداوند قلب انسانها میباشد؛ تا چراغ دل خودت را روشن نکنی نمیتوانی چراغ دل خداوند را روشن کنی. دل وقتی بخواهد روشن شود، باید تزکیه شود باید از تمام بدیها و ناپاکیها مثل غیبت، سرزنشکردن، تهمت و حسودی، که جز کدر کردن انسان چیز دیگری نمیکند.
انسان هر چه قدر به طرف ضدارزشها حرکت کند کدرتر، ناراحتتر و مریضتر میشود و هر چه به طرف ارزشها حرکت کند پاکتر و درستتر میشود؛ همانند میوههای آن نخل که شهد آن همه را سیراب کند، باید از خودمان شروع کنیم. بنابراین ما باید در دل خودمان آن خوبی را به وجود بیاوریم و خانه خویش را با خوشههای رطب آباد کنیم.
ما هیچ تسلطی راجع به خلقت خود نداریم. ما بر جسم خود و سرنوشت خود نمیتوانیم فرمان دهیم و در اختیار ما نیست؛ ما اگر خوابمان میگیرد قادر نیستیم که نخوابیم. ما در کنگره این را میپذیریم که یک نیرویی وجود دارد مافوق نیروی انسان، که بر انسان و هستی فرمان میدهد و ما به آن میگوییم خدا و قدرت مطلق و اگر به این عقیده نباشیم به خودمان هم بیگانه هستیم و همین ناباوری، آنها را به مرز شیطان میکشد و باعث میشود که خیلی از کارها را انجام دهند و نیروی شیطانی در آنها حصار میگردد و آنها را به سوی تاریکی و نابودی میکشد و این انسانها از هم دور میشوند و وارد مرحله شیطانی میشوند؛ وقتی که خداوند را انکار کنند، وقتی ما میگوییم که عشق و ایمان باید واقعیت داشته باشد، عشق مگر بدون هزینه میشود؟ مگر ایمان و دوست داشتن بدون هزینه می شود؟ اگر انسان بخواهد عشق و ایمان داشته باشد هزینه دارد. کم فروشی نمیکند، احتکار نمیکند، دروغ نمیگوید و خیانت نمیکند.
ایمان یعنی: درست قدم برداشتن، ایمان یعنی: تجلی نور خداوند در انسان است وکسی که ایمان دارد چهرهای بشاش ونورانی و مهربانی دارد. و میتواند با سایر انسانهای دیگر روابط حسنه و خوبی داشته باشد. ما بر همه آنهایی که راه خود را گم کردهاند. دعا میکنیم که راه رستگاری را بیابند و از شنهای سرگردان به شنهای آرام که به بحر دریا میروند و در آرامش هستند تبدیل شوند و به راه حق و حقیقت که همان صراط مستقیم هست بپیوندند.
.jpg)
منبع: سیدی «روابط حسنه» از آقای مهندس
نویسنده: مسافر زهرا از لژیون جونز
رابط خبری: همسفر سمیه رهجوی راهنما همسفر مریم (لژیون اول)
ویرایش و ارسال: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر مریم (لژیون اول) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی قیدار
- تعداد بازدید از این مطلب :
159