یازدهمین جلسه از دوره بیست و چهارم کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره۶۰ نمایندگی گنجعلیخان کرمان، با استادي مسافر عبدالرضا، نگهبانی مسافر جواد و دبیری مسافر ابوالفضل با دستور جلسه «صورت مسئله اعتیاد» سهشنبه ۷مهر ۱۴۰۵ ساعت ۱۷ آغاز به کار کرد.
سخنان استاد:
سلام دوستان عبدالرضا هستم یک مسافر. تشکر میکنم از آقای مهندس و خانواده محترمشان. تشکر میکنم از راهنمای خوبم، علی آقای کریمی، و ایجنت محترم شعبه. همچنین از آقا مرتضی تشکر میکنم که اجازه دادند در این جایگاه باشم و بتوانم یک بار دیگر این جایگاه را تجربه کنم.

دستور جلسه امروز «صورت مسئله اعتیاد» است. زمانی که انسان با مواد مخدر آشنا شد و مصرف آن را آغاز کرد، همیشه به دنبال راهی برای حل این مسئله بود. زمانی که شیره به عنوان جایگزینی برای تریاک معرفی شد، تصور میکردند مشکل اعتیاد حل خواهد شد، اما چنین نشد. پس از آن، مواد دیگری مانند هروئین وارد شدند و گفته میشد اگر فردی چند روز هروئین مصرف کند، میتواند بهراحتی تریاک را کنار بگذارد. به همین ترتیب، هر روز ماده یا داروی جدیدی مانند متادون و داروهای دیگر وارد شد.
اما کمتر کسی به دنبال این بود که اصل مسئله را حل کند. بیشتر تلاشها برای پیدا کردن یک جایگزین موقت بود. یک روز میگفتند خون فرد را عوض کنیم، روز دیگر راه دیگری پیشنهاد میشد و در نهایت، مصرفکننده برای مدتی کوتاه حال بهتری پیدا میکرد، اما مشکل اصلی همچنان باقی میماند.
من خودم یکی از افرادی بودم که این مسیرها را تجربه کردم. زمانی برادرم گفت مادهای به نام متادون آمده که میتوان با آن درمان شد. اولین بار که متادون را امتحان کردم، دیدم اصلاً با من سازگار نیست. بعد از مدتی، دوباره به سمت مصرف رفتم و شرایط من روزبهروز بدتر شد.
ما مصرفکنندگان همیشه به دنبال یک راه فرار و کوتاهترین مسیر بودیم. همانطور که مهندس دژاکام میگویند، میخواستیم در یک یا دو روز و نهایتاً چند روز درمان شویم. در حقیقت، بیشتر در فکر «ترک» بودیم تا «درمان». بارها ترک میکردیم، اما بعد از مدتی حالمان بدتر میشد و میزان مصرفمان افزایش پیدا میکرد.
وقتی وارد کنگره شدم، تصور نمیکردم اینجا هم راه متفاوتی وجود داشته باشد. اما مهندس دژاکام راهی را پیدا کرده بودند که با آن، صورت مسئله اعتیاد به شکل اصولی حل میشد.
من خودم یکشبه مصرفکننده نشدم. از زمانی که مصرف را شروع کردم تا زمانی که به یک مصرفکننده کامل تبدیل شدم، شاید حدود یک سال طول کشید. در طول آن یک سال، هر کاری میکردم که از اعتیاد فرار کنم، موفق نمیشدم و هر روز شرایط بدتر میشد.
زمانی که وارد کنگره شدم، به من گفتند: «فقط زمان بده.» روش درمانیای که آقای مهندس دژاکام ارائه کرده بودند، برای من در ابتدا باورکردنی نبود و فکر میکردم شاید این هم یک روش موقتی باشد.
حتی زمانی که در کنگره بودم، از ترس اینکه مبادا دوباره وابستگی ایجاد شود، از مصرف شربت و تریاک همزمان میترسیدم. اما خدا را شکر که راه برای من باز شد و توانستم با روش آقای مهندس دژاکام، با گوش به فرمان بودن و عمل کردن به آموزشها، برای نخستین بار صورت مسئله اعتیاد را بهدرستی درک کنم.
رهجوی تازهوارد معمولاً نمیتواند باور کند که اگر یک روز مواد مصرف نکند، اتفاقی برایش نخواهد افتاد. این موضوع بسیار مهم است و تنها چیزی که لازم دارد، زمان است. وقتی من به کنگره میآمدم، به من میگفتند: «فقط زمان بده؛ زمان مسئله را حل میکند.»
اما من قبل از کنگره همیشه به دنبال ترکهای یکی دو روزه بودم و همین ترکها باعث میشد حال خرابتری پیدا کنم. وقتی میبینم فردی هنوز این مسیر اشتباه را ادامه میدهد، واقعاً ناراحت میشوم و با خودم میگویم ای کاش میتوانست درک کند که این راه، راه درست درمان نیست.
شاید در بعضی موارد استثناهایی وجود داشته باشد، اما وقتی سیستم ایکس فرد راهاندازی و بازسازی نشود، حال خرابی همچنان در مسائل مختلف زندگی، از مواد گرفته تا رفتار و کردار، ادامه پیدا میکند و فرد همیشه به دنبال یک جایگزین خواهد بود.
همین دیروز با یکی از دوستان قدیمیام تلفنی صحبت میکردم. او سیزده سال مصرف را کنار گذاشته بود، اما دوباره مصرفش را شروع کرده بود. هرچه تلاش کردم برایش توضیح بدهم که راهی که رفته، صورت مسئله اعتیاد را حل نکرده است، متوجه منظورم نمیشد. تنها چیزی که توانستم به او بگویم این بود که به کنگره بیاید و این روش را هم امتحان کند. گفتم شاید این راه برای او هم نتیجه داشته باشد و چیزی برای از دست دادن ندارد.
اما چون تجربههای قبلی را داشت، میترسید و تصور میکرد این روش هم مانند روشهای قبلی است؛ مانند کمپ یا بیمارستان و روشهای دیگر. او هنوز نمیتوانست تفاوت «ترک» و «درمان» را درک کند.
ترک با درمان تفاوت دارد. درمان یعنی زمانی که فرد به تعادل برسد، اگر در کنار یک مصرفکننده هم قرار بگیرد، دیگر اتفاقی برایش نمیافتد و زندگی عادی خود را ادامه میدهد.
من افرادی را دیدهام که حتی با دیدن یک تکه کاغذ یا زغال، حالشان خراب میشد و از آن فرار میکردند. سؤال اینجاست که آیا این واقعاً درمان است؟ آیا قرار است انسان ده سال یا بیشتر، همیشه از نشانههای مصرف فرار کند؟
من در کنگره میگویم راهی که خودم طی کردم، برای من نتیجهبخش بوده است. امروز اگر در کنار یک مصرفکننده قرار بگیرم، هیچ اتفاقی برایم نمیافتد. زندگی خودم را دارم، کارم را انجام میدهم و آرامش دارم. اما آن زمان چنین شرایطی نداشتم.
زمانی که وارد کنگره شدم، به آقا احسان، راهنمای تازهواردین، گفتم که تحمل خماری را ندارم و حتی یک بار برای ترک به کمپ رفتهام. ایشان به من گفتند: «سه ماه به خودت فرصت بده و این روش را امتحان کن.» من هم این فرصت را به خودم دادم و واقعاً چیزی از دست ندادم، چون صورت مسئله برای من بهتدریج حل شد.
امروز این صورت مسئله در اختیار من و شماست. فردی مانند آقای مهندس دژاکام، پس از تجربهها و تلاشهای فراوان و عبور از روشهای مختلف، توانست این مسئله را حل کند و نتیجه آن امروز در اختیار ما قرار گرفته است.
برای کسانی که بیرون از کنگره هستند، شاید درک این موضوع ساده نباشد. بسیاری از افراد همچنان از یک ماده به ماده دیگر پناه میبرند؛ یکی تریاک مصرف میکند، دیگری متادون یا داروی دیگری، و هرکدام به دنبال جایگزینی برای مصرف قبلی هستند.
خدا را شکر میکنم که مسیر کنگره را به من نشان داد و امروز میتوانم با حال خوب زندگی کنم. من زندگی دوبارهام را مدیون راهنماها و آموزشهای کنگره هستم.
روزی که رها شدم، برای من مانند روز تولد دوباره بود. از آن روز، زندگی جدیدی را آغاز کردم؛ زندگیای که پیش از آن بلد نبودم چگونه آن را بسازم. هر روز در کنگره چیز جدیدی یاد میگیرم.
انشاءالله روزی برسد که همه انسانها، بهخصوص افراد درگیر اعتیاد، این تجربه را به دست بیاورند و بتوانند از یک راه اصولی و درست عبور کنند؛ راهی که بر اساس آموزش، زمان، گوش به فرمان بودن و عمل کردن باشد، نه اینکه هر فرد بخواهد به تنهایی برای خودش تصمیم بگیرد.
در پایان، از اینکه به صحبتهای من گوش دادید، سپاسگزارم. از محبت و توجه همه شما ممنونم.
رهایی هایی هفته با راهنما dst مسافر مرتضی و راهنما dst مسافر علی


راهنماي تازه واردين:


تایپ و ویرایش:مسافر امین پ لژیون اول
عکاس:مسافر محمد حسین ق لژیون یازدهم
بارگزاری:مرزبان خبری مسافر محمد
- تعداد بازدید از این مطلب :
190