English Version
This Site Is Available In English

مسئولیت باید متناسب با ظرفیت ما باشد

مسئولیت باید متناسب با ظرفیت ما باشد

وادی چهارم می‌گوید «در مسائل حیاتی، به خداوند مسئولیت دادن؛ یعنی سلب مسئولیت از خویشتن» این وادی یکی از وادی‌هایی است که آقای مهندس آموزش دادند و پایه‌های کنگره را شکل می‌دهد. چهار وادی اول را می‌توانیم به شخم زدن زمین تشبیه کنیم؛ اگر بخواهیم کشاورزی کنیم ابتدا باید زمین را شخم بزنیم و آن را آماده کنیم. شاید در نگاه اول بگوییم شخم زدن زمین اهمیت چندانی ندارد؛ اما وقتی وارد زمین می‌شویم ممکن است با تخته‌سنگ‌ها و موانع مختلفی روبه‌رو شویم زمین همیشه صاف و هموار نیست.

ممکن است هنگام شخم زدن به یک تخته‌سنگ بزرگ برسیم و مجبور شویم اطراف آن را خالی کنیم و سنگ را از زمین بیرون بیاوریم. شاید حتی یک سنگ بیست‌تنی در زمین وجود داشته باشد بعضی زمین‌ها بسیار حاصلخیز، غنی و مستعد هستند؛ اما پر از صخره و تپه هستند بعضی زمین‌ها صاف و هموار هستند ولی خاک غنی و حاصلخیزی ندارند. چهار وادی اول نیز همین کار را با زمین وجودی ما انجام می‌دهند؛ یعنی زمین وجودی ما را آماده می‌کنند و موانعی را که در مسیرمان قرار دارند به ما نشان می‌دهند تا بتوانیم آن‌ها را یکی‌یکی برطرف کنیم.

یکی از تخته‌سنگ‌های بزرگ در زمین وجودی ما، مسئولیت دادن به خداوند است. وقتی در مسائل حیاتی همه مسئولیت را به خداوند واگذار می‌کنیم، در واقع از مسئولیت خودمان شانه خالی کردیم. خداوند راه را به ما نشان می‌دهد؛ اما حرکت کردن و انجام دادن وظایف بر عهده خود ما است. در ادامه، به وادی چهاردهم؛ یعنی وادی محبت می‌رسیم محبت یک جادو است و ما از محبت بالاتر نداریم و بالاترین جادو، عشق است. از محبت خارها گل می‌شوند وز نیش، نوش می‌شود. حضرت مولانا نیز در اشعار خود بارها از جادوی محبت صحبت کرده است این‌که محبت می‌تواند خار را به گل و زهر را به پادزهر تبدیل کند؛ اما این جادو زمانی اثر می‌کند که محبت خالص باشد.

خانواده‌ای را در نظر بگیریم که به دلیل اعتیاد یکی از اعضای خود، سال‌ها در تاریکی و سختی بودند، خیلی چیزها را از دست دادند و آسیب‌های زیادی به خانواده وارد شده است. حالا مسافر وارد کنگره شده و در مسیر درمان قرار گرفته است سؤال این است که نقش همسفر چیست؟ همسفر برای چه کاری به کنگره آمده است؟ همسفر ممکن است مسیر را اشتباه برود. ممکن است با خودش بگوید: چه جای خوبی است بروم دانشگاه، لیسانس و فوق‌لیسانس بگیرم، پیشرفت کنم، مرزبان شوم و مسئولیت‌های مختلفی بگیرم. آموزش و پیشرفت بسیار خوب است؛ اما باید از خودمان بپرسیم پس خانه چه می‌شود؟ خانواده چه می‌شود؟ بچه‌ها چه می‌شوند؟ پس تعادل را در همه موارد باید رعایت کنیم.

اگر وادی‌ها را به‌درستی یاد نگرفته باشیم، ممکن است نتوانیم از بعضی خواسته‌های خود بگذریم. در اینجا ممکن است یک، دو راهی برای ما به وجود بیاید از یک طرف کمبودهایی که در گذشته داشتیم، ناآگاهی‌ها، ناآرامی‌ها، گره‌ها و عقده‌هایی که در وجود ما شکل گرفته و از طرف دیگر، احیای خانواده است. ممکن است گاهی انسان گره‌ها و کمبودهای خودش را انتخاب کند و از هدف اصلی دور شود، در حالی که شاید هیچ‌کس هم متوجه این موضوع نشود.

برای خروج از تاریکی، گاهی خواسته‌های بسیار بزرگی داریم. مثلاً می‌گوییم: خدایا، می‌خواهم مثل پیامبران بشوم، می‌خواهم به فلان جایگاه برسم و فلان کار را انجام بدهم؛ اما شاید لازم باشد خواسته‌هایمان را تعدیل کنیم. گاهی لازم است ابتدا یک انسان معمولی و سالم باشیم، مواد مصرف نکنیم، آموزش بگیریم و چیزهای ساده زندگی را یاد بگیریم لازم نیست یک‌باره به بالاترین جایگاه‌ها برسیم.

وقتی خواسته خود را تعدیل کردیم؛ باید دانش کسب کنیم از استاد و راهنما آموزش بگیریم، مشورت کنیم و موانع را یکی‌یکی حل کنیم. وقتی مسائل و مشکلاتمان را حل می‌کنیم از آن‌ها انرژی و تجربه به دست می‌آوریم. به قول آقای مهندس «مشکلات راه را به ما نشان می‌دهند.» بنابراین هر مشکلی که سر راه ما قرار می‌گیرد، لزوماً دشمن ما نیست می‌تواند به ما نشان بدهد که کجای مسیر نیاز به اصلاح داریم.

برای خروج از تاریکی؛ باید خواسته‌های خود را تعدیل کنیم و از گام‌های کوچک شروع کنیم. نوشتن سی‌دی‌ها هم می‌تواند مانند یک مراقبه باشد؛ زیرا تمامی نیروهای انسان را متمرکز می‌کند تا معجزه نگارش و آموزش اتفاق بیفتد؛ اگر حس‌های ما بسته شده باشد، یکی از راه‌های باز کردن آن‌ها، انجام دادن کارهای عقب‌افتاده و پذیرفتن مسئولیت‌های معطل‌مانده است. وقتی در مسیر صراط مستقیم حرکت می‌کنیم و انصاف را رعایت می‌کنیم به آرامش و رضایت قلبی می‌رسیم آرامشی که با هیچ ثروتی قابل مقایسه نیست.

تکامل در تمام ابعاد هستی وجود دارد، آموزش و علم زندگی در همه جهان‌ها جاری است. ذات انسان از نظر اجزای آفرینش ثابت است؛ اما از نظر ماهیت و کیفیت، به دلیل تکامل، قابل تغییر است. در نهایت باید با دید شکرگزاری به زندگی نگاه کنیم. گاهی چیزی را تبعیض می‌بینیم، در حالی که ممکن است توجه بیشتری به فردی شده باشد که درد و نیاز بیشتری دارد. بخشش و محبت بی‌دریغ نیز می‌تواند مسیر صعود انسان را هموار کند؛ باید مراقب مسئولیت‌هایی باشیم که بر عهده می‌گیریم. نباید مسئولیت‌های مختلفی را قبول کنیم که انجام دادن آن‌ها از عهده ما خارج است؛ زیرا در این صورت بازدهی لازم را نخواهیم داشت.

برداشت من از سی‌دی: این است که آموزش بگیریم و ظرفیت خودمان را بالا ببریم وقتی مسئولیتی به ما واگذار می‌شود، اگر بیشتر از ظرفیت ما باشد، ممکن است قبله‌ خود را گم کنیم؛ یعنی آن‌قدر درگیر مسئولیت شویم که حتی مسائل ساده و انسانی را فراموش کنیم برای مثال: جواب سلام دیگران را به‌ زور بدهیم. پس از زیر بار مسئولیت فرار نکنیم؛ اما مسئولیت را متناسب با ظرفیت و توان خود بپذیریم. آموزش بگیریم، ظرفیت خود را بالا ببریم و وقتی در جایگاهی قرار گرفتیم، هدف اصلی خود را فراموش نکنیم. در پایان، برای همه آرزو می‌کنم در هر جایگاهی که قرار می‌گیرند، موفق، سربلند و خدمتگزار باشند.

رابط‌خبری: همسفر پروین رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون پانزدهم)
عکاس‌‌ خبری: همسفر محبوبه رهجو‌ی راهنما همسفر صدیقه (لژیون ششم)
ویراستاری و ارسال: همسفر افسانه رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون دوم) دبیر سایت
همسفران نمایندگی هاتف

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...