هشتمین جلسه از دوره اول کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ نمایندگی ایذه با استادی مسافر داتیال، نگهبانی مسافر مجتبی و دبیری مسافر کورش، با دستور جلسهی « صورت مسئله اعتیاد » در روز یکشنبه مورخ پنجم مهر ماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد؛
سلام دوستان، دانیال هستم، مسافر.خداوند را شکر میکنم که فرصت حضور در این جلسه را پیدا کردم. به نظر من «صورت مسئله اعتیاد» یکی از مهمترین دستور جلسههایی است که در کنگره ۶۰ مطرح میشود، چون هر کدام از ما، فارغ از اینکه در چه جایگاهی هستیم، باید بدانیم اینجا چه کار میکنیم و تفاوت روش کنگره با روشهای بیرون چیست.
من خودم سالهای زیادی درگیر اعتیاد بودم. حدود پانزده سال، مواد مختلف را تجربه کردم. مدتی تریاک مصرف میکردم، بعد شیشه، متادون و مواد دیگری را امتحان کردم. حتی مدتی تحت نظر پزشک داروهایی مصرف میکردم که آن زمان تصور میکردم میتوانند مشکل مرا حل کنند. اما چون صورت مسئله اعتیاد را نمیشناختم، در واقع فقط از یک ماده به ماده دیگر میرسیدم.
در آن سالها تصور من از درمان این بود که باید یک ماده یا دارویی پیدا کنم که مصرف ماده قبلی را متوقف کند. به همین دلیل، روشهای مختلفی را امتحان کردم. گاهی چند ماده را با هم مصرف میکردم و حتی در مقطعی شرایط به جایی رسید که حافظه و هوشیاریام بهشدت آسیب دیده بود. صبح از خواب بیدار میشدم و اتفاقات شب قبل را به یاد نمیآوردم.
توهمات بسیار شدیدی پیدا کرده بودم. چیزهایی میدیدم و احساس میکردم که واقعیت نداشتند. گاهی افراد یا تصاویر مختلفی میدیدم و ترس و وحشت زیادی داشتم. مدت زیادی تنها زندگی میکردم و خانوادهام برایم دعا و تلاش میکردند، اما هیچکدام از این کارها باعث نشدند که من واقعاً به نتیجه برسم؛ چون هنوز صورت مسئله را پیدا نکرده بودم.
در این سالها روشهای مختلف بیرون از کنگره را هم دیدم و تجربه کردم. به کمپها رفتم و شرایط افراد مصرفکننده و بیمار را از نزدیک دیدم. مواردی را دیدم که واقعاً تأسفبار بود. افرادی را دیدم که بعد از ترکهای سخت و مصرف داروهای مختلف، باز هم حال خوبی نداشتند. حتی مواردی را دیدم که فرد به بیمارستان و تیمارستان منتقل شده بود و مدتها دارو مصرف کرده بود، اما مسئله اصلی همچنان سر جای خودش بود.
این تجربیات به من نشان داد که اگر ما ندانیم اعتیاد دقیقاً چیست، ممکن است سالها برای درمان تلاش کنیم اما همچنان درگیر همان مشکل باشیم.
سال ۱۳۹۶ بود که وارد کنگره ۶۰ شدم. وقتی برای اولین بار وارد کنگره شدم، چیزهایی دیدم که برایم تازگی داشت. افراد لباس سفید پوشیده بودند، نظم خاصی وجود داشت و مهمتر از همه، دیدم اینجا چیزی وجود دارد که در جاهای دیگر ندیده بودم.
بعد از ورود به کنگره، آموزشها را شروع کردم و با سیدیها و مطالب آموزشی آشنا شدم. کمکم متوجه شدم تفاوت اصلی کنگره با روشهایی که قبلاً تجربه کرده بودم، در این است که کنگره صورت مسئله اعتیاد را پیدا کرده است.
مهندس دژآکام به ما آموزش دادند که برای درمان اعتیاد، فقط قطع مصرف مواد کافی نیست. همانطور که وقتی یک ماشین پنچر شده نمیتوانیم فقط سوار آن شویم و انتظار داشته باشیم درست حرکت کند، در انسان هم نمیتوانیم بدون توجه به جسم و سیستمهای آسیبدیده، انتظار داشته باشیم با قطع مصرف همه چیز درست شود.
وقتی یک فرد سالها مواد مصرف کرده، جسم او دچار تخریب شده است. سیستمهای مختلف بدن، مخصوصاً سیستم تولیدکننده مواد شبهافیونی طبیعی، تحت تأثیر مصرف مواد قرار گرفتهاند. بنابراین باید جسم فرصت بازسازی و درمان داشته باشد.
من زمانی که در کمپ بودم، ترک متادون را تجربه کردم و واقعاً شرایط سختی داشتم. بدنم درد میکرد؛ از پا و کمر گرفته تا شکم، روده و حتی گلو. واقعاً نمیدانستم چه اتفاقی برای بدنم افتاده است. آن زمان تصور میکردم همین که مواد را قطع کنم، باید درمان شده باشم، اما چنین اتفاقی نیفتاد.
اینجا بود که مفهوم درمان برای من تغییر کرد. مهندس میفرمایند ابتدا باید جسم به درمان برسد و وقتی جسم به تعادل نزدیک شد، میتوان روی روان و جهانبینی هم کار کرد. این سه بخش به یکدیگر مرتبط هستند و نمیتوان یکی را نادیده گرفت.
در کنگره ۶۰، درمان به معنای واقعی یعنی اینکه فرد بتواند جسم خود را به تعادل برساند، روان او آرامش پیدا کند و در کنار آن جهانبینی او نیز تغییر کند.
من سالها دنبال صورت مسئله میگشتم و پیدا نمیکردم. تجربههای زیادی داشتم، روشهای مختلفی را امتحان کردم و افراد و مراکز مختلفی را دیدم، اما نتیجهای که میخواستم به دست نیاوردم. وقتی وارد کنگره شدم، تازه متوجه شدم مشکل کجاست.
به نظر من یکی از مهمترین تفاوتهای کنگره ۶۰ با بسیاری از روشهای دیگر همین است که به جای اینکه فقط با مصرفکننده و مواد مصرفی او برخورد کنیم، خودِ مسئله اعتیاد را بررسی کردهایم.
اگر صورت مسئله درست فهمیده نشود، راهحل هم درست پیدا نمیشود. اما وقتی فهمیدیم اعتیاد چه آسیبی به جسم وارد کرده و سیستمهای بدن چگونه تحت تأثیر مواد قرار گرفتهاند، آنوقت میتوان برای درمان واقعی برنامهریزی کرد.
من امروز بعد از سالها تجربه، این را با تمام وجود درک کردهام که درمان اعتیاد فقط «مصرف نکردن» نیست؛ درمان یعنی بازسازی و رسیدن به تعادل.
کنگره به من یاد داد که برای درمان باید صبر داشته باشم، آموزش بگیرم و اجازه بدهم جسم، روان و جهانبینی بهتدریج به تعادل برسند. چیزی که سالها با عجله و روشهای مختلف دنبالش میگشتم، در اینجا با شناخت صورت مسئله و حرکت درست، برایم قابل دستیابی شد.
به همین دلیل، هر بار که درباره «صورت مسئله اعتیاد» صحبت میکنیم، برای من فقط یک دستور جلسه نیست؛ بخشی از داستان زندگی خودم است. من سالها صورت مسئله را نمیشناختم و به همین دلیل راههای مختلف را امتحان میکردم، اما وقتی صورت مسئله را فهمیدم، مسیر درمان هم برایم روشن شد.
ممنونم که به مشارکتم گوش دادید.
عکاس؛ مسافر حسین
تایپ و ارسال؛ مسافر محمد
- تعداد بازدید از این مطلب :
118