جلسه دهم از دوره دهم کارگاههای آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی یوسف به استادی راهنما همسفر ناهید، نگهبانی همسفر اکرم و دبیری همسفر حمیده با دستور جلسه «صورتمسئله اعتیاد» روز سهشنبه 7 مهرماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار کرد.
.jpg)
خلاصه سخنان استاد:
وقتی به دستور جلسه «صورت مسئله اعتیاد» نگاه میکنم، برای من یکی از مهمترین نکاتی که مطرح میشود این است که برای حل هر مسئلهای، قبل از اینکه به دنبال راهحل باشیم، باید خودِ مسئله را بهدرستی بشناسیم. اگر صورت مسئله را اشتباه تعریف کنیم، حتی اگر سالها هم برای حل آن تلاش کنیم، ممکن است همچنان در نقطه اول باقی بمانیم.
آقای مهندس دژاکام، بنیانگذار و تئوریسین کنگره ۶۰، خودشان سالها با مصرف مواد مخدر و الکل درگیر بودند و روشهای متداول مختلفی را نیز برای درمان تجربه کردند، اما نتیجهای که انتظار داشتند حاصل نشد. همین تجربه باعث شد نگاه ایشان به اعتیاد تغییر کند و بهجای اینکه فقط به قطع مصرف ماده فکر کنند، به دنبال شناخت ماهیت واقعی بیماری اعتیاد بروند. حاصل این حرکت و تحقیقات، ارائه روش DST و در ادامه مطرح شدن تئوری «سیستم ایکس» و «صورت مسئله اعتیاد» بود؛ مفاهیمی که نگاه تازهای به بیماری اعتیاد ایجاد کردند.
اما صورت مسئله اعتیاد دقیقاً چه چیزی را برای من روشن میکند؟ اینکه اعتیاد فقط مسئله ورود یک ماده مخدر به بدن و یا فقط یک وابستگی روانی نیست. در اثر مصرف طولانیمدت، بخشهایی از سیستمهای حیاتی بدن، بهویژه سیستم تولیدکننده و تنظیمکننده مواد شبهافیونی و انتقالدهندههای عصبی، از تعادل خارج میشوند. بنابراین وقتی ماده را بهیکباره از بدن حذف میکنیم، در واقع فقط ورودی را قطع کردهایم، در حالی که سیستمهایی که باید وظیفه طبیعی خودشان را انجام دهند هنوز بازسازی نشدهاند. اینجاست که مفهوم «سیستم ایکس» برای من اهمیت پیدا میکند.
در سیدی «راز بزرگ» از ناقلهای عصبی و نوروترانسمیترها بهعنوان بخشی از حلقه مفقودهای یاد میشود که در نگاههای قدیمیتر کمتر مورد توجه قرار گرفته بود. مواد مخدر میتوانند بر عملکرد سیستم عصبی و سازوکارهای مختلف بدن اثر بگذارند و با ادامه مصرف، تعادل طبیعی این سیستمها را دچار اختلال کنند. پس اگر بخواهیم درمانی پایدار اتفاق بیفتد، تنها مسئله این نیست که ماده مصرف نشود؛ بلکه باید فرصت و شرایطی ایجاد شود تا سیستمهای آسیبدیده دوباره به تعادل برسند. به همین دلیل، در روش DST با یک قطع ناگهانی و یکباره مواجه نیستیم، بلکه با یک فرآیند تدریجی و حسابشده روبهرو هستیم؛ فرآیندی که در آن همزمان با کاهش تدریجی ماده، زمان لازم برای بازسازی و تنظیم سیستمهای بدن نیز فراهم میشود.
به نظرم یکی از زیباییهای صورت مسئله اعتیاد همینجاست: مسئله را از «ترک کردن ماده» به «بازسازی انسان» تغییر میدهد. از این دیدگاه، اینکه نوع ماده مصرفی متفاوت باشد، لزوماً اصل صورت مسئله را تغییر نمیدهد؛ چراکه اگر هدف، بازگرداندن سیستمهای از تعادل خارجشده به وضعیت طبیعی باشد، نگاه ما دیگر صرفاً متوجه نام ماده نیست، بلکه متوجه تخریبی است که مصرف طولانیمدت در سیستمهای بدن ایجاد کرده است.
شاید یکی از امیدبخشترین بخشهای این نگرش همین باشد که درمان را به معنای واقعی کلمه، یک فرآیند بازسازی میبیند؛ نه جنگیدن با یک ماده، نه سرزنش انسان مصرفکننده و نه صرفاً تحمل کردن خماری و علائم محرومیت. برای من، شاهکار روش DST فقط این نیست که مصرف مواد مخدر را بهصورت تدریجی کاهش میدهد؛ بلکه این است که به بدن فرصت میدهد دوباره آنچه را که در طول سالها مصرف از دست داده، بازسازی کند و به تعادل نزدیک شود.
وقتی صورت مسئله را درست ببینیم، راهحل هم شکل دیگری پیدا میکند.در گذشته شاید تصور میشد برای رهایی از اعتیاد باید فقط ماده را از انسان گرفت؛ اما در این نگاه، باید سیستمهای آسیبدیده را نیز ترمیم کرد. این تفاوت کوچکی نیست؛ بلکه تفاوت میان «قطع مصرف» و «درمان» است. به همین دلیل، صورت مسئله اعتیاد برای من سرشار از امید است؛ چون به انسان میگوید آنچه در اثر سالها مصرف از تعادل خارج شده، میتواند در یک مسیر درست، تدریجی و زمانمند، دوباره به سمت تعادل حرکت کند. و اینجاست که معنای واقعی DST برای من آشکار میشود: جسم، روان و جهانبینی، سه ضلع مسیری هستند که میتوانند انسان را از ویرانی به سمت بازسازی و تعادل هدایت کنند.
تجلیل از ایجنت همسفر سمیه و معرفی ایجنت جدید همسفر سمیه.jpg)
.jpg)
.jpg)
مرزبانان کشیک: همسفر حمیده و مسافر اصغر
عکاس: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر آرزو (لژیون ششم)
تایپ، ویرایش و ارسال: مرزبان خبری همسفر نرگس
همسفران نمایندگی یوسُف تهران
- تعداد بازدید از این مطلب :
240