کنگره۶۰ برای بیان کامل موضوع اعتیاد، تعریف اعتیاد و چگونگی آن، بنای عظیمی را ساخته. اگر بخواهیم بهصورت ساده از صورتمسئله اعتیاد بگوییم، ابتدا باید بدانیم صورتمسئله چیست. یکی از مشکلات اصلی اعتیاد تا به حال همین موضوع بوده است؛ صدها سؤال مجهول که کسی قادر نبود به آنها پاسخی بدهد و نتیجه آن سردرگمی عمیقی بود که جهان را در تاریکی و ابهام فرو برد. به همین دلیل تعریف جامع یا واضحی از اعتیاد ارائه نشده و پروتکلهای درمانی مشخصی نیز برای آن مدون نشده است. یکی از مهمترین اقداماتی که بنیان کنگره۶۰ و نویسنده کتاب عبور از منطقه۶۰ درجه زیر صفر و مبتکر روش DST، مهندس دژاکام انجام دادند این بود که تمامی این مجهولها را به یک مجهول تبدیل نمودند؛ یعنی بسیاری از سؤالات بیربط و گمراهکننده را کنار زدند و معادله را به یک مجهول تبدیل کردند.
صورتمسئله اعتیاد از موضوعاتی است که در واقع مهندس دژاکام نگاه جدیدی به آن داشتند؛ بهاضافه مقالاتی که بعداً اضافه شد، مانند سمزدایی که مفاهیمی را برای ما باز میکند. در سیدی کرونا مهندس دژاکام میفرمایند: ما اگر بخواهیم مسئلهای را حل کنیم یک سری دادههایی را داریم، صورتمسئله و حلمسئله را داریم. دادههای اولیه یعنی همان اطلاعاتی که من درباره یک موضوع دارم؛ مثلاً درباره اعتیاد یکسری اطلاعاتی را نیاز دارم، باید مواد مخدر و انسان را بشناسم. صورتمسئله یعنی مشکل کجاست یا من چه کاری انجام دهم یا چه قسمتهایی از بدن من آسیب دیده است، چه چیزهایی را از دست دادم و چه چیزهایی از تعادل خارج شده است؛ در واقع یک انسان بیمار را میخواهیم به انسان سالم تبدیل کنیم.
این تبدیل چگونه اتفاق میافتد؟ این همان حلمسئله است. بنابراین بیماری و انسان را میشناسیم و اطلاعات را داریم؛ میخواهیم از نظر روان و جهانبینی این تغییرات به وجود بیاید و از نظر جسم این غدد راهاندازی شود. شخصی که اعتیاد دارد جهانبینی او پر از ترس، نفرت، حقارت، درد، رنج و ناامیدی است و ما میخواهیم اینها را تغییر دهیم. روشی که استفاده میکنیم در واقع همان حلمسئله است. نوع نگاهی که در کنگره مطرح میشود، نگاه کردن به مسئله و ساده کردن آن است. علت اینکه کنگره برای هر موضوعی مثلثی ارائه میدهد این است که هدف پیدا کردن کلید است؛ یعنی اول صورتمسئله را مشخص کنیم. در گذشته اعتیاد درمان نداشت؛ زیرا صورتمسئله مشخص نشده بود و به همین علت بیماری اعتیاد پیچیده بود.
ما در کنگره میگوییم اعتیاد یعنی: جسم، روان و جهانبینی؛ و تنها با این سه مولفه سر و کار داریم. اگر در جای دیگری بیماری اعتیاد را جستوجو کنیم، ممکن است عوامل مختلفی را عنوان کنند که همه آنها مجهول باشند و ما نمیتوانیم صدها مجهول را حل کنیم. مهندس فرمودند: علت اعتیاد عدم آگاهی است. این آگاهی تنها با آموزش جهانبینی حاصل میشود، بنابراین مسئله ساده شد و متوجه شدیم که با جسم، روان و جهانبینی سروکار داریم. زمانیکه جسم درمان شود، روان نیز درمان میشود. ما در کنگره میآموزیم که اگر میخواهیم مسئله را حل کنیم، باید به تعریفها دقت کنیم؛ زیرا اگر تعریفها نادرست باشد بزرگترین متخصصان جهان هم ممکن است گمراه شوند. علم پیچیده نیست، باید کلید آن را پیدا کنیم. نه تنها در مورد درمان اعتیاد، بلکه برای همه مسائلی که در زندگی وجود دارد باید حلمسئله را بیاموزیم و گرهها را باز کنیم؛ زیرا فردی که مسئله را حل میکند به آرامش میرسد.
نویسنده: همسفر عاطفه راهنما همسفر فاطمه (لژیون پنجم)
ویرایش: همسفر سیمین، راهنما همسفر شبنم (لژیون چهارم)
ارسال: همسفر نجوا، راهنما همسفر هانیه (لژیون سوم)
همسفران نمایندگی گیلان
- تعداد بازدید از این مطلب :
199