زندگی انسان مانند کتابی است که از روز ازل نوشته شده و آنچه از تولد تا مرگ میبینیم، تنها بخشی از این کتاب است. انسان تنها جسم نیست و با مرگ، همهچیز پایان نمییابد. نفس انسان باید در مراحل و حلقههای متعدد هستی، مسیر سیر و تکامل خود را طی کند.
آنچه امروز در زندگی ما وجود دارد، نتیجه عملکرد گذشته ماست؛ بنابراین به جای مقصر دانستن دیگران، باید مسئولیت اعمال خود را بپذیریم و برای اصلاح آنچه به وجود آوردهایم، حرکت کنیم. هستی بر پایه نظم، حساب و قانون استوار است و هر عملی، نتیجهای به همراه دارد.
تغییر، یکباره اتفاق نمیافتد. اگر انسان به عمق تاریکی رفته باشد، باید مسیر بازگشت را قدمبهقدم طی کند. توبه به معنای بازگشت است و برای تغییر واقعی، ابتدا باید خودمان تغییر کنیم؛ آنگاه بسیاری از مسائل پیرامون ما نیز تغییر خواهد کرد.
محبت واقعی از دانایی، معرفت، شناخت، آگاهی و بیداری سرچشمه میگیرد. زمانی که باورهای انسان با محبت واقعی پیوند بخورد، معنای محبت را در عمل لمس میکند. برای رسیدن به هر هدفی نیز باید جستجوگر بود و با آموزش، تمرین و استمرار حرکت کرد؛ همانگونه که با هر ضربه چکش، میخ اندکاندک در دیوار فرو میرود.
اگر میخواهی خوشنویس شوی، بنویس و بنویس و بنویس؛ و هرگز از شکست خوردن نترس.
موضوع اصلی این جلسه، عشق، محبت، خدمت و شکرگزاری بود.
در این بخش از وادی عشق و حیات بیان میشود که کار و حرکت انسان، زمانی معنا پیدا میکند که ریشه در حیات و عشق داشته باشد. حیات بر پایه محبت استوار است و عشق، معنای واقعی خود را از محبت میگیرد.
اگر محبت و عشق وجود نداشت، بسیاری از پیوندهای هستی شکل نمیگرفت؛ خانواده، دوستی، همکاری و حتی بسیاری از جلوههای طبیعت بر اساس همین پیوند و محبت به وجود آمدهاند.
انسان نیز در بسیاری از حرکتهای خود، سختیها و رنجها را به دلیل نیرویی درونی تحمل میکند؛ نیرویی که او را به خدمت، آموزش و انتقال دانستههایش به دیگران ترغیب میکند.
هر دانشی که انسان با تلاش به دست میآورد و آن را در اختیار دیگران قرار میدهد، میتواند خدمتی از روی عشق باشد. پزشک با کشف راه درمان، معلم با انتقال دانش، پژوهشگر با یافتن حقیقت و یک خدمتگزار با انجام وظیفه خود، بخشی از داشتههای خویش را برای حیات و پیشرفت دیگران به کار میگیرد.
در کنگره ۶۰ نیز خدمت، امری اجباری نیست. راهنما، مرزبان، دیدهبان و سایر خدمتگزاران، از روی اجبار خدمت نمیکنند؛ بلکه نیروی محبت و عشق است که انسان را به حرکت و خدمت وامیدارد. بسیاری از افراد مسافتهای طولانی را طی میکنند، از خانواده و آسایش خود میگذرند و وقت و توان خود را صرف خدمت به دیگران میکنند؛ اگر عشق و محبت در کار نباشد، چنین حرکتی معنا پیدا نمیکند.
خدمت برای آیندگان
یکی از مفاهیم مهم مطرحشده، خدمت برای انسانهایی است که امروز در کنار ما نیستند و در آینده وارد حیات خواهند شد.
همانگونه که گذشتگان کاشتند و ما از ثمره آن بهرهمند شدیم، ما نیز باید بکاریم تا آیندگان بتوانند برداشت کنند.
در کنگره ۶۰ نیز دیگران برای ما تلاش کردهاند و زمینهای فراهم کردهاند که امروز بتوانیم در این مسیر حرکت کنیم؛ بنابراین وظیفه ماست که این مسیر را ادامه دهیم و برای آیندگان نیز قدم برداریم.
نزدیک شدن به هستی
محبت تنها در ارتباط انسان با انسان خلاصه نمیشود. اگر به هستی و مخلوقات آن توجه داشته باشیم، باید نسبت به درختان، جنگلها، رودخانهها، دشتها و کوهها نیز احساس مسئولیت کنیم.
کاشت درخت، حفظ طبیعت، آلوده نکردن آبها و نگهداری از محیطزیست، جلوههایی از همین نگاه است. نمیتوان از محبت و عشق سخن گفت، اما نسبت به طبیعت و موجودات پیرامون خود بیتفاوت بود.
نگهبان بودن، تنها به معنای نگهبانی از یک جایگاه نیست؛ بلکه باید نگهبان داشتهها و نعمتهایی باشیم که در اختیار ما قرار گرفته است.
آموزش و فرصت تغییر
در ادامه درباره انسانهایی سخن گفته شد که ممکن است در اندیشه و رفتار خود خلل ایجاد کنند. اما نکته مهم این است که پیش از آموزش نمیتوان درباره انسان قضاوت نهایی کرد.
ممکن است فردی با شرایط بسیار نامناسب وارد کنگره شود، اما پس از آموزش و قرار گرفتن در مسیر درست، تغییر کند. بنابراین ابتدا باید فرصت آموزش و حرکت را به انسان داد و سپس عملکرد او را مورد توجه قرار داد.
همانگونه که اگر آب آلودهای وارد یک رودخانه زلال شود، باید از آلوده شدن مسیر جلوگیری کرد، در زندگی نیز باید مراقب باشیم عوامل مخرب، اندیشه و مسیر حرکت ما را تحت تأثیر قرار ندهند.
شکرگزاری و سپاسگزاری
یکی از کلیدیترین مطالب جلسه، شکرگزاری و سپاسگزاری بود.
برای اینکه خوبیها و نیروهای سازنده در زندگی ما افزایش پیدا کند، باید قدر داشتهها و خدمتهایی را که دریافت میکنیم بدانیم. شکرگزاری فقط با زبان نیست؛ باید در قلب، زبان و عمل نیز دیده شود.
باید از کسانی که به ما خدمت میکنند قدردانی کنیم؛ از خانواده، راهنما، مرزبان، دیدهبان و تمام انسانهایی که در مسیر زندگی برای ما قدمی برداشتهاند.
در کنگره ۶۰ نیز هفتههای مختلفی برای قدردانی از خدمتگزاران وجود دارد تا فرهنگ شکرگزاری و سپاسگزاری در میان اعضا تقویت شود. این قدردانی باید آگاهانه و در جایگاه خودش انجام شود.
انسانی که شکرگزار است، قدر داشتههای خود را میداند و با حفظ و افزایش آنها، زمینه رشد و برکت را فراهم میکند. بسیاری از داشتههای امروز ما، نتیجه زحمات کسانی است که پیش از ما قدم برداشتهاند.
سخن پایانی
محبت و عشق، نیروی حرکت انسان هستند و خدمت، یکی از جلوههای آشکار این محبت است. وقتی انسان یاد میگیرد شکرگزار باشد و از داشتهها و خدمت دیگران قدردانی کند، محبت در وجود او افزایش پیدا میکند و این محبت میتواند در رفتار و عملکرد او نمایان شود.
ما باید بیاموزیم که برای خودمان زندگی نکنیم؛ بلکه بخشی از توان، دانش، محبت و داشتههای خود را برای دیگران و آیندگان به کار بگیریم.
دیگران کاشتند و ما خوردیم؛
ما میکاریم تا دیگران بخورند.
در نهایت، آنچه میتواند انسان را از سکون به حرکت، از تاریکی به روشنایی و از خودخواهی به خدمت برساند، دانایی، محبت، عشق و شکرگزاری است.
تدوین:خدمتگزاران سایت نمایندگی کوروش آذرپور
- تعداد بازدید از این مطلب :
753