English Version
This Site Is Available In English

پرورش استاد

پرورش استاد

جلسه هفتم از دوره ششم جلسات لژیون سردار همسفران کنگره۶۰ نمایندگی لویی پاستور به استادی همسفر زلیخا، نگهبانی دنور همسفر نیلوفر و دبیری همسفر زهرا با دستور‌ جلسه «صورت مسئله اعتیاد» روز سه‌شنبه ۷ مهرماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۵:۴۵ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:
همه ما اعتیاد را با گوشت و پوست و خون خودمان لمس کرده‌ایم، می‌دانیم واقعاً سخت بود و گمان می‌کردیم اصلاً درمان ندارد. مسافر من خیلی جاها رفت. چند بار او را به کمپ و نزد بهترین روانپزشکان بردم؛ درمان که نشد بلکه بدتر هم شد. راه‌های زیادی را رفتیم تا اینکه کنگره۶۰ را پیدا کردیم. خدا را شکر در کنار دانشمند بزرگی مثل آقای مهندس قرار گرفتیم تا بتوانیم درمان شویم. در کنگره۶۰ نه‌ تنها مسافرانمان از اعتیاد درمان می‌شوند بلکه خود ما هم درمان می‌شویم چون گاهی تخریب همسفر بیشتر از مسافر است.

در کنگره۶۰ تنها اعتیاد درمان نشده بلکه روی صورت مسئله‌های دیگری مانند سرطان، چاقی و بیماری‌های دیگر از جمله ام‌اس نیز کار شده است. آقای مهندس اولین مقاله‌شان را در سیستان و بلوچستان، دانشگاه زاهدان ارائه دادند و پذیرفته شد و این مطالب به کشورهای دیگر نیز انتقال پیدا کرد. در سراسر جهان سه مسئله مهم وجود دارد که سال‌ها حل‌نشده باقی مانده‌اند: درمان اعتیاد، سرطان و چاقی. در کنگره۶۰ روی این مسائل تحقیق و تجربه انجام شده است.

ریشه کنگره۶۰ آقای مهندس است و شاخه‌های آن نگهبانان و برگ‌های این درخت مرزبانان و راهنمایان هستند. همه این عزیزان زحمت کشیده‌اند تا کنگره۶۰ پابرجا بماند. این زحمت را ما چطور باید جبران کنیم؟ یکی از راه‌ها حمایت مالی است. اگر من بخواهم چیزی بخرم، باید پول داشته باشم تا بتوانم آن را تهیه کنم؛ بنابراین برای ادامه و گسترش کنگره۶۰ نیز حمایت مالی لازم است. باید به لژیون مالی سردار کمک کنیم تا لژیون‌های سراسر کشور پابرجا بمانند و گسترش پیدا کنند. خود من حاضرم لباس نخرم یا لباس‌های چند سال قبلم را ترمیم کنم ولی به لژیون سردار کمک کنم؛ چون واقعاً ارزش دارد. چرا؟ چون نه‌ تنها مسافر من رها و درمان شده، بلکه بچه‌ها و مسافران دیگری هم درمان شده‌اند.

وقتی آقای مهندس کتاب چهارده مقاله را می‌نوشتند، یکی از استادان به ایشان فرمودند  این مطالب را بنویسند چون تنها برای خودشان نیست؛ بلکه برای تمام کسانی است که منتظر این کتاب هستند تا از آن استفاده کنند و به درمان برسند. آقای مهندس به‌ تنهایی نمی‌توانند و کسانی هم که کمک می‌کنند، به‌ تنهایی نمی‌توانند. همه ما باید زنجیروار دست به دست هم بدهیم تا بتوانیم کنگره را نگه‌داریم و پیامش به همه جهان‌ برسد،  دانشگاه کنگره۶۰ نیز آماده و راه‌اندازی شود تا افراد از کشورهای دیگر بتوانند بیایند و از این دانش استفاده کنند. مهم‌ترین موضوع در کنگره۶۰ روش DST و داروی OT است. اگر این موضوعات نبود، تحقیقات آقای مهندس و نتایجی که به دست آمده وجود نداشت. ایشان می‌فرمایند: «علمی که تجربه شده باشد، سندی بدون نقص است.» این علم تجربه شده و آقای مهندس آن را در اختیار مسافران قرار داده‌اند و آن‌ها به درمان رسیده‌اند.

مسافر من کسی بود که وقتی به خانه می‌آمد اگر چیزی به او می‌گفتم، حتی در را می‌شکست. نمی‌خواهم تخریب‌هایش را بگویم؛ می‌خواهم روشن شود که آقای مهندس چه انسان‌هایی را پرورش داده است یعنی از انسان‌هایی در بدترین شرایط، بهترین استادها را پرورش داده‌اند. الان مسافر من وقتی در را باز می‌کند، دست‌های مرا می‌بوسد و مرتب از من تشکر می‌کند. می‌گویم: خدایا، او کجا بود و الان کجاست! تجربه کوتاهی هم درباره برادرشوهرم دارم. ایشان مصرف‌کننده بود، به کنگره آمد، درمان شد و رها شد، اما بعد از مدتی کنگره را رها کرد. وضعیت مالی خوبی داشت. به او گفتم: «حسن‌آقا! یکی از زمین‌هایت را بفروش و جریمه‌ات را بده تا دوباره به کنگره برگردی و درمانت را ادامه بدهی؛ چون جانت از این مال و ثروت باارزش‌تر است.» اما این کار را نکرد و به‌خاطر اینکه جریمه را ندهد، از کنگره فاصله گرفت و دوباره آن‌قدر مصرف کرد که از بین رفت. در نهایت نه خودش از آن مال استفاده کرد و نه خانواده‌اش. می‌خواهم بگویم اینجا هرقدر کمک مالی، جانی و به‌خصوص خدمت کنیم، باز هم کم است. خدمت، چه مالی و چه جانی، به خود ما کمک می‌کند و باعث حرکت ما می‌شود و راه را برایمان باز می‌کند.

مسافر من اصلا مرا اذیت نکرد چرا که از روزی که رها شد، پشت سر هم خدمت گرفت. من متوجه شدم که این خدمت‌ها باعث می‌شود راهش را راحت‌تر برود و مسیر برایش هموار شود. اگر خدمت نمی‌کرد ممکن بود از کنگره بیرون برود؛ یعنی گردباد او را به بیرون پرت کند، بدون اینکه خودش متوجه شود. من خیلی‌ها را دیده‌ام که چنین اتفاقی برایشان افتاد و خیلی‌ها را هم دیدم که واقعاً چیزی نداشتند ولی هم خدمت مالی کردند و هم خدمت جانی؛ یعنی خدمتگزار کنگره بودند.

عکاس: مرزبان خبری همسفر مرجان
تایپیست: همسفر منیژه رهجوی راهنما همسفر مریم ث. (لژیون نهم)
ارسال: راهنما همسفر ثریا (لژیون هفتم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی لویی پاستور

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...