جلسه ششم از دوره ششم سری جلسات لژیون سردار همسفران نمایندگی زنجان با دستور جلسه «صورتمسئله اعتیاد» با استادی راهنما همسفر پریسا، نگهبانی موقت دنور همسفر زهرا و دبیری موقت همسفر ناهید، روز دوشنبه ۱۴۰۵/۰7/6 ساعت ۱5:۰۰ آغاز به کارکرد.

سخنان استاد
خدا را شکر میکنم که در کنگره و لژیون سردار حضور دارم. چند وقت پیش میگفتم که صحبتکردن در لژیون سردار برای من خیلی سخت است؛ ولی وقتی این پیشنهاد به من داده شد که در این لژیون بهعنوان استاد بنشینم، دیدم که در این دورهای که هستم، خیلی به این جایگاه نیاز دارم. احساس میکردم وقتی در این جایگاه بنشینم، چون صاحب این لژیون به من نگاه میکند، یک حس آرامش عجیب پیدا میکنم. خدای خودم را شکر میکنم که الان این حس را تجربه میکنم.
در رابطه با دستور جلسه، همانطور که سال تحصیلی در کشور آغاز میشود، کنگره هم سال تحصیلیاش را با دستور جلسه «صورتمسئله اعتیاد» شروع میکند. شروع سال تحصیلی را خدمت همه عزیزان تبریک عرض میکنم. میخواهم از صحبتهای آقای مهندس وام بگیرم که میفرمایند: «علمی که حقیقی باشد، در هر دو جهان طی طریق میکند.» میگوییم علم یعنی چه؟ علم همان آگاهی است، همان رشد است، همان تفکر است؛ چیزی که قرار است در کولهبار خودمان برای جهانهای بعدی جمع کنیم تا نفسمان ارتقا پیدا کند، رشد پیدا کند و ما با تکامل یافتن، به آنجایی که از آن انشعاب یافتهایم، برسیم. حالا حقیقت یعنی چه؟ حقیقت آن چیزی است که بوده، هست و خواهد بود؛ یعنی چیزی که ماندگار است، چیزی که اثرگذار است و روی تمام چیزهایی که وجود دارد، تأثیر میگذارد.
صورتمسئله اعتیاد، همان علمی است که حقیقی است. میگویند حقیقت، اگر بهاندازه یک ارزن هم باشد و در دل یک کوه بزرگ هم قرار گرفته باشد، بالاخره یک روز خودش را نشان میدهد. روزی که آقای مهندس سفر خودشان را، چه خواسته و چه ناخواسته، انجام دادند، در واقع آن حقیقت را برای همه ما نمایان کردند و صورتمسئله اعتیاد را برای ما مطرح کردند؛ حقیقتی که یک علم است و ماندگار خواهد بود. ما که در این جهان فیزیکی هستیم و الان روی این صندلیها نشستهایم، نشانههای این حقیقت را در مسافرهایمان میبینیم.
وقتی به این دستور جلسه فکر میکردم، با خودم میگفتم همه حرفها دررابطهبا این دستور جلسه زده شده است و خواستم حرف دل خودم را بزنم. به کسانی که هنوز نتوانستهاند از دل تاریکی بیرون بیایند، میخواهم بگویم: ما که در وسط این علم و حقیقت هستیم و از دل آن تاریکی بیرون آمدیم و به روشنایی رسیدیم، اگر این صورتمسئله را نپذیریم، این تاریکی قرار است در جهان بعدی هم با ما متولد شود. آن زمان، اگر آرشیو ما باز شود و یادمان بیاید که یک روزی در دل این صورتمسئله بودیم و قدر آن را ندانستیم، حالا که در جهان بعدی هستیم، دوباره باید این چرخه بچرخد و در همان جایگاه قرار بگیریم. پس بهتر است که قدر آن را بدانیم و این حقیقت را در زندگی خودمان جاری کنیم.
آقای مهندس میفرمایند: «علم پیچیده نیست؛ هر چیزی کلیدی دارد.» صورتمسئله اعتیاد هم به شکلی ساده و روان برای همه ما مطرح شده است. گفته شده که در سه قسمت جسم، روان و جهانبینی ما تخریب ایجاد شده و عمل جایگزینی اتفاق افتاده است؛ یعنی مواد مخدر بیرونی جایگزین مخدرهای درونی بدن شدهاند. اول، ریشه این تخریب در جسم ما ایجاد میشود؛ یعنی کارخانهای که مواد شبه افیونی بدن، مثل دینورفین، اندورفین، انکفالین و... را تولید میکند و شادی، سرحالی و خواب ما را تنظیم میکند، دیگر از تنظیم خارج شده است و آن مواد بهدرستی تولید نمیشوند؛ یعنی آن کارخانهها متروکه شدهاند، چون از بیرون مواد وارد بدن شده است. وقتی این بیتعادلی اتفاق میافتد، روی روان ما نیز تأثیر میگذارد. وقتی دندان ما درد میکند، نه حوصله خودمان را داریم، نه حوصله دیگران را و نه حوصله هیچ کاری را. دقیقاً تأثیری که اعتیاد روی جسم یک مصرفکننده میگذارد، همین است؛ حتی حوصله خودش را هم ندارد، چون در جسم و روانش تخریب حاصل شده است.
در این بیتعادلیها، یکسری رفتارها و نگرشها نیز در فرد شکل میگیرد؛ یعنی اگر به او بگویند این راه، راه صاف و درست است، آن را قبول نمیکند؛ چون تحتتأثیر نیروهای منفی و بازدارنده قرار دارد و آن نیروها اجازه نمیدهند که از این مسیر حرکت کند. اینها نکات سادهای هستند که صورتمسئله اعتیاد برای ما روشن میکند. وقتی دست ما میشکند، تنها راه درمان این است که آن را گچ بگیریم و مدتی از آن مراقبت کنیم. مهم نیست دست ما چگونه شکسته است؛ اعتیاد هم همینطور است. به ما نشان داده شد که اگر شیشه وارد بدن شده باشد یا هروئین، تفاوتی ندارد و مهم نیست چه نوع مادهای مصرف شده است؛ مهم این است که برای درمان، یک راه مشخص وجود دارد. روش DST با داروی OT که به مدت ده ماه استفاده کنیم، نتیجه آن را خواهیم دید. پس این یک علمی است که حقیقی است؛ علمی است که جاری است و به تکتک ما روشنایی را نشان داده است.
اگر بخواهم این دستور جلسه را به لژیون سردار ربط بدهم، باید بگویم این علمی که جاری است، پشتش یک ساختار بزرگ وجود دارد. بایستی مشارکت کنیم، بایستی مرد عمل باشیم و به وسط میدان بیاییم و کمک کنیم تا این علم و حقیقت، روزبهروز به انسانهای بیشتری برسد. شاید سهم منِ پریسا در لژیون سردار کوچک باشد؛ ولی وقتی در کنار سهمهای دیگر قرار میگیرد و همه این سهمها در کنار هم جمع میشوند، میتوانند مسیری را روشن کنند؛ مسیری که انسانهای بسیار زیادی چشمانتظار این روشنایی هستند.
.jpg)
تایپ: همسفر ناهید رهجوی راهنما همسفر فرشته (لژیون یکم)
عکاس: همسفر عسل رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون نهم)
ویرایش: همسفر پرستو رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون نهم) دبیر اول سایت
تنظیم و ارسال: همسفر شیوا رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون نهم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی زنجان
- تعداد بازدید از این مطلب :
35