جلسه چهاردهم از دوره سی و چهارم کارگاههای آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی لوییپاستور به استادی راهنما همسفر شهناز نگهبانی همسفر ماندانا و دبیری همسفر پانتهآ با دستورجلسه «صورت مسئله اعتیاد » روز سهشنبه ۷ مهر ماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۶:۰۰ آغاز به کار کرد.
.jpg)
خلاصه سخنان استاد
این افتخار نصیب من شده که اینجا قرار بگیرم و آنچه را بلدم و تجربه کردهام ارائه دهم. صورت مسئله اعتیاد مقالهای است که حجت را برای همه تمام کرده است؛ اعتیاد درمان دارد، چیزی که من خودم سالها به دنبال آن بودم. متأسفانه در این مسیر سوءاستفادههای مالی زیادی از ما شد و نتیجهای هم حاصل نشد. روزی رسید که زندگی ما به قهقرا رفت و داشت از هم فرو میپاشید و کارمان به طلاق میکشید. من به این نتیجه رسیده بودم که باید از هم جدا شویم تا اینکه مسافر من خودش کنگره۶۰ را پیدا کرد و اصرار داشت که من هم بیایم. من نمیآمدم و باور نمیکردم؛ چون هر جایی که رفته بودیم نتیجهای نگرفته بودیم.
وقتی صورت مسئله اعتیاد را میخوانی، دانش و شناختت نسبت به علم اعتیاد بالا میرود و متوجه میشوی حال بد مسافر از چه چیزی نشأت میگیرد. اختلالات درونی و بیرونی او را درک میکنی، عکسالعملهای آشکار و پنهانش را بهتر میفهمی و بالا و پایینهایش را درک میکنی. اگر دوستش داشته باشی و ذرهای محبت بین شما وجود داشته باشد، میتوانی با او همراه شوی.
صورت مسئله اعتیاد به ما میگوید که سیستم شبهافیونی بدن باید درمان شود و چشمههای جوشان و خروشان درونی دوباره به جریان بیفتد؛ اما این اتفاق یکمرتبه نمیافتد بلکه به مرور زمان و با تزکیه و پالایش و اجرای مثلث درمان یعنی جسم، روان و جهانبینی، شکل میگیرد. اگر من این موضوع را درست متوجه شوم کنار مسافرم آرامتر میشوم؛ مثل پزشکی که به علم طب مسلط است. وقتی بیماری به او مراجعه میکند دستپاچه نمیشود، چون علم و شناخت لازم را دارد و میداند چگونه به بیمار کمک کند تا مسیر درمان را طی کند.
حالا برای منِ همسفر چه اتفاقی میافتد اگر بخواهم به این شناخت و تسلط برسم؟ کنگره راه دارد، آموزش دارد، مسیر دارد و خط سیر به ما میدهد. به ما میگوید بهموقع بیایید، حضور مرتب داشته باشید، سیدی بنویسید، فرمانبردار باشید، مشارکت کنید و خدمت کنید، حتی جابهجا کردن یک صندلی هم میتواند باعث تغییر در من شود. ما فکر میکنیم چون همسفر هستیم حتماً حالمان خوب است؛ در حالی که گاهی جسم و درون یک همسفر میتواند از مسافر هم یخزدهتر باشد.
تمام راههایی که کنگره پیش پای ما میگذارد کمک میکند تا خودمان تغییر کنیم. به قول آقای مهندس؛ درون من باید به یک توازن برسد با همان جرقهای که درونم با آن روشن میشود. اگر یاد بگیرم و با آموزشهای کنگره همسو شوم، در واقع دستم را در دست نیروهای الهی گذاشتهام و از این مسیر انرژی میگیرم. زندگی به سمت آرامش و تعادل پیش میرود. وقتی درمان اتفاق میافتد، یک بخش کار انجام شده است؛ اما رسیدن به تعادل و آگاهی بخش اصلی مسیر است.
گاهی درمان اتفاق افتاده؛ اما هنوز تعادل و آگاهی لازم را نداریم و با کوچکترین تلنگر به هم میریزیم، چرا؟ چون همسفر اغلب در گذشته سیر میکند و گذشته را مثل خنجر به درون خود فرو میبرد و همین موضوع باعث خشم و پرخاشگری او میشود. ما نیاز داریم حالمان بهتر شود. برای همین باید از تمام امکانات و راههایی که کنگره در اختیارمان گذاشته استفاده کنیم؛ از پارک، موسیقی، سردار و آموزشها گرفته تا مشارکت و خدمت. اینها را جدی بگیریم و حضور داشته باشیم. حتی اگر بعضی وقتها حالمان خیلی بد است، میتوانیم زودتر بیاییم بنشینیم، صندلیها را مرتب کنیم یا آخر جلسه بمانیم و کمک کنیم. شاید در ظاهر این کارها ساده به نظر برسند؛ اما همین قدمهای کوچک میتوانند درون ما را تغییر دهند و انرژی تازهای به ما بدهند. کنگره به ما یاد میدهد که فقط منتظر تغییر مسافر نباشیم؛ خودمان هم باید در این مسیر حرکت کنیم تا به آرامش، تعادل و حال خوش برسیم.
انتخابات نگهبانی کارگاه خصوصی همسفران



مرزبانان کشیک: همسفر مرجان و مسافر محمد
تایپ: همسفر منیژه رهجوی همسفر مریم ث. (لژیون نهم)
عکاس: راهنما همسفر نیلوفر
ارسال: همسفر مرجان، مرزبان خبری
همسفران نمایندگی لوییپاستور
- تعداد بازدید از این مطلب :
240