خداوند را شاکرم بابت فرصتی که به من داد تا وارد کنگره۶۰ شوم و حالخوش را تجربه کنم. من و مسافرم همزمان سفرمان را آغاز کردیم. اوایل سفر به دلیل ترس و عدم اعتمادبهنفس نمیتوانستم اعلام سفر یا مشارکت کنم کمکم فهمیدم که ترسهایم واقعی نیستند و فقط سایههایی هستند که با آموزش و عمل میتوان از آنها عبور کرد. امروز وقتی به گذشته نگاه میکنم میبینم چقدر همان ترسها باعث رشد من شدند چون مجبورم کردند حرکت کنم، یاد بگیرم و قویتر شوم.
در ابتدا فکر میکردم فقط مسافرم نیاز به درمان دارد؛ اما بعد از مدت کوتاهی متوجه شدم داشتن همسفر برای مسافر لازمه این سفر است و منِ همسفر نیز درون خود تاریکیهایی دارم که باید گرههایش را باز کنم و یاد گرفتم که همسفر بودن یعنی امید دادن، آرامش داشتن و چراغی که مسیر را روشنتر میکند. کنگره برای من فقط یک مکان نیست خانهای است که در آن یاد گرفتم چگونه فکر کنم، ببخشم و آرام باشم. هرچه در مسیر، جلوتر رفتم بیشتر فهمیدم که این سفر فقط برای درمان اعتیاد نیست سفری است برای ساختن انسانی که بتواند با خودش مهربان باشد و جهان را با نگاه روشنتری ببیند. آموختم که هیچکس یکشبه تغییر نمیکند و این اتفاق آرامآرام با قدمهای کوچک اما پیوسته بهوجود میآید.
دلنوشتهها، در درونم حس و حال عجیبی ایجاد میکنند؛ زیرا هرکسی از تجربه خودش سخن میگوید و همین موضوع اشتیاق من را برای حضور در کنگره بیشتر میکند. حال خوش امروز را آسان به دست نیاوردم اما ارزشش را داشت چون فهمیدم دیدن زیباییها و آرام بودن در دل سختیها است. در طول سفر تلاش کردم گوشبهفرمان راهنما باشم در جلسات با نظم حضور داشته باشم و آموزشها را در زندگی اجرایی کنم. از آقای مهندس و خانواده محترمشان نهایت قدردانی را دارم و همچنین از راهنمای خوبم تشکر میکنم که حال خوب امروزم را مدیون صبوری و راهنماییهای ایشان هستم که کمک کردند مسیر درست را پیدا کنم و به حال خوش برسم.
نویسنده: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر سعیده (لژیون دوم)
رابط خبری: همسفر اعظم رهجوی راهنما همسفر سعیده (لژیون دوم)
ویرایش: همسفر مبینا رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون نهم)
ارسال: همسفر اکرم رهجوی راهنما همسفر راضیه (لژیون چهارم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی فرشته ( سمنان)
- تعداد بازدید از این مطلب :
174